• اطلاعیه ها

    • سینا میاندشتی

      در مورد مشکلات لاگین (ورود) به سیستم جدید تالار   09/02/16

      با سلام   در نسخه جدید تالار امکان استفاده از Username از سیستم حذف شده است و شما باید با یکی از ۳ روش زیر برای ورود اقدام کنید نام نمایشی (مثلا نام نمایشی بنده سینا میاندشتی است) آدرس ایمیلی که در سیستم ثبت نام کردید (مثلا [email protected]) اکانت گوگل (البته به زودی ورود از طریق facebook و twitter نیز به سیستم اضافه می شود)   در صورتی که نام نمایشی خود را نمی دانید - یا نمی دانید با چه ایمیلی ثبت نام کردید - مشکل خود را از طریق ایمیل به آدرس [email protected] ارسال کنید با تشکر

Recommended Posts

ارسال شده در (ویرایش شده)
درود

 

یک اتفاقی افتاده که خیلی ناراحت شدم.

یک هارد 1 ترابایت برای یکی از دوستانمون تو پرشین تولز ارسال کردم که متاسفانه زنگ زدن گفتن کلا سوخته!

من تست گذاشتم و براشون فرستادم و هم نمیتونم خسارت رو متقبل بشم. از طرفی دلم هم برای اون بنده خدا هم میسوزه.

کلی حالم گرفته شده.

 

 

معین جان همیشه اینجور مسائل پیش میاد و خدا رو شکر ضرر مالی هستش عزیز و میشه حبران کرد .

 

 

مشکل اینجاست که این دوستمون توی یکی از بخشهای روستایی استان هرمزگان هستند و دسترسی به تعمیرکار ندارند.نمیدونم میشه از پست خسارت گرفت یا خیر؟چون صددرصد تا رسیدن به پست این کالا سالم بوده و بعد از تحویل از پست متوجه مشکل شدند.

الکی ذهنم درگیر شده، تو امتحانا هم هستم،از طرفی متضرر شدن دوستمون هم برام خوشایند نیست.

قرار شده برام بفرستند و من برای تعمیر اقدام کنم به امید خدا درست بشه.

 

 

درود

 

پیرو اتفاقی که افتاده بود این دوستمون گفتند تعمیرکار اینجا نیست و بعد از مدتی هارد رو برام ارسال کرد و بعد از 2 هفته دوندگی و  پیش چند تعمیرکار بردن این هارد در اخر گفتند سیلندر آسیب دیده و قابل تعمیر نیست!

حالا این دوستمون میگه خسارت هارد رو باید بدی.! :(

جالبه هاردی که من براشون تست گرفتم و سالم بوده حالا به هرنحوی یا خودشون اسیب زدن  و یا در پست آسیب دیده ایشون مدعی خسارت از بنده هستند.

در صورتی که کالا وقتی فروش میره اونم هارد طرف باید بدونه ریسک داره و احتمال داره آسیب ببینه.حالا من برای این آقا از هیچ تلاشی مضایقه نکردم و با توجه به اینکه گفتند اونجا تعمیر کاری ندارند و من تو امتحان هام بودم حاضر شدم که هارد رو برام بفرستند و من دنبال تعمیرش برم ولی بازهم ایشون قدر نشناسی رو در حق بنده تموم کردند و مدعی خسارت شدند!جالبتر میگه یک هارد دیگه برام ارسال کن!

واقعا دل ادم از این همه بیمعرفتی ،بی چشم و رویی به تنگ که هیچی درد میاد.

 

گفتم اینجا بگم بلکه یکم سبک بشم.

ویرایش شده در توسط HeX

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
name name
ارسال شده در (ویرایش شده)

درود

 

ای خدا دوباره ما یک معامله کردیم چقدر پشت سرمون حرف زدن.خودت شاهدی ما چیزی رو از کسی به زور نخریدیم!

کنایه به اون شخصی کخ میگه مین و پردازنده رو به زور از من گرفته و حالا پس نمیده !

ویرایش شده در توسط HeX

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده)
معین جان خودت رو ناراحت نکن. ما هم یه سری مشکل توی یاهو با این بنده ی خدا داشتیم :)

به دنیا بخند :D

 

درود

 

علی جان من خودم کلی مشکل  به صورت روزمره دارم و نمیتونم اینطور بی معرفتی و بی شرمی رو تحمل کنم.

اون زمانی که پول لازم بود چقدر پیام میداد بیا اینو بخر.حالا اتفاق این بود که یکدفعه قطعه 480 تومانی بعد از روز خرید من شد 700 تومان!

ای کاش حداقل به خودم می گفت و پشت سرم صحبت نمی کرد.اون هم خلاف واقع.

ویرایش شده در توسط HeX

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
درود

 

علی جان من خودم کلی مشکل  به صورت روزمره دارم و نمیتونم اینطور بی معرفتی و بی شرمی رو تحمل کنم.

اون زمانی که پول لازم بود چقدر پیام میداد بیا اینو بخر.حالا اتفاق این بود که یکدفعه قطعه 480 تومانی بعد از روز خرید من شد 700 تومان!

ای کاش حداقل به خودم می گفت و پشت سرم صحبت نمی کرد.اون هم خلاف واقع.

دورد

معین جان تنت سلامت پیش میاد تو چرا غصه می خوری اون باید غصه بخوره... پیش میاد بابام زمین فروخت 30  بزور و مکافات ... بعدش یهو شد بعد 1 ماه 50 حالا بخوای بشینی بگی خوش به حال اون یا بعد به حال من که نمی شه... از اون ور از یکی طلب داشت چند سال پیش بجاش طرف زمین داد حالا اون زمین رو برو ببین چند می گن؟؟؟ تجارت هست ریسک داره کسی که بلد نیست سرش نمیشه بی خود میاد تو اینکار حتی اگه سرش کلاه بر تقصیر خودشه دقت باید می کرد، ریسکش رو قبول کرده اومده خرید کرده یا اون فروخته.

«بقول معروف از هر دستی بدی از همون دست می گیری و یا بازی اشکنک داره سر شکستنک داره از بچگی بهمون یاد دادن نمی دونم چرا یادمون میره»

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آخه نیما جان یکبار برگشته گفته معین قطعات رو بزور از من گرفته!

یکبار برگشته گفته معین سر من....گذاشته و من نمیدونستم گرون میشه(شده)

یکبار برگشته گفته قطعاتم رو پس نمیده.

 

دوتا مشکل هست نیما جان :

اول اینکه بین من و ایشون اصلا هیچ کدوم و این اتفاقا نیافتاده و خلاف واقع میگه.

دوم اینکه بابا اگر مشکلی بوده چرا به من نگفته و رفته جای دیگه پیش شخص سومی اینطور مسائل رو بازگو کرده

 

واقعا جای تاسف و تامل

اینا همه درس هست در زندگی

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
درود

 

علی جان من خودم کلی مشکل  به صورت روزمره دارم و نمیتونم اینطور بی معرفتی و بی شرمی رو تحمل کنم.

اون زمانی که پول لازم بود چقدر پیام میداد بیا اینو بخر.حالا اتفاق این بود که یکدفعه قطعه 480 تومانی بعد از روز خرید من شد 700 تومان!

ای کاش حداقل به خودم می گفت و پشت سرم صحبت نمی کرد.اون هم خلاف واقع.

درود

معین جان در کل وقتی معامله ای انجام میشه دیگه تمومه چه اون کالا بشه مفت فروشنده مقصر نیستش و نوش جونتش همونطور هم اگر دو برابر گرون بشه نوش جون خریدارش . پس هر حرفی بعد از این میخواد زده بشه بیهودست . اگر اینجوری باشه ما دیگه باید کار و زندگیمون رو ول کنیم و فقط به فکر حصرتهامون باشیم عزیز

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
درود

معین جان در کل وقتی معامله ای انجام میشه دیگه تمومه چه اون کالا بشه مفت فروشنده مقصر نیستش و نوش جونتش همونطور هم اگر دو برابر گرون بشه نوش جون خریدارش . پس هر حرفی بعد از این میخواد زده بشه بیهودست . اگر اینجوری باشه ما دیگه باید کار و زندگیمون رو ول کنیم و فقط به فکر حصرتهامون باشیم عزیز

ای قربان دهانت آقای حسینی.

ای کاش این دوستمون این رو هم میفهمید وقتی من دو هفته پیش کالا رو ازش خریدم تموم شده رفته و صاحبش منم و نباید بره پیش این و اون دهنش رو باز کنه....

بازم ممنون

دوستان لیونی یک مسکن هستند بر درد @};-

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده)
درود

معین جان در کل وقتی معامله ای انجام میشه دیگه تمومه چه اون کالا بشه مفت فروشنده مقصر نیستش و نوش جونتش همونطور هم اگر دو برابر گرون بشه نوش جون خریدارش . پس هر حرفی بعد از این میخواد زده بشه بیهودست . اگر اینجوری باشه ما دیگه باید کار و زندگیمون رو ول کنیم و فقط به فکر حصرتهامون باشیم عزیز

باریکلا لپ مطلبو گفتید :D

در ضمن معین جان قرار نیست با حلوا حلوا کردن دهنشون شیرین بشه، چیزی که عیان است... یا بادمجون قم افت نداره هیچ خاصیت هم داره.

زدم تو کار ضربالمثل حسابی :D

ویرایش شده در توسط nima2007

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

د-خ - ت - ر  یعنی آدم فروش

یعنی برو بعداً بیا

یعنی که تو بازیچه ای

یعنی بری پیش خدا

آدم فروش لعنتی ، من هنوزم دوست دارم .............. :(  :crying:

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بگو ای یااااااااااااااااااااااار بگو ................

که دلم تنگ شده

رو زمین جا ندارم / آسمون سنگ شده

بگو از خونه بگو / از گل پونه بگو / از شب شب زده ها که نمی مونه بگو

بگو ای یااااااااااااااااااااااار بگو که دلم تنگ شده.......................................... :wub:

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
د-خ - ت - ر  یعنی آدم فروش

یعنی برو بعداً بیا

یعنی که تو بازیچه ای

یعنی بری پیش خدا

آدم فروش لعنتی ، من هنوزم دوست دارم .............. :(  :crying:

 

شما هم قاشق(عاشق) شدی؟ :-S

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درود بر دوستان عزیز

 

:( :(

معلم های  بدون برنامه و دیکتاتور یعنی اونایی که ما داریم. بدترین معلم ها. البته خدا رو شکر هر سال بهترین معلم ها رو هم داریم...

امسال یک معلم ریاضی ... داریم. واقعاً آدم بی برنامه و خودرأیی هست.

ما امروز از ساعت 8 صبح تا 12 ظهر یعنی 4 ساعت، المپیاد کارسوق ریاضی داشتیم (مرحله ی دوم - کشوری) . معلم هم هفته ی پیش گفته بود که چهارشنبه از کل کلاس ها امتحان می گیره اما از المپیادی ها امتحان نمی گیره. ما هم این چند روز فقط روی همین کارسوق کار کرده بودیم و هیچی برای امتحان نخونده بودیم! خوب گفته بود امتحان ازمون نمی گیره!! بعد سر کارسوق بودیم، ساعت 9، یه نفر اومد گفت آقای ریاضی (فامیلیش رو نمی برم) که ما باهاش زنگ اول کلاس داشتیم گفته زنگ آخر امتحان رو می گیره که از کارسوقی ها هم بگیره :wacko:

خدا رو شکر چون من خیلی معلمم رو قبول داشتم حرف این رو باور نکردم و با خیال راحت المپیاد کارسوق رو دادم تا ساعت 12 و تمام سوالات رو درست و به خوبی حل کردم و تمرکزم رو از دست ندادم. اما وقتی رفتم بیرون دیدم بله حقیقیت داره ... هر چی با بچه های دیگه که المپیادی بودن خودمون رو به در و دیوار زدیم فایده نداشت. حتی ناظم ها هم گفتن کاری از دست ما بر نمیاد ما هرچی بگیم اون کار خودش رو می کنه!!! خیلی راحت زده بود زیر حرفش.

هیچی خلاصه از 12:30 تا 2:30 هم امتحان ریاضی رو دادم. بسیار بد ... خودتون رو بگذارید جای من که از 8 تا 12 ریاضی حل کرده، بعد دوباره 2 ساعت دیگه باید بشینه ریاضی حل کنه. مغزم کلاً تعطیل شده بود. ورقه رو هم تقریباً سفید دادم ...

 

و این باعث شد که دیگه اصلاً روی حرف معلم ها حساب نکنم ... :(

البته خوش بختانه ناظم عزیزمون گفت که این نمره رو براتون منظور نمی کنم. اما ناراحتی من از این هست که چرا یک انسان تحصیل کرده و فرهنگی باید اینجوری عمل کنه ...

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

گفتین دلتنگ...

چقد این واژه برام غریبه...

شاید باورتون نشه...ولی خداییش خیـــــلی دلم برا خنده هام تنگ شده...اونقدر بلند و از ته قلب میخندیدم که همه بهم میگفتن یخورده یواشتر,چه خبرته!!!چقد تابلو میخندی...

حتما شنیدین که میگن خنده بر هر دردی دواست...بخاطر همین خیلی مدته هر کاری میکنم که به زور هم شده یخورده بخندم,نمیتونم...

البته دلم میخواد بخندم ولی نمیتونم...یه جورایی افسردگی گرفتم...عین هو که خاک مرده ریختن تو دلم....طوری شده که اول خودمو آزار میدم و این باعث میشه که به زمین و آسمون گیر بدم ...میخوام با همه بجنگم...سر کوچیکترین چیز دوست دارم تمام دنیا رو به آتیش بکشم...مثه یه خروس جنگی شدم...

هر چی بیشتر تکنولوژی پیشرفت میکنه,ما آدمها رو بیشتر از هم دور میکنه...طوریکه وقت نمیکنیم جواب یه اس و بدیم,چه برسه به اینکه بخوایم با هم گپ بزنیم و حال و روز همدیگه بپرسیم...اون قدیم زندگی سنتی هرچند ساده و بی آلایش بود ولی دنیایی از عشق و محبت بینشون تقس میشد ولی اگه دقت کنین با پیشرفت علم و فناوری همه چی خیلی راحت به دست فراموشی سپرده میشه و روز به روز زندگی ها رنگ سرمایی به خودش میگیره...از هر کی هم سوال میکنی چرا زندگی اینجوری شده...جواب میده الان اینطوری مد شده و. و .و هزاران آیه و دلیله دیگه!!!

ولی بچه ها تا میتونین هرز چند گاهی این تاپیکهارو بالا بیارین و مشارکت کنین تا حداقل تو همین فضای مجازی و پشت مانیتور با هم گپ بزنیم...از احوال همدیگه باخبر بشیم. 

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

انقدر حالم بده نمیتونم چیزی بگم :(

قیصر جان واقعا چرا با پیشرفت فن آوری دلهای ما پس رفت میکنه؟

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
انقدر حالم بده نمیتونم چیزی بگم :(

قیصر جان واقعا چرا با پیشرفت فن آوری دلهای ما پس رفت میکنه؟

چون صاحب فن آوری نیستیم در نتیجه :

مصرف کننده هستیم در نتیجه :

باید برای دست یابی به فن آوری و رفاه بیشتر هزینه کنیم در نتیجه :

تامین مالی خوب میخواد که نداریم در نتیجه :

هی میبینیم کاری نمیتونیم بکنیم در نتیجه .... =(( 

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نبینم حالت بد باشه داداش گلم  @};-

راستش یکی از دلائلش اینه که با پیشرفت فن آوری,دوستیهامون هم بصورت مجازی شده و از حالت حقیقی در اومده...

راه حلش هم اینه که ما باید چه توی نت و چه بیرون از نت همیشه پشت هم باشیم و هوای همدیگرو داشته باشیم...

من که اینجوری زندگی کردم

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

می دونید دلم چی می خواد؟ چیز های زیر را

intel core i7 3970x

asus rampage iv extreme

corsair dominator platinum 2400 64 gb

asus/evga gtx titan quad sli  

green gb1600b-oc

green x9 peredator

مانیتور 23 اینج 3d ایسوس

می گم آقای حسینی حالا که پرسیدید می شه اینا رو مجانی بهم بدید؟ :D  :wub:

ویرایش شده در توسط Hossein 1376

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

میدونین چرا پیشرفت نمیکنیم ؟؟ !!!

 

چون مدیران همه چیز بلدمون فقط نظر خودشون رو به اجرا میزارن / همین !!!!!!

و از همه بدتر اینکه ایمان دارن که درست هم هست !!!!

چاپلوسی هم شده براشون " وظیفشون " !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دلم از همه این آدما بیزاره ، :(

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده)
 

بگو ای یااااااااااااااااااااااار بگو ................

که دلم تنگ شده

رو زمین جا ندارم / آسمون سنگ شده

بگو از خونه بگو / از گل پونه بگو / از شب شب زده ها که نمی مونه بگو

بگو ای یااااااااااااااااااااااار بگو که دلم تنگ شده..........................................  :wub:

 

کسی به یاد عشق نیست ، کسی به فکر ما شدن ، ازان تبار خود شکن ، تو مانده‌یی و بغض من
از این چراغ مردگی ، از این بر آب سوختن ، از این پرنده کشتن و ، از این قفس فروختن
چه‌گونه گریه سر کنم ، که یار غم‌گسار نیست ، مرا به خانه‌ام ببر ، که شهر شهر یار نیست ......   :( 

ویرایش شده در توسط ۞ MR_MOHAMMAD ۞

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ازبعضی ازدکترا دلگیرم شدید!!!

پریروز رفتم کمیسیون پزشکی برای معافیت سربازی به دلیل داشتن دیسک کمر شدید!

پزشک متعهد کمیسیون که سرهنگ ارتش هم هست ، نظر به معاف شدن دادن ولی درحالی که توی کمیسیون پزشکی که 3تا دکترپزشک عمومی بودن اعلام کردن باید بری پیش یه دکتردیگه!!!!!!

امروز ساعت5صبح رفتم برای اخذ نوبت و......

دکترجدید به من یک ماه و نیم دیگه نوبت داده :wacko: :(

دست ازپا درازتراومدم خونه(بادرد شدید کمر)

 

هی روزگار

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ازبعضی ازدکترا دلگیرم شدید!!!

پریروز رفتم کمیسیون پزشکی برای معافیت سربازی به دلیل داشتن دیسک کمر شدید!

پزشک متعهد کمیسیون که سرهنگ ارتش هم هست ، نظر به معاف شدن دادن ولی درحالی که توی کمیسیون پزشکی که 3تا دکترپزشک عمومی بودن اعلام کردن باید بری پیش یه دکتردیگه!!!!!!

امروز ساعت5صبح رفتم برای اخذ نوبت و......

دکترجدید به من یک ماه و نیم دیگه نوبت داده :wacko: :(

دست ازپا درازتراومدم خونه(بادرد شدید کمر)

 

هی روزگار

حمید جون یه دوست یزدی داشتم

دیسک کمر داست شدید نتونسته بود معاف بشه

اومد خدمت تو آمورشی خیلی بهش فشار آوردن و کلی ...

بعد از کلی درد سر و جراحی و از این حرفا گفتن معافی

یه وقتی به سرت نزنه بری خدمت من و این دوستم کلا با هم بودیم با چیزایی که دیدم باید از درد زایمان و دندون بدتر باشه

خیلی وحشناکه!!!!

 

این رو گفتم که هر چقدر لازمه صبر کن تا معاف بشی داداشم

این ماه نشد ماه دیگه خدا بزرگه شاید خیریتی هست

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

حمید جون یه دوست یزدی داشتم

دیسک کمر داست شدید نتونسته بود معاف بشه

اومد خدمت تو آمورشی خیلی بهش فشار آوردن و کلی ...

بعد از کلی درد سر و جراحی و از این حرفا گفتن معافی

یه وقتی به سرت نزنه بری خدمت من و این دوستم کلا با هم بودیم با چیزایی که دیدم باید از درد زایمان و دندون بدتر باشه

خیلی وحشناکه!!!!

 

این رو گفتم که هر چقدر لازمه صبر کن تا معاف بشی داداشم

این ماه نشد ماه دیگه خدا بزرگه شاید خیریتی هست

قربونت سعید جان

ممنون ازهمدردیت

اره بدجوردرد میکنه ، نه میتونم بشینم نه میتونم سرپاوایسم همیشه با درد باید سرکنم!

حتی همین الان1

خدابزرگه ماهم بالاخره خدایی داریم

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال نظر یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید نظر ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در انجمن ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری