• اطلاعیه ها

    • سینا میاندشتی

      در مورد مشکلات لاگین (ورود) به سیستم جدید تالار   09/02/16

      با سلام   در نسخه جدید تالار امکان استفاده از Username از سیستم حذف شده است و شما باید با یکی از ۳ روش زیر برای ورود اقدام کنید نام نمایشی (مثلا نام نمایشی بنده سینا میاندشتی است) آدرس ایمیلی که در سیستم ثبت نام کردید (مثلا [email protected]) اکانت گوگل (البته به زودی ورود از طریق facebook و twitter نیز به سیستم اضافه می شود)   در صورتی که نام نمایشی خود را نمی دانید - یا نمی دانید با چه ایمیلی ثبت نام کردید - مشکل خود را از طریق ایمیل به آدرس [email protected] ارسال کنید با تشکر

لیست برترین‌ها


مطلب محبوب

نمایش مطالب با بیشترین امتیاز از 10/22/17 در تمام بخش‌ها

  1. 29 امتیاز
    سلام خدمت هر دو دوست عزیزی که خودشون رو مدیر وبسایت دانلود ها معرفی کردن . از آشنایی شما خوشبختیم . فقط چرا هر دو نفر از فیلتر شکن استفاده کردید ؟ چرا ایمیل ساختگی دارید ؟ مگه وبسایت به این عظمت ایمیل مربوط به دامین خودش رو برای مدیرانش نداره ؟ وقتی میخواهید یه جای دیگه از طرف وبسایت به طور رسمی صحبت کنید ، باید محکم تر از این باشید . نه اینکه یکی میاد بد و بیراه میگه و یکی دیگه با اینکه بزرگترین آرشیو نرم افزار رو داره ، روی موبایلش کیبورد فارسی نیست . در شان مدیر یک سایت پر بازدید نیست که خودش بیاد در یک انجمن گفتگو و پاسخ کاربران رو بده . اون هم به این شکل . یعنی هیچ کسی تو سایت شما نیست ؟ فقط خودتون هستید ؟ یک نفره اداره میشه اون سایت ؟ آفرین به شما . تا جایی که به من مربوطه ، جفت این دوستان انسانهای بیکاری هستن که اومدن برای مزه پرانی یوزر جدید ساختن و پست دادن ، مگر اینکه بتونن خلافش رو ثابت کنن . یوزر دوم این عزیزان هم که تو انجمن فعاله پیدا میشه و هر دو یوزرشون بن خواهد شد .
  2. 26 امتیاز
    Call of Duty تاریخچه بزرگترین شوتر جهان از روز های آغازینش در WWII تا موفقیت های عظیم اش در سری های Modern warfare و شیرجه در آینده سری COD همیشه خاص بوده است و تاثیر عظیمی بر دنیای بازیهای رایانه ای گذارده است. در حالیکه نزدیک عرضه COD:WW2 هستیم، جایی که مشهورترین شوتر نظامی به خانه بازگشته، تاریخچه سری را نگاهی می اندازیم. من عاشق سری هستم! COD حتی در نسخه هایی که همه میگوند فضایی شده و تخیلی شده!! نسخه های Advance warfare و infinite warfare برای من فوق العاده جذاب بودند. باید بگویم برای همه جذاب بودند چون آمارهای فروش خلاف گفته ها را ثابت می کند. همه COD را دوست دارند و حتی خرده گیران نیز هر قسمت را دو سه باری تمام می کنند بعد از شدت آدرنالین تزریق شده، نفس نفس زنان می گویند ای بد نبود، بعدی کی میاد!!؟! Call of Duty 2003 خوب اولین سفر ما به بازی، سال 2003 بود، در واقع بازی اصلا ساخته شده بود تا با سری Medal از EA رقابت کند. اولین COD در جنگ جهانی دوم میگذشت و در حالیکه که مدال تمرکزش روی نمایش قهرمان بازیها ی یک سرباز امریکایی در دل جنگ بود، COD بخوبی راهش را جدا کرد، او تمرکز نمایش درخشانش را روی به تصویر کشیدن ابعاد یک نزاع عظیم گذاشت و شما در نقش سربازانی از آمریکا، انگلیس و روسیه قرار داد در وسط آتش جنگ. COD قسمت یک سال 2003 نقدهایی خیره کننده گرفت و ستوده شد و بخش تک نفره داستانی قوی اش در کنار مولتی پلیر خیره کننده؛ سنگ بنای یکی از موفق ترین فرنچایز های تاریخ بازیهای رایانه ای را بنا نهاد. Call of duty: United Offensive یک بسته الحاقی که توسط Gray matter برای بازی اصلی توسعه داده شد. این بسته بخش داستانی جدیدی در خود داشت. عملیاتی ازسوی آمریکایی ها در منطقه مشهور Bastogne بلژیک. البته اوج قدرت این پک در مولتی پلیر آن بود زیرا برای اولین بار مفهوم Rank به دورن ساختار بخش اونلاین سری تزریق شد تا هرچه بیشتر بازیبازان بازی میکردند همانند یک نظامی ، در جه میگرفتند و ارتقا پیدا میکردند. Call of duty: Finest Hour در حالی که نسخه اصلی بازی فقط برروی پلتفرم PC موجود بود، Activision تیم Spark interactive را مامور ساخت یک نسخه Spin Off برای کنسول خانگی ps2 و Xbox و گیم کیوب نینتندو نمود. Finest Hour بازی بد نبود ولی به سختی میشد با شاهکار بشدت برجسته تر، نسخه اصلی PC مقایسه اش کرد. البته بازی به میراث سری وفا دار بود واستان هایی از شش سرباز را از چندین گوشه جهان روایت میکرد ، الگویی که امروزه در Battlefiled 1 نیز بخدمت گرفته شده است. بازی همچنین توانایی پشتیبانی تیم های 32 نفره در بخش اونلاین را برای Xbox داشت. رقمی جالب توجه برای اونلاین کنسولی که تازه قرار بود مولتی پلیر را به آغوش کشیده و به PC ِبپیوندند. Call of Duty 2 سال 2005 بود که قسمت دوم عرضه شد و اگر چه COD2 در واقع دنباله روی جد خود قسمت اول بود اما سعی کرد قسمت یک را در تمام زمینه ها بهبود بخشد و نتیجه شاهکار بودزیرا نمی توان از تاثیری که دومین موج حمله infinity Ward به میدان نبرد شوترهای اول شخص چه در کنسول چه در PC داشت غافل بود! COD2 در زمان لانچ کنسول نسل جدید مایکروسافت Xbox360 عرضه شد و در حالیکه Halo 2 میرفت ایده شوتر اونلاین مولتی پلیر کنسولی را در ذهن جمعیت عظیم مخاطب کنسولی پیاده سازی کند، COD2 ویژگی های سرسخت شوتر PC با یژگی های خاص اونلاین این پلتفرم را پیاده سازی نمود.د این تغییر به خوبی گرفت : بازیبازان در مبارزات مرگبار تعقیب و گریز یکدیگر در پرده نمایش جنگ جهانی غرق شده بودند و در همین حال بودکه بهترین فروش یک بازی در لانچ کنسولی برای COD 2 رغم خورد. Call of Duty 2:Big Red One در حالیکه بازی COD 2 برای نسل جدید ساخته شده بود، اسپین اف سری برای نسل گذشته سخت افزار عرضه شد،Ps2-Gamecube و ایکس باکس اصلی. از انجایی که BRO اولین بازی استودیو Treyarch یکی از سه استودیو مشهور ساخت قسمت های سری بود و Treyarch به ما معرفی شد؛ از این لحاظ Big red One مهم جلوه میداد. در ساخت این بازی Gray matter سازنده بسته United Offensive نیز همکاری کرده بود. برخلاف اکثر COD ها تا آن زمان، BRO تمرکزش روی یک جوخه بود : پیاده نظام شماره 1 از ارتش ایالات متحده، با لقب Big Red One. در حالی که بازی نمیتوانست با COD 2 رقابت کند، ولی از finest Houre که گویی دنباله آن نیز بود بهتر بود نقدهای مثبت بیشتری گرفت. Treyarch شوتر سینمایی خوبی را ارائه داده بود و کارشان نادیده نماند زیرا بعد ها تبدیل به عنصری کلیدی در اسطوره سری COD شدند. Call of Duty 3 در حالیکه infinity ward در حال کار روی پروژه عظیم بعدی خود بود، چیزی که برای همیشه چهره شوتر اول شخص کنسولی را تغییر داد، توسعه قسمت سوم و عرضه آن در سال 2006 به Treyarch سپرده شد. این اولین بار بود که یک نسخه اصلی توسط تیمی غیر از اینفینیتی خلق شده بود واز بعد تک نفره این تغییر خود را نشان داد. COD3 متاسفانه، مورد نقدهای منفی قرار گرفت نقد هایی چون بخش داستانی آن تنوع خاصی ندارد و متفاوت نیست و تکراری و ... بخش اونلاین به قدرت خود باقی بود و برای اولین بار خودرو به مپ ها اضافه شد و گیم مود های جذابی نیز در ساختار اونلاین به کار رفت. راستش را بخواهید هم بازیباز ها هم منتقدها شروع کرده بودند به خسته شدن از سری WWII و بیشترین دلایل نگاه منفی به قسمت سوم همین بود . اینجا بودکه Infiniti war همه را دیوانه کرد.... Call of Duty 4: Modern warfar در حالیکه سالانه شاهد عرضه سری بودیم ،این زمان عرضه COD 4 بود که یک تغییر اساسی در ساختار بازی چه در بعد گیم پلی چه روایی ایجاد شد. تغییر از جنگ جهانی دوم به زمان مدرن خود ما، حرکتی جسورانه بود . بازیی که مخاطبانش به ساختار محیطی و داستانی آن عادت کرده بودند ناگهان خود را در جهانی غریبه میافتند. ریسک بسیار بالا بود ولی استادی Inifinity ward در خلق شوتر اول شخص سینمایی تازه اینجا مشخص شد. برداشت این تیم ماهر از اوضاع جهان و کانسپت گیری از اثار سینمایی درخشانی چون Black Hawk down ریدلی اسکات، و اعمال آن به ساختار گیم پلی فوق سریع و سینمایی COD باعث خلق معجونی شد که هنوز مزه اش زیر زبان من مانده است. منتقدان بخش داستانی را به خاطر داستان سرایی خیره کننده و شوتر دیوانه وار ستودند. IW با چنان استادی بازیباز را در یک سواری دیوانه وار از یک ست پیس خیره کننده به دیگری پرتاب میکرد که در مدت زمان کمپین فرصت پلک زدن هم نبود. برتری اینجا به پایان نمی یافت ؛ زیرا با جدا شدن از دل تاریخ روایت شده گذشته WWII اینفینتی وارد اکنون به زمان معاصر آمده بود و از زنجیر روایت صحیح تاریخی رها شده بود و قادر بود داستان های خیالی خود را بسازد. درگیری های جهان واقعی در عراق و افغانستان در زمان عرضه MW در اوج بود و اگر چه MW از لحاظ ستینگ یا روایت با جنگ های خاور میانه ربط آنچنانی نداشت، نمایشش از قهرمان های عصر جدید با زمان بندی دقیقی به تصویر کشیده شده بود. Call of duty:world at War سال 2008 بود و در حالیکه IW تمرکزش روی سری رکورد شکن MW قرار گرفته بود، به عهده Treyarch بود تا بازیبازان را برای سال متوالی سرگرم کند وبعد از چشیدن شوتر MW ماموریتی سخت و طاقت فرسا به عهده Treyarch افتاده بود تا دوباره ما را به WWII بازگرداند. اینبار نمایش pacific بود و حشت جنگ با Kamikaze و مخفی کاری و ژاپنی ها، دربخشی خونین از تاریخ واقعی جنگ. بهرحال World at war قادر به فرار از سایه سهمگین MW نبود و این حس وجود داشت که حرکت به گذشته حرکتی رو به عقب بوده ا ست . بخش مولتی پلیر خوب بود اما شاخص نبود. اگر چه برای اولین بار زامبی مود نیز عرضه شد بهرحال جهان در جنگ فقط نقش یک توقف گاه موقتی را درطی سال داشت زیرا همه منتظر بازگشت Infinity Ward بودند. Call of duty: Modern warfare 2 زمانی که در سال 2009 MW2 عرضه شد برند COD تبدیل به یک غول شده بود. فروش سهمگین سری در کنار موفقیت عظیم MW بازی را به یکی از عظیم ترین فرنچایز های تاریخ تبدیل کرده بود. قسمت دوم با هایپ بسیار زیادی عرضه شد. حتی لانچ بازی فرش قرمز نیز داشت! بازی های رایانه ای حالا قدرتمند ترین مدیوم سرگرمی بودند و COD نمادی بزرگ و نوک این قله بود. از بعد گیم پلی قسمت 2MW نسخه بهبود یافته قسمت اول بود. روایت داستانی جذاتر و پیچیده تر ، انفجارها عظیم تر و شوتر سینمایی تر شده بود. االبته انتقادهایی نیز به مرحله NO Russian بود جایی که تروریست روسی در فرودگاه روسیه تعدادزیادی انسان بیگناه را قتل عام می کرد شد . بخش مولتی پلیر بر پایه ساختار عالی قسمت یک بنا شده بود بود و از این لحاظ بهترین شوتر نظامی اونلاین مولتی پلیر بود. خود بازی به شکلی عجیب موفق بود چنان مورد توجه قرار گرفت که بیش از 20 میلیون نسخه از آن به فروش رفت. Call of Duty :black Ops در حالیکه موقع نمایش Treyarch بود، نظر عمومی این بود که Treyarch فقط تقلیدی دوست دوم از IW را تا به امروز نمایش داده است. در حاالیکه سال 2010 برای IW سال خوبی نبود و دوتن از کارمندان اصلی استودیو از خالقان سری، وینس زامپلا و جیسون وست توسط اکتیویژن اخراج شدند، گویی زمان مناسبی برای Treyarch فرارسیده بود تا خودی نشان دهد. این دفعه خبری از بازگشت به گذشته نبود. تریلری تیره و تار و پر از توئیست؛ خط داستانی روانشناسانه دردل روز های تاریک جنگ سرد انتظارمان را می کشید که فلش بک هایی خیره کننده از ویتنام را به همراه داشت. از بعد روایی کلا BO مسیر متفاوتی را از سری COD دنبال می کرد اما گیم پلی همان شوتر دیوانه وار بود. Treyarch همچنین ویژ گی های جدید برجسته ای به بخش مولتی پلیر اضافه کرد. مود های خیره کننده چون One in chamber و Gun Game. در واقع میتوان این پیشرفت ها را میراث Treyarch برای سری دانست زیرا IW این ویژگی ها را در MW3 به کار برد. عملیات سیاه رشد سری را تضمین کرد. فروشی یک میلیارد دلاری برای سری! در سال 2010 تبدیل به محبوب ترین چارت سرگرمی UK شد و اثار سینمایی و موسیقی را شکست داد. Call of duty MW3 با تیم جدید IW که حالا با اعضایی از Sledghammer games ترکیب شده بود MW3 همان خط داستان خیالی نبرد ایالات متحده و روسیه را ادامه داد. نبردی که به خلق جنگ جهانی سوم کشیده می شود، بین نیروی های NATO و هم پیمانان شان و Ultra- nationalist Russiaیک حذب انقلابی که دوران اتحا د جماهیر شوروی را به عنوان قله افتخارات سرزمینشان ، میپرستید. پلات داستانی زمینه عالی برای نمایش ست پیس های مشهور سری بود. بالانس خیره کننده سلاح ها، نمایش نابودگری جنگ ، ماموریت های فراموش نشدنی و .... Activision رسما اعلام کرد شیپمنت روز یک بازی بزرگترین در طی تاریخ بازیها بوده است. Call of Duty:Black OpsII توسعه یافته توسط Treyarch عملیات های سیاه قسمت دوم، تغییرات بسیار زیادی درسری ایجاد کرد. گرافیک سری برای اولین بعد از چند قسمت تغییراتی اساسی دید و به شکلی زیبا کیفیت بصری بازی ارتقا پیدا کرد. BOII برای اولین بار ما رابه آینده برد. جایی که جنگ سرد دوم با تکنولوژی ها و سلاح های جدید بر جهان غلبه کرده است. بخش داستانی چند دهه در زمان جلو وعقب می رفت. از 1980 تا 2020 و لوکیشن های بازی نیز بسیار متفاوت بودند.سلاح ها و تاکیتک های کاربردی نیز بسته به زمان تغییر می میکرد و خط داستانی نیز قهرمان سری قسمت یک alex mason با صدای سم ورتینگتون در آواتار را با پسرش دیوید روایت می کرد . الکس در گذشته عملیات انجام میداد و پسرش در آینده. سیستم سندباکس گونه ای برای بخش strike Force نیز ایجاد شده بود و داستان نیز جایی چند شاخه میشد و بسته به انتخاب شما برای اولین بار در سری پایان فرق می کرد. در پنچ روز اول فروش بازی از 800 میلیون دلار گذشت و حتی فروش سهمناک 775 میلیون دلاری MW3 نیز شکسته شد! Call of duty:Ghosts اشباح کلا یک خط داستانی جدید از IW بود و نبرد روسیه و آمریکا به فراموشی سپرده شده بود. جایی در آینده US دیگر یک ابرقدرت نبود و توسط فدریشین ، اتحاد آمریکای جنوبی نابود شده بود. داستان دو برادر با سگشان روایت می شد و هردو عضو جوخه ای به نام Ghost می شدند جوخه ای که زمانی پدرشان هدایتش را به عهده داشت. تغییرات در بخش مخفی کاری قابل توجه بود و کمک های رالی سگ باوفا نیز جالب توجه بودند. البته این بازی نیز دنباله رو همان خط سالانه عرضه بازی بود و منتقدان کمی از بخش داستانی بازی ایراد گرفتند. البته بخش اونلاین و مولتی پلیر مثل همیشه قوی بود. گوست 19 میلیون نسخه فروش کرد که اگر چه رقم قابل توجه ای است ولی با توجه فروش کمتر از BOII نشان داد گرد و غبار خستگی و به ورطه تکرار افتادن روی چهر سری نشسته است. COD Advanced warfare اسلج همر تیمی بود که وارد چرخه تولید سری شد تا فاصله زمانی پروداکشن سری به سه سال برسد. یک سال IW یک سال Treyarch و حالا یک سال اسلج همر،( نسخه جدید 2017 را نیز این تیم عرضه کرده است.) این تیم در تولید MW3 نیز کمک کرده بود. AW سری را بیشتر به دل آینده برد و شما را در نقش سربازانی با EXO های نظامی پیشرفته و اگیومنت شده به سبک Deus ex قرار می داد . اگر چه این بازی هنو زهم COD بود ، ویژگی های فوتور یستی بازی تاثیرات خیلی شدیدی برروی گیم پلی داشت. سلاح های مدرن و زره هایی که بیشترین مانور پذیری و تحرک را به بازیباز هدیه میداد و از تمام سری های قبلی تحرک بالاتری داشت( مرحله بزرگ داره و پرش روی اتوبوس ها یادتان است) منتقدان از این بازی بیشتر اشباح خوششان آمد و تحرک پذیری بالای این قسمت رانقطه عطفی در تاریخ تغییرات گیم پلی سری دانستند. اگرچه AW یکی از پرفروش ترین های سال بود فروش COD روز به روز کمتر می شد. COD BOIII Treyarch با عملیات سیاه 3 بازگشت و سری به اعماق اینده رفت. اینبار کاملا علمی تخیلی شده بودیم! سربازان سایبرناتیک در عملیات های مخفی کاری پیچیده حتی زمان را نیز دستکاری میکردند و از اقدامات پیشگیرانه برای توقف سازی حوادث تروریستی استفاده میکردند. کانسپبت بدی نبود و خوب هم اجرا شده بود و برای اولین بار میشد 4 نفره Coop بخش حالا کمی گسترده تر تک نفره داستانی را بازی کرد. کلاس های مولتی پلیر نیز به شکلی گسترده تر با کاستومایزیشن های زیاد معرفی شد . بسته BOIII خوب فروش کرد و برگشت. اکتیویژن اعلام کرد که BOIII هم از ghost هم MW فروش بسیار بیشتری داشته و محبوب ترین عنوان 2015 بوده است. COD Infinitie warfare در حالی که سری تقریبا تمام جنبه های واقع گرایی خود را طی سالهای اخیر کنار گذاشته بود فقط یک جا برای سری مانده بود که هنوز کشف نشده بود!!فضا! پس بگیر که رفتیم به عمق فضا. حالا در آینده دوردست هستیم و حالا نسان ها در سیاره های دیگر کلنی تشکلی میدهند ولی یک تیم مستقر در مریخ معروف به SDF یا خط مقدم دفاع کلنی، با فرماندهی بازیگر سریال GOT کیت هرینگتون، بر علیه اتحاد زمین اعلام جنگ می کند. در نقش نیک ریاس شما در جنگ بین سیاره ای درگیر می شوید. ترکیبی از نبرد های زمینی فوق سریع مشهور سریع با تاچ های IW و داگ فایت های فضایی با جت ها و روبوت ها .در موقع معرفی بازی، تریلر آن منفی ترین تریلر تاریخ سری شد! طرفداران از نبرد فضایی خوششان نیامده بود ولی این قضاوت زودهنگام بود .همان که گفتم همه میگونید بازی نمیکنیم بعد ده بارهر قسمت را بازی میکنند !!! زیرا برخلاف آن بک فایر، نبرد بی نهایت پرفروش ترین بازی تاریخ سری در چند سال اخیر شد! یک کمپین انعطاف پذیر، شوتر قوی وگرافیک خیره کننده و بخش اونلاین گسترده. البته فروش سری کمتر از حد انتظار بود و اکتیویژن اعلام کرد که بازی نتوانسته برخی طرفداران را ذوق زده کند. باید بگویم که کمپین نبرد بینهایت بسیار برای من جذاب بود. در زمان نمایش تریلر اولیه همه از یار روبوت همراه ایراد میگرفتند ولی موقع تجربه بازی همان روبوت یکی از بهترین شخصیت پردازی ها را با صداپیشگی خیره کننده داشت. در کل COD همیشه جذاب بود چه در فضا چه در عمق معادن شوروی . سریCOD تاریخ بلندی دارد و در اینجا سعی شد بشکلی خلاصه برای هم قدیمی ها هم تازه واردان به بازی یک تصویر کلی ارائه داده باشم تا با ارائه بازی جدید واز این به بعد یک منبع بازگشت برای بررسی تاریخ سری وجود داشته باشد. حالا که دیگر جایی برای گشت و گذار نمانده وقتش است که COD به خانه بازگردد. بزودی نقد و بررسی عنوان جدید اسلج همر Call of duty WWII را برای شما خوانندگان گرامی ارائه خواهم کرد.
  3. 25 امتیاز
    سلام به نظر میاد سایت downloadha از سیستم بازدید کنندگانش برای ماین استفاده می کند https://sakhtafzar.com/1396/08/هجوم-وب-سایت‌های-ماینر/ منبع: سخت افزار ایران جالب این جاست که وقتی با IE 11 وارد این سایت میشی آنتی ویروس Norton متوجه میشه و اجازه باز کردن سایتو نمیده ولی وقتی با مرورگر Firefox وارد میشی آنتی ویروس متوجه نمیشه
  4. 25 امتیاز
    سلام بنده ای که از نظر شما انسان نیستم و در عین حال کوته فکر هم هستم اگر در شرایط مشابه قرار بگیرم فوری کاربرام رو مطلع میکنم در همون صفحه اول! تا هم جلوی این حرکت تا حدی گرفته بشه و کاربرا هم بدونن که برای در آمد شما و یا به قول شما همونایی که بهتون حملات سایبری کردن! منی که کوته فکر هستم و انسان نیستم اینطوری مسئله رو مدیریت میکردم! دیگه شما که هم انسانی و هم کوته فکر نیستین اینکارو نکردین جای نگرانی داره، اگر انسان بودن و کوته فکر نبودن اینطوریه که خوشحالم که انسانی کوته فکرم از دید شما! همونطوری که همون سایتی که فرمودین دلیل فهمیدنِ شما این بوده که خودشون فوری اطلاعیه دادن اما شما تازه وقتی هچین مطلبی زده شد صلاح دونستین تا این رو بگید! خدا میدونه کی اعلام میکردین اگه کسی گیر نمیداد! ممنون که کاملا بی منت و در جهت رضای خدا و کاربران تلاش میکنید!
  5. 23 امتیاز
    درود به تمام دوستان عزیز امیدوارم که مثل همیشه سرحال و سرزنده و اکتیو باشید و لبتون خندون باشه این تاپیک در حمایت ازنام ایران و ایرانی در جهت رفتار بسیار زشت و غیر مسئولانه یک سایت آمریکایی ایجاد شده است . سایت Bittrex.com اکسچینجی هستش که به کاربرانش اجازه جابجا کردن ارزهای رمزنگاری شده رو میده و بر این منوال کاربران ایرانی هم از خدماتش استفاده می کردن و ارزهای خودشون رو وارد این سایت میکردن و اونجا به معامله و جابجا کردن ارزهاشون می کردن ( از نظر قانونی در این سایت ایرانی ها میتونستن فعالیت بکنن و هیچ گونه منع قانونی نداشته ) . حدودا 3 هفته پیش کاربران ایرانی متوجه شدن که حسابهای کاربریشون بی دلیل و بدون کوچکترین توضیح و اعلام قبلی بسته شده و این سایت اجازه برداشت به کاربران ایرانی رو نمیده . و تا به امروز نه تنها پاسخ درستی به این عزیزان ندادند بلکه آی پی ایران رو بستن و به طور کل اجازه مشاهده سایت رو به ایرانیها نمیدن . با بررسی این مسئله تصمیم گرفتیم دست به دست هم بدیم و به این عزیزان در این راستا کمک کنیم تا به همه دنیا ثابت کنیم هر رفتاری رو نمی تونن با ما ایرانی ها داشته باشند . ما به طوماری نیاز داریم که این اتفاق و رفتار کریح و زشت این سایت رو به گوش جهانیان برسونیم . برای شرکت در این طومار ازتون میخوایم وارد لینک زیر بشید و ثبت نام کنید و رای و نظرتون رو ثبت کنید . با سپاس از همه شما دوستان و یاران https://www.change.org/p/bill-shihara-unblock-bittrex-user-accounts برای اطلاعات بیشتر از این موضوع به سایت زیر مراجعه نمایید : bittrex.ir
  6. 21 امتیاز
    کولانت مشکی اضافه شد ---------------------------------------------------- Cpu: 7700K @4.8Ghz + EK Supremacy EVO Nickel MB : Asus Z270 Maximus IX Code GPU: 1080 Ti Strix Oc + EK FC1080 GTX Ti Strix - Nickel EK-FC1080 GTX Ti Strix Backplate - Black+ Pump : EK-XTOP Revo D5 PWM - Plexi Radiator :EK SE 360 Pull&Push With 6x Cougar Vortex 120 mm Fan Reservoirs : EK-RES X3 250 Fitting : Ek HDC 10/12 PETG Tube 10/12 Sleeve : PC Mod Extera Fan : 140 mm RgbTriple Pack Thermaltake Fan Riing Ram : GSkill Trident Z 3200 Mhz 16 Gb DDR4 Power : V1200 Cooler Master Platinum Sound Card :Creative Sound Blaster X-Fi Titanium HD THX Case :760T Corsair White Front Panel Rog + HDD : Seagate 4T Western Digital 1T Black Western Digital 1T Green SSD : Samsung EVO 850 250gb —---------------------- Monitor : Asus Pg 278q HeadPhone : Asus Orion Pro Mouse : Bloody T50 Mouse Pad : Asus rog sheath Chair : DxRacer Rv131
  7. 19 امتیاز
    درود دوستان بازی دانلود شد 44 گیگ نسخه codex و امروز مورد تست و بررسی قرار دادم - بازی تحت API ولکان اجرا میشه و بسیار روانه و با فریم تایم ثابت و بدون کوچکترین لگ- انویدیا یک درایور جدید معرفی کرده -هات فیکس 388.10 حتما دانلود کنید از لینک زیر: http://www.guru3d.com/files-details/geforce-388-10-hotfix-driver-download.html این هات فیکس مخصوص بازی ولف است- خود بازی بدون تنظیمات گرافیکی شبیه DOOM داره که خوب موتور ها یکی است و کلی تنظمیات کاربردی .: بازی رو نهایت تنظیمات هم در رزولوشن 1080 فریم 60 قفل است- در 2k با نهایت و 8x AA باز هم قفل 60 فریم- در 1620p باز عم قفل روی 60 فریم- در 4k - بین 55 تا 60 ! ولکان بسیار عالی عمل میکنه- گزینه GPU culling برای انویدیا باید خاموش و برای AMD باید روشن باشه: دقت کنید که از منوی اصلی که اوبر یا بالاتر رو انتخاب میکنید بعد برید به بخش ادونس پایین و گزینه deferred rendering رو فعال کنید. اگر از DSR بالا استفاده میکنید 4k یا 2k- برای اینکه یکم شارپ بشه تسکچرها ، شارپنینیگ رو زیاد کنید و فیلم گرین رو زیاد کنید که بخاطر رزلوشن بالا تکسچر ها بلار نشن/ سطح جزییات بسیار عالی ولی روان - همان سلاح مخفی موتور id tech 666! درود بر جان کارمک کبیر که بنیان این موتور رو گذاشت- بازی در حال اجرا فریم ریت بسیار ثابت فریم تایم بسیار ثابت دما هم خنده دار! API ولکان خود نمایی میکند. بازی بسیار سینمایی شروع میشه و اصلا انتظار از بازی ولف نداشتم در این سطح احساسی ولی خیلی خوب کار شده - موسیقی هم در حد شاهکار مخصوصا آهنگ منو. نکته : برای فعال سازی DSR باید تنظمیات اجرایی بازی رو مثل تصویر زیر بگذارید- دقت کنید حتما گرافیک رو درایورش رو بروز کنید : بیشتر که بازی کنم نکاتی بیشتر رو مورد تست قرار میدم و- منتظر هستم ببینم reshade چه میکنه! دقت کنید که بازی از adaptive وی سینک استفاده میکنه به صورت پیش فرض اگر ترینگ تصویر داشتید برید در تنظمیات و وی سنیک رو بگذارید روی ON که میشه وی سینک عادی. اگر تنظیماتی انجام دادید و تصویر سیاه شد برنگشت باگ روز یک است یک alt+f4 بعد برید به آدرس زیر و و دوتا فایل در تصویر رو پاک کنید - این ها کانفیگ بازی هستند بازی میره روی تنظیمات دیفالت: C:\Users\ your account name\Saved Games\MachineGames\Wolfenstein II The New Colossus\base بازی کلی تنظیمات AA داره - جالبه در ولکان 1.0.5.6 با 8X TSSAA تمپورال- در 4k بازی با 55 فریم اجرا می شود ! بسیار بهینه - البته درایور خیلی مهمه حتما 388.10 هات فیکس نصب شود: بازی در 2880x1620 یک رزلوشن بسیار عظیم با !!8x TSAA خروجی 60 فریم قفل ! بازی از رزلوشن اسکلینگ هم استفاده میکنه- شما اگر بگذارید روی ادپتیو سعی میکنه با اسکلیر رزلوشن داخلی بازی رو دینامیک بالا پایین کنه تا فریم هدف رو قفل رو نگه داره- برای مثال اگر یک صحنه قراره با لگ فریم ر و ببره پایین اسکلیر میاد اینترنال رزلوشن رو کاهش میده تا فریم بشه 60 بعد دوباره رزلوشن رو میبره بالا. در کل موتور id tech یکی از بهتری های نسله- بدون شک برای مستقیم رفتن به منو و راحت شدن از video intro ها که خیلی هستن برید به آدرس زیر: \base\bink\boot\ بعد فایل boot_pc.bk2 رو تغییر نام بدید یا حذف کنید. برای بهبود تسکچر کشینگ برید به این آدرس: این برای همه بازی ها ی سری ولف هم New order هم old blood جواب میده:C:\Users\your account name\AppData\Local\ بعد یک پوشه بسازید به نام MachineGames بعد داخل این پوشه یک پوشه با نام Wolfenstein II The New Colossus رو بسازید. ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- اگر مشکل وی سینک و اسکرین تیرینگ داشتید پایین تصویر پارگی وجود داشت: http://www.guru3d.com/files-details/nvidia-inspector-download.html قدرتمند ترین ابزار انویدیا رو دانلود کنید. سلاح مخفی انویدیا که اجازه اینجکت تنظیمات و مادیفای موتور بازیها ،برپایه درایور انویدیا رو میده! این باید روی همه سیستم های کارت انویدیا باشه! چند ساله بدون این نمیشه بازی کرد! برای من که اینطور بوده- اکسترکت کنید یک جای که پاک نکنید بعد باز کنید تصویر زیر: بخش یک خود برنامه - یک چیزی شبیه GPUZ است و اطلاعات مربوطه به gpu رو نوشن میده- اون نقطه که دایره قرمز کوچیک کشیدم میزنید بهه یکی از قدرتمندترین بخش ها دسترسی پیدا میکنید: انویدیا اینسپکتور: تصویر 2 - رد بخش سرچ بنویسید WOLF لیست میده- هزاران هزار بازی رو ساپورت میکنه- با هر درایور انویدیا این قوی تر میشه: بعد در تصویر زیر بخش VSYNC رو مادیفای کنید طبق آموزش من: ضمنا میتونید بالا فریم هر بازی رو قفل کنید- Frame rate limiter- برای مثال میشه خیلی از بازیها رو اگر سخت افزارتون نمیتونه در 60 فریم در رزلوشن بالا اجرا کنه و شما د,وست دارید گرافیک بازی بهتر باشه تا فریم - فریم رو روی هر عددی که متوجه میشید در موقع اجرا پایداره ، قفل کنید برای مثال میشه روی کارت 980 من تست زدم برای یکی از دوستان -بازی ولف رو روی 2800 در 1620 روی 45 فریم قفل کرد. بازی الترا بسیار زیبا 45 فریم ثابت با وی سینک لاک - وقتی فریم رو در انویدیا اینسپکتور قفل میکنید در سطح سخت افزاری چون فریم قفل شده بسیار پایدار اجرا میشه و فریم تایم عالی میده و اصلا لگ و دیپ نخواهد بود- اگر از لگ بدتون میاد میتونید بازیی رو که بین 60 تا 50 فریم نوسان فریم داره و لی زیر 50 نمیره روی 50 فریم قفل کنید و با لگ ها و استاتر خداحافظی کنید. در کل برای برنامه هر سئوالی بود رد خدمتم- چون تمام اسرار این تولز قوی رو کشف کرده ام!! دوستان گرافیک بازی در رزلوشن بالا خیره کننده است سکانس هایی میبنید که نورپردازی واقعا عجیب و غریبه: سطح جزییات واقعا بالاست. اگر کسی مشکلی داشت در خصوص بازی پست بگذاره تا بتونم کمکشون کنم. موفق باشید.
  8. 18 امتیاز
    چگونه Evil whitin 2 من را بیاد بهترین بازیهایSurvival Horror انداخت. شرکت های بازی سازی و ناشران از این که ما بترسیم، می ترسند! یکی از دلایلی که دیگر Dead space ندیدیم ولی بتلفیلید و استاروارز می بینیم همین است. Survival Horror مرده است !بازیبازان دیگر حوصله ترسیدن ندارند، این در حالی است که من گیمر با بازی های این سبک بازیباز شدم. از سری رزیدنت اویل و سایلنت هیلز تا Doom 3 و Dead space این ژانر مورد علاقه من است.( doom3 هم ژانر این بازی ها نیست فقط بخاطر وحشتش به ان اشاره شده است) خوب چند هفته پیش بازی Evil Within 2عرضه شد که من به دلیل گرفتاری فرصت نکردم بر آن نقدی داشته باشم . روز گذشته بعد از تمام کردن بازی برای بار سوم در سخت ترین درجه سختی و آنلاک کردن تمام توانایی ها و آیتم ها و مجسمه ها، آنقدر تحت تاثیر بازی قرار گرفته ام که ناخود آگاه word را باز کرده وشروع به نگارش نمودم. این شما و این دلایلی که به من میگوید شیطان درون 2 به یک بازی کلاسیک در تاریخ ژانر بدل خواهد شد. اگر بازی اویل ویتین 2 رو بازی نکرده اید پیشنهاد من این است، همین الان بازی رو شروع کنید و از خواندن این متن اجتناب کنید. شیطان درون دو در درون خود یک شاهکار کلاسیک مخفی دارد، جواهری خوش تراش، یادآور کلاسیک هایی چون رزیدنت اویل 2 یا سایلنت هیل 2. سکانس هایی نهایی شیطان دو چنان هیجان انگیزند و چنان تاثیر گذار و سریع که شما را روی نوک پنجه پا نگاه خواهد داشت. نماهایی مبارزه کیدمن با گارد امنیتی در موبیوس و کات شدن ناگهانی آنها به سکانس های ورد سباستین به درون خانه اش در لیمبو، موسیقی در حد شاهکار، کارگردانی قوی و هیجان حاکم براستی نمایشی درخشان از شینجی میکامی و تیمش است. تیمی که اینبار با کارگردانی جدید اثری بشدت شسته و رفته ارائه داده است. شیطان درون دو هرآنچه از بازی های وحشت و بقا می خواهم به من هدیه کرد، هراسناک و حیرت انگیز. کابوسی در کابوس دیگر . گمشده در تیره ترین بخش های STEM. شیطان درون دو از آن دسته دنباله هایی است که بسیار برتر از قسمت های اول خود ظاهر می شوندو این به این دلیل است که تیم سازنده میداند چه میخواهد. ستینگ اینجا آماده است: قهرمان خسته ، محیط هایی رعب آورو ناشناخته، گیم پلی بسیار سرگرم کننده، مدیریت آیتم ها و مهمات و باسهای سرسخت و هراسناک. من موفق شدم طی زمان 19 ساعت بازی در جه سختی کابوس بازی کنم و باید اقرار کنم جاهایی بدون مهمات فقط فرار میکردم ولی آنقدر مکانیزم های مخفی کاری بازی عالی و دقیق کار شده که من 70 درصد راه را با مخفی کاری رقتم! حتی زنان چاقو بدست یا نگهبانان سرسخت با پمپ آتش! آنها نیز با3 و 6 بار حمله مخفی با چاقو کشته می شوند. کشتن هرکدام از آنها با مهمات دردرجه سختی کابوس به تمام مهمات جمع شده در طی بازی تا آن لحظه رودریی با آنها نیاز دارد! پس تنها راه نبرد مخفی کاری است. لیلی دختر گمشده سبسشن کلید ماجراست. خلق یک بازی هراسناک و در حین حال نگه داشتن ریتم داستان و حفظ اتمسفر و در عین حال به کارگیری گیم پلی هیجان انگیز کاری است دشوار که سری رزیدنت اویل و سایلنت هیل به عنوان نمونه های درخشان این سبک توانستند به شکلی عالی به نمایش بگذارند. حالا شیطان درون 2 به پاخواسته! بازی که تک تک عناصر گیم پلی اش در خدمت خلق گیم پلی استفاده شده است. هر آیتم چنان دقیق در ساختار بازی به کار رفته که بعد از کمی فرک کردن و دقت ، میتوان استاد استفاده کردن از آن آیتم شد. تبر یک سلاح سرد مرگبار است که در بازی معمولا درسطل های زباله یافت می شود و قادر است با یک ضربه در حالت نرمال با قدرتی برابر هد شات سدمنان را نابود کند . دردرجه سختی هارد ضربه تبر خسارتی بسیار بالا دارد ولی مرگبار نیست. استفاده دقیق از این آیتم کلیدی در بازی فقط یکی از عناصر عالی بکار رفته در گیم پلی است که به بازیباز اجازه میدهد در مهمات صرفه جویی کند. برخلاف بازی های دیگر هراسناک که شما اکثرا نقش شکار را دارید و براحتی شکار می شوید، در شیطان دو با ارتقا زود هنگام بخش مخفی کاری شما تبدیل به شکارچی خواهید شد و حتی قادرید قویترین دشمنان را باضربات چاقو از پای دربیاورید و مهمات ارزشمند تر از طلا را برای بخش های سخت تر بازی ذخیره کنید. به لطف داستان شخصی و صدا گذاری قوی ،سبسشن کاستیانو کاراگاه سابق و قهرمان ما اینبار بشدت ملموس تر و انسانی تر است سیستم خلق مهمات و مدیریت آیتم ها و یکی از بهترین سیستم های ارتقا و مدیریت در بازیهای این سبک بشمار میرود و با قرار دادن آیتم های پیش نیاز برای خلق مهمات در گوشه کنار محیط نه تنها به شما اجازه می دهد هر نوع مهماتی دوست دارید خلق کنید و هر طور باب میلتان است بازی کنید، بلکه شما را وادار به جستجو در محیطهای تقریبا بزرگ خواهد کرد. اگر چه بازی سال 2014 ،قسمت اول سری، عنوانی قابل توجه بود ولی مشکلات زیادی داشت. مشکلات تکنیکی و باگ ها به کنار فریم ریت آذار دهنده در کنار دوربین ضعیف وFOV بد و صدا گذاری ها و شخصیت های چوبی از نکات بد این بازی بودند اما جوهره ساختاری بازی توانسته بود عناصری کلیدی سبک Survival Horror رابه خوبی پیاده سازی کند، چیزی که بسیاری از بازی های قبل ازآن جزء معدودی عنوان همانند سری Dead space از انجام آن باز مانده بودند. به جای تمرکز روی اکشن شلوغ همانند بازی بسیار بد رزیدنت اویل 6، تانگو گیم ورکز به ریشه ها برگشته بود، به ریشه های هراس و پرهیز از ترس های ناگهانی بی مووی، و بازگشت به ترس آهسته سوز وتاثیر گذار روانی. حالا سه سال گذشته و تیم مشکلات بازی یک را کاملا شناسایی و حل نموده است. حذف بلک بار های سینمایی(نفرین بازی Order) یکی از اقدامات مثبت بوده است. با حذف این بارها و بکارگیری دوربین عالی با قابلیت تنظیم FOV، این بار احتیاجی نیست همانند روز یک بازی اصلی برای حل مشکلات دوربین تاپیک ایجاد کنم! تانگو سعی داشته یک survival Horror مدرن خلق کند که در عین حال به ریشه ها وفادار باشد این نکته کلیدی درک بازی شیطان دو می باشد. ترکیب عناصر مدرن این بازی ها، درگیری های Melee با مخفی کاری قوی و شوتر جذاب و سیستم ارتقا سلاح پیچیده و ساختار شبه Open-world بازی در کنار عناصر هراسناک کلاسیک برگرفته ازبازیهایی چون رزیدنت اویل 4 و سایلنت هیلز به خوبی جواب پس داده است.بازی حکم نفس تازه ای را دارد که به کالبد ژانر تقریبا فراموش شده سری دمیده شده است. بازی Evil Within 2 یک گام به جلو برای ژانر به حساب میرود، گامی که از زمان عرضه رزیدنت اویل 4 برداشته شد و با سری Dead Space پیشرفت های بزرگی داشت. این بازی به من ثابت کرد حتی در سال اونلاین زده 2017 که داستان و اتمسفر در مرحله آخر لیست قرار دارند، وحشت و بقا هنوز می درخشد. کیدمن و سبسشن درطول بازی زیاد با هم رودرو نمی شوند بجز آغاز و پایان بازی ولی از نگاه کیدمن مشخص است که دلش برای سبسشن و این همه بلایی که سراو آمده میسوزد. بازی همانند قسمت اول خود سکانس های اکشن زیادی دارد، مخصوصا اگر بازی را در درجه سختی آسان یا نرمال بازی کنید زیرا مهمات بیشتر یافت میشود و میتوان بازی را در حالت بیشتر اکشن بازی کرد.اما طراحی مراحل هوشمندانه و استفاده به جا از عناصر مخفی کاری اینبار به ما اجازه میدهد نسخه هراسناک Gears راه نیندازیم! و درگیری ها را کم تر کوتاه تر و کنترل شده تر هدایت کنیم. همین عنصر ساده باعث شده گیم پلی حقیقی Survival Horror در شیطان درون دو پیاده سازی شود. دشمنان بازی حتی به تنهایی نیز می توانند چالش برانگیز باشند. تک تک دشمنان بازی هراسناک و مرگبارند حتی دشمنان ساده بازی که نقش سربازان پیاده نظام را دارند، نیز قادرند مرگبارو پایان دهنده باشند. دستکم گرفتن دشمنان در بازی بزرگ ترین اشتباه شما است حتی هنگامی که در حالت مخفی به زنان هراسناک چاقو بدست حمله ور میشوید و از ضربه فینیشر را به آنها وارد میکنید آنها ناگهان برمیگردند وضربه ای مهلک را به شما وارد می کنند که مقدار زیادی از سلامتی شما را نابود خواهد کرد. از آنجایی که دشمنان حتی ساده بازی قادرند براحتی شما را شکست دهند و شما باید دائم حواستان به درگیری ها و محیطی که قصد درگیری در آن را دارید باشد، سکانس های درگیری با دشمنان سخت تر بازی یا دسته ای از دشمنان عادی نا خودآگاه خیره کننده و هیجان انگیزاند. شوتر بازی چنان قوی و جذاب است که هیچ وقت تکرای نمی شود. تانگو استودیو سعی داشته که شما را هرگز در این نبردها قدرتمند جلوه ندهد زیرا درپایان اکثر این نبردها شما کلی از منابع خود را از دست داده، زخمی فرار می کنید. برخلاف بازی یک، دنباله یادگرفته که دشمنان باید هرچه بازی پیشرفت میکند تهدید آمیز تر و مرگبار تر باشند و فقط یکسری هدف برای تمرین تیر اندازی نباشند. بازی برپایه مکانیزم های شاهکار های کلاسیک این سبک ساخته شده است. هرکسی که چند بازی شاخص سبک Survival Horror را بازی کرده باشد براحتی متوجه خواهد شد چه برسد به نگارنده که بازی های مورد علاقه اش را با دقتی بالا رصد میکند. در حالی که مهمات کم، سلامتی نه چندان بالا و مدیریت آیتم ها از عناصر کلیدی این سبک به شما رمیرود و بازی شیطان دو بخوبی از آنها استفاده نموده است، این عناصر تنها نکاتی نیستند که بازی بر آنها تکیه میکند. بازی شیطان دو بخوبی مرزهای سبک را از هر جهت شناسایی و گسترش میدهد. جستجو در محیط ها بسیار مهم است. برای مثال مدیریت منابع به شکلی قوی حضور دارد ولی در اینجا چنان هوشمندانه پیاده سازی شده که تقریبا شکلی جدید به خود گرفته است. شما در اینجا با یک سیستم خطر کن /پاداش بگیر روبرو هستید. به دلیل وجود ساختار مراحل غیر خطی و حضور عناصر مخفی کاری بازی به شما اجازه میدهد برای هر درگیری را به خوبی وزن کنید به خوبی بررسی کنید ببنید آیا ارزش دارد که این دشمن را از پای درآورید ؟ آیا پاداشی که بازی به شما میدهد حالا با به شکل ژل سبز ارتقاء یا اسکرپ برای ارتقا سلاح ها و باروت برای خلق مهمات، کافی است که خود را وارد این درگیری کنید؟ و مهمات ذخیره شده را مصرف کنید؟ یا به دلیل وجود ماموریت های جانبی فراوان در بازی که در بیسیم سبسشن به شکل امواج سفید رنگ ( ماموریت های اصلی با رنگ نارنجی و تجهیزات با رنگ سبز) جستجو و کامل کردن این ماموریت هاهم پاداش دهنده است هم خطرناک زیرا در راه کامل سازی این عملیات ها، بازیباز با دشمنانی چالش برانگیز روبرو می شود و شاید تمام مهمات ذخیره سازی شده را از دست بدهد. کشتن دشمنان به شما Green Gel پاداش میدهد که به شما اجازه میدهد در نزد پرستار مرموز و دوست داشتنی بازی توانایی های خود را ارتقاء دهید. پرستارمرموز در هاب بازی - در اینجا شما توانایی ها را ارتقا میدهید. یکی از این تواناهایی ها،رها سازی بازیباز با بطری های پیدا شده در محیط از دست دشمنان است که بسیار کاربردی است. یکی دیگر لگدی قدرتمند است که در درگیری های شلوغ باعث میشود شما کنترل جمعیت بهتری داشته باشید و دشمنان را بسته به توانایی و ضعف هایشان که تا اینجای کار شناسایی کرده اید یکی یکی از پای در آورید. هر دشمنی که زمین می افتد باید سریعا برای نابودی اش به سبک Dead Space اقدام کنید زیرا قوی ترین دشمنان نیز با یک ضربه لگد به سر در حالت افتاده کشته خواهند شد و شما به مصرف مهمات احتیاجی نخواهید داشت. مپ بازی راهنمایی های خوبی به شما میدهد ولی فقط نباید سراغ نقاط علامت زده شده بروید . در کل محیط جوایز ارزشمندی وجود دارد. بازی رزیدنت اویل 7 دیگر بازی برجسته و هراسناک امسال بود که به ریشه ها بازگشت . هرچند تغییر نمای بازی من را خیلی راضی نکرد. حضوری بازی مثل Evil within 2 درست چند ماه بعد از عرضه رزیدنت 7 یک چیز را خیلی خوب مشخص میکند: حتما نباید نمای بازی اول شخص باشد تا بازی ترسناک جلوه کند در واقع ترسناک ترین بازی تاریخ سایلنت هلیز دو از نمای دوربین شناور استفاده میکرد. اویل ویتین دو مسیر شاهکار کلاسیک را دنبال میکند و ترسی آهسته سوز و و خزنده را به نمایش میگذارد که کم کم به سراغ شما می آید و شما را به جهان کابوس می برد. البته اویل 7 با معرفی مکانیزم های کلاسیک دوباره رجعتی به بازیهای قدیمی داشت و بازی درخشانی بود اما شیطان درون 2 درست است که به گذشته وفادار است ولی گرفتار آن نیست و قصد ندارد همان مکانیزم ها را تکرار کند بلکه سعی دارد Survival Horror را پیش براند. بدست اوردن ژل سبز بسیار حیاتی است بازی اصلی قسمت اول، بازی خوبی بود. اما آن هراسی که من به دنبالش بودم را در خود نداشت، حرفم را بد برداشت نکنید قسمت اول هراسناک بود اما به کارگیری همان ساختار برای مثال او نگاه کن طرف با اره برقی دنبالم میکند! را زیاد نمی پسندیدم. چیزی که مخاطبان در رزیدنت اویل 4 و 5 به آن عادت کرده بودند. تمرکز اصلی بازی شیطان دو روی بدنه هراس است، ترس Psychological؛خوشبختانه بازی قسمت دوم در دام کلیشه ها نمی افتد و تروری مرگبار و روانشناسانه در دل خود مخفی دارد. در حالی که تیم سازنده آزاد بوده که در خلق بازی در حد نهایت خود دیوانه وار و سورئال باشد، نگاه کنید به سکانس های درگیر شدن در ذهن قاتل عکاس خانم های مدل که با آنها قصد خلق آثار هنری را دارد؛ جهان بازی چنان تویست دار و سنگین خلق شده که علاوه بر اینکه با روان سبسشن به عنوان قهرمان بازی بازی می کند، روان مخاطب اصلی یعنی بازیباز را نیز در لحظاتی به خوبی به چالش می کشد. سکانس رودرویی با آبسکیورر آن کله دوربینی که خلق شده تا لحظات مرگ را به بهترین شکل ممکن ثبت کند از آن لحظات است. در نهایت بازی فقط مرتب هیولا های گروتسک به سمت شما پرتاب نمیکند تا تصویر پر از خون و دل وروده شود! هرچند این عناصر به وفور در بازی یافت می شوند، بلکه بازی تکه هایی از وحشت روانی را به آرامی به سمت بازیباز پرتاب می کند وقتی این لحظات به من میخورند کم کم من را ناآرام میکنند و هرچه پیشروی میکنم بی قرار تر میشوم. ترس های روانی که بر مخاطب به آرامی تاثیر میگذارند و اعصابش را به بازی می گیرند ابزار قدرتمند شیطان درون 2 هستندو از ترس های بی مووی در اینجا خبری نیست مبارزات بازی هم در بخش اکشن هم در بخش Survival Horror در خدمت عناصر کلیدی بازی هستند. برخلاف بازی های دیگر ژانر که یک چراغ قوه و یک کمد را برای مخفی شدن به شما هدیه میدهد ، اویل دو اصلا از اینکه شما را به یکسری تجهیزات قوی مجهز کند، نمی ترسد. بعد از چند ساعت بازی من هم شاتگان هم چند مدل اسلحه کمری، یک اسنایپر فوق العاده قوی و کمان نظامی فوق العاده کاربردی در واقع مفید ترین سلاح بازی، با کلی مهمات مرگبار یخ زننده و انفجاری و آتش زا و ... همراه خود حمل می کردم. البته در درجه سختی Hard بازی اصلا دست و دلبازی درجه سختی نرمال را ندارد و شما به سختی مهمات پیدا میکنید ولی اگر همانند من درست پیشروی کنید و هوشمندانه بجنگید و تبدیل به یک شکارچی ماهر شوید می توانید بازی را در درجه سختی بالا تمام کنید. شوتر بازی بشدت پالیش شده است. یک هد شات دقیق کلی وقت برای شما میخرد. به نظر خیلی سلاح های قدرتمند جسته ام درست است؟ اما این دنباله درخشان هیچ وقت مبارزات هوشمند رو با اکشن محض جایگزین نمیکند و دلیل اش هم چینش خوب دشمنان در محیط و استفاده از عناصر مخفی کاری قوی و عناصر محیطی است. لوله های آب آتشنشانی یا بشکه های سوخت جز کلیدی ترین عناصر نابودی دشمنان در درجه سختی بالا به حساب می آیند. وقتی بشکه سوخت چپ شد یک محیط چند متری قابل اشتعال مرگبار خلق میکند که با یک شلیک به آن آتش گرفته و آسیب زیادی به تعدادزیادی از دشمنان گرفتار درشعله ها میزند. از طرفی حوضچه های آب پدید آمده را میتوان با یک تیر برق زا تبدیل به یک زندان موقت نمود که دشمنان گیر کرده در آن براحتی برای چند لحظه دچار برق گرفتگی شده و بی تحرک می شوند و آماده اجرای ضربات پایان دهنده و مرگبار. مخفی کاری قدرتمند ترین راه جنگیدن دردرجه سختی بالا. اینها فقط جزیی از سیستم مبارزاتی هوشمند بازی است، سیستمی که به شما و هوش شما احترام می گذارد و به خوبی در نبردها همراهی تان می کند. یک تیر انفجاری که درست به یک هدف برخورد کرده قادر است تعداد زیادی دشمن را بدون پا بر روی زمین باقی گذارد و میتوان راحت کار آنها را ساخت. نه تنها مبارزات بسیار هوشمند طراحی شده بلکه در حین پویایی وشلیک حسی خیره کننده و عالی دارند. صدای شاتگان و کیک آن موقع شلیک و منفجر شدن کله دشمنان با گوری خیره کننده و جزییات بالا نه تنها حسی بسیار ارضا کننده دارد،بلکه در بخش مبارزات نیز استاندارد سبک Survival Horror را یک پله به بالا میبرد. از این به بعد من برای مقایسه اکشن بازی ها در این سبک و مبارزات در کنار اویل 4 یک تاچ استون دیگر برای مقایسه سراغ دارم. طراحی هنری بازی استادانه است بالا شبیه راهررو هتل فیلم-شاهکار کوبریک The Shining نیست؟ خلق توازن در ساختار بازی کاری است که استادانه انجام گردیده است. بازی هراسناک است و جهان کابوس وار شهر یونیون محل حادثه، پراست از محیط های رعب آور ولی بازی از این نمی ترسد که گهگاهی تکه ای بی اندازد یا شوخی تلخ و سیاهی با مخاطب داشته باشد. نوشیدن قهوه وسط درگیری یا تکه های سبسشن درباره لیوان قهوه خوری، یا دشمنانی چاق و غول پیکر که بعد از دیدن شما به شکلی خنده دار به سمتتان می آیند و منفجر می شوند گوشه هایی از این پاگرد تنفسی بازی هستند تا بازیباز را از فضای هراسناک و خفقان آور جهان بازی برای لحظاتی دور کرده ،نور امیدی به قلبش بتابانند. محیط های یونیون شروع به شکست می کنند و ساختار شهر ها رابه شدت سورئال میکنند.یاد سایلنت هلیز به خیر وقتی بازی میخواهد هراسناک باشد براحتی پرده نمایش عوض می شود وترس اصیل بر صحنه جاری می شود. من فکر میکنم همین ترکیب هوشمندانه عناصر کمتر جدی با بخش های بشدت هراسناک و روانی است که بازی را تبدیل به یک تجربه غیر قابل پیش بینی نموده است. طراحی دشمنان بازی یک کلام خیره کننده است، گروتسک به معنای واقعی کلمه؛ براستی یاد سایلنت هلیز افتادم. دشمنایی در بازی حضور دارند که برای همیشه در ذهن شما خواهند ماند. هر دشمنی متفاوت است و انیمیشن های خاص خود را دارد. بعد از مدتی بازی کردن حتی از صدای آنها از پشت اجسام یا دیوارها می توان نوع آنها را تشخیص داد. درست است که هیولا های زیادی در بازیهای شاخص این سبک معرفی گشته است، شیطان درون دو بخوبی مهر خود رو میزند و مخلوقاتی کابوس وار به بازی ارائه میکندو همانند کابوس آیزاک در Dead space 2، اینبار مخلوقی گروتسک با چند کله قطع شده زن و متصل شده به بدنی چندش آور و دستانی با اره های غول پیکر و هیبتی هراسناک و خنده هایی اعصاب خورد کن براستی کابوس سبسشن خواهد بود. فلش بک ها به گذشته سبسشن و بازی اول نیز خاطره انگیزند. به کمک جهان سورئال خلق شده توسط STEM ماشین خلق شده توسط یکی ازسازمان های قدرتمند جهان با نام موبیوس برای خلق یک ذهن واحد،در اینجا شاهد پرده های زیبای نمایشی سورئال هستیم. جهان بازی در قسمت دوم بدلیل نقص در هسته STEM دچار ناپداری و شکست شده و واقعیت و رویا در این جهان در هم پیچیده اند. به همین دلیل بازی براحتی میتواند بین ژانر های مختلف هراس سوییچ کند بدون اینکه برای ما توضیح دهد چرا؟ چرا واقعیت مرتب شیفت می شود یا شکست های زندگی سبسشن در اینجا مانیفستی برای بدترین ترس های اوست. شما هرگز نخواهید فهمید سر پیچ بعدی جهان یونیون که توسط STEM برای تست خلق شد و حالا دچار گسست گردیده چه چیزی در انتظارتان خواهد بود.شهر عادی خراب شده و خالی از سکنه برای مثال یاد آور رزیدنت اویل است در حالی که راهرو های پوشیده از پرده های بلند قرمز رنگ و طراحی محیط های داخلی براستی پیچیده و تاثیر گذار از بعد روانی، یادآور سایلنت هلیز و Twin Peaks می باشد. در Marrow شما باید بدنبال مهمات و منابع و ارتقاء خود باشید. ترس زمانی در بهترین شکلش نمود پیدا میکند که تکراری نباشد و پیدا کردن راهی برای سوییچ کردن دائم بین سبک های مختلف هراس و استایل بازی به این معنی است که بازی شیطان دو به سختی در دام کلیشه می افتد و الگوهای قابل پیش بینی ندارد، همیشه ترسناک باقی می ماند و هر لحظه بازیبازرا برای بقاء در نبردی سهمناک آماده نگه می دارد. تمرکز روی Survival اصیل یکی از دیگر بخش های درخشان شیطان درون قسمت دوم است. برخلاف نام Survival Horror بازی های کمی در این سبک توانسته اند تمرکز خود رابه شکلی مناسب بر این بخش مهم قرار دهند. بله اکثرا، بازیباز را مجبور میکنند کمی عاقلانه از مهمات و منابع استفاده کند اما بسیاری از آنها نه طراحی مراحل نه در مبارزات چنان طراحی شده اند که شما حس یک Survivor را داشته باشید. فردی که هر لحظه ممکن است کشته شود یا خستگی مفرط ناشی از بار روایی یا روانی زندگی او را در آستانه فروپاشی روحی و روانی قرار داده است. شیطان دو با ترکیب بخش داستانی و جهان open world و ترکیب عناصر کلیدی سری بازیها توانسته شما را واقعا به یک Survivor تبدیل کند. سکانس های درگیری Melee با مشت یا چاقوو نگاه شما به کادر استامینا و سلامتی، لحظاتی درخشان در بازی پدید می آورند که بندرت در بازی های ژانر دیده شده است. شما دائما در حال جستجو برای مهمات و دیگر منابع هستید تا بایافتن این منابع و ارتقاء سلاح ها و توانایی های جسمانی به جنگجویی قابل تبدیل شوید. فرایند ارتقاء سبسشن ازآن مرد شکست خورده مست در بار اول بازی به جنگجوی خسته با صورتی خونین و پر از زخم ولی مصمم در لحظات پایانی بازی یکی از بهترین نمایش های Survival Horror تاریخ سری بازیهای سبک را در بررسی کاراکتر و ارتقاء آن به نمایش میگذارد. سیستم مدیرت منابع و ساخت ایتم ها بهترین در کلاس خود است با جستجو در محیط و یافتن لوت در بازی و گوش کردن به پیغام های دیگران چه زنده یا مرده ، دیگر ساکنان این جهان آفت زده، و درس گرفتن از اشتباه های آنها شما پیروز می شوید. با گوش کردن به اکو های باقی مانده از سیگنال های تیم متخصص موبیوس که قبل از شما برای بررسی محیط و بدست گرفتن کنترل اوضاع از طریق STEM وارد شهر یونیون پلی گراند موبیوس، شده اند کلی مهمات و تجهیزاتی چون کیفهای بزرگ تر حمل مهمات می یابید. درکل جستجو در محیط های بازی بشدت جذاب و پاداش دهنده است وحس پیشرفت عالی به مخاطب هدیه می کند. حتی زیرخودر و ها نیز جایزه مخفی شده است. بازی شیطان درون 2 فقط در دموها وسکانس های کارگردانی شده و به اصطلاح اسکریپت شده ترسناک نیست. بازی احتیاجی به ست –پیس های خاص ندارد تا هراسناک باشد. در یکی از خانه های بازی با شبحی هراسناک روبرو می شوید یک زن عجیب و غریب که درواقع محرک کابوس های سبسشن است و او را به گذشته میبرد به بازی قسمت اول تا سبسشن با ترسها و شکست های خود ربرو شود . آن زن با خنده هایی هراسناک طوری سبسشن را صدا می زند انگار یک مادر به بچه خود در حال بازی کردن است و دلیل اش هم این است که از زمان حادثه قسمت اول تا کنون بخشی از روان سبسشن در STEM به دام افتاده و مرتب سعی دارد از دست این هیولا بگریزد. این مخلوق آسیب نمی بیند و مستقیم از جهان رویا بیرون آمده و ضد ضربه است! مخفی کاری تنها راه فرار سبسشن از دست اوست. این سکانس های اسکریپ نشده و رندوم برخورد با این لولو خورخوره و براستی هراسناک، لحظاتی درخشان از نمایش شیطان درون 2 را به اجرا میگذارد. رو ح نامیرا که از کابوس های گذشته سبسشن شکل گرفته است ، مخفی کاری در اینجا تنها راه ممکن است. بزرگترین تغییر بازی بجزاجرای بی نقص هراس اصیل و مکانیزم های عالی گیم پلی، طراحی گهگاه ساختار جهان-باز بازی است. بخش هایی از مراحل بازی از طراحی Open world بهره میبرند و با بوست حس کاووش در محیطی ناشناخته اجازه میدهند بازیباز بر ترس هایش غلبه کرده و با کاووش در همه نقاط محیط اقدام به پر کردن ذخیره تجهیزات خود کند، چه میخواهد گیاهان دارویی باشد یا اسکرپ های فلزی برای ارتقا سلاح یا باروت و یا ژل سبز یا ژل های بسیار کمیاب تر قرمز برای باز کردن نقاط کلیدی ارتقاء توانایی های سبسشن. سیستم ارتقا فوق العاده کار آمد، تک تک قدرت ها به کار می آیند. در قسمت دوم با ساختاری Sand-Box گونه روبرو هستیم. بازی به من اجازه میدهد بی پروا باشم و در محیط های در حال نابوی یونیون به کاووش بپردازم. بازی درباره ریسک چنین جستجویی با من صحبت کرده است حالا این انتخاب به عهده من است که دنبالش کنم یا نه. این محیط ها فقط برای جمع آوری لوت بزرگ نشده اند و در گوشه و کنارشان داستان های کوچک بزرگ زیادی وجود دارد. در همین کاووش هاست که اعضای گم شده تیم موبیوس را میابید چه زنده چه مرده. مامورسیاه پوستی که کمکش میکنید تا از طریق یک پاد عملیاتی از STEM خارج شودو برای شما آرزوی موفقیت میکند و یک شاتگان قدرتمند را به شما هدیه میدهد هر چند شانس موفقتیش براساس صدای ضبط شده مامور موبیوس در رایانه همان اتاق فقط 25 درصد است زیرا از هر چهار بازگشت از STEM فقط یکی موفقیت آمیز است و سه نفر دیگر دست از بازگشتن برمیدارند گویی هرگز وجود نداشته اند و در ساختارهای بزرخ گونه جهان STEM گم می شوند انگار رویایی در یک رویای دیگربوده اند. اعضای تیم مدیریت بحران خود اساسی در بحران به سر میبرند. خوب مطالب زیاد بود! در این هفته های اخیر درباره بازی زیاد فکر کردم و پس از سه بار اتمام بازی با مجموع زمانی حدود 50 ساعت تصمیم گرفتم با شما در اینباره صحبت کنم. وقت جمع آوری نقد بازی است: جایی ازبازی در سکانس آغازین ورود سبسشن به اولین آینه بازی او میگوید: "بگیر که رفتیم! ذل بزن به آینه" گویی آلیس وارد حفره خرگوش می شود. بازی کردن با قوانین سبک وحشت و بقاء و استفاده صحیح از عناصر قدرتمند آن و خلق اثری بیادماندنی کاری است سخت و نیازمند توانایی بالا. خوب شینجی میکامی و تیمش در اینجا با متانت و دقت بالا با این عناصر روبرو شده اند، قوانینی که میکامی خودش مقدار زیادی آنها را طی عرضه رزیدنت یک و 4 خلق کرد. تنگو گیم ورکز موفق شده این عناصر الد اسکول رو با یک جهان شبه Open -world ترکیب کند و نتیجه چیزی است شگفت انگیز وسفری هراسناک و درگیر کننده به درون روان انسان و جهان کابوس های او. بازی چند سال بعد از قسمت یک را دنبال میکند جایی که سبسشن کاستیانو کاراگاه سابق، حالا درمانده و ناخوش از روزگار بد و روح بیمار خودش؛در تنهایی زندگی میکند و بخاطر از دست دادن خانواده همسر و دخترش بشدت افسرده است و هنوز هم روحش در تسخیر کابوس هایی است که او در اولین ورودش به جهان شبیه سازی شده توسط STEM خلق شده توسط سازمان موبیوس، تجربه کرد. وقتی دوست و همکار قدیمی کیدمن دوباره از طرف سازمان مخفی موبیوس مامور می شود تا سبسشن رو از حقیقت موجود آگاه کند، سبسشن به خود می آید. حقیقتی که بسیار پیچیده است. دخترش لیلی نمرده بلکه به دلیل توانایی های سایکیک مادرش و همچنین روح پاکش به عنوان هسته STEM انتخاب شده تا دوباره یک جهان تازه خلق کند ، جهان مجازی یونیون، یک شهر که توسط ذهن واحد کنترل میشود و و زمین بازی موبیوس در بررسی روح وروان انسان است. موبیوس تصور مرگ لیلی را در ذهن سبسشن کار گذاشته بود تا کاراگاه سابق بیخیال جستجو برای خانوادش شود. حالا که سبسشن میداند لیلی زنده است و به عنوان هسته به STEM متصل شده باید برای نجاتش وارد جهان رویا شود. زیرا چند روزی است که جهان یونیون ارتباط خود را با مرکز کنترل موبیوس ازدست داده و یک اختلال گسترده STEM را فرا گرفته است. یک اثر هنری زیبا! موبیوس یک تیم مدیریت بحران به یونیون میفرستد. انسان ها با خوابیدن در پادهایی به ذهن مرکزی مستقر در هسته STEM در اینجا لیلی متصل میشوند و یک جهان شبیه سازی شده را با هم تجربه میکنند . مرگ در جهان شبیه سازی شده به دلیل نابودی ضمیرناخود آگاه انسان مساوی است با مرگ در جهان واقعی و آنهایی که در STEM بمیرند در لیمبو یا برزخ STEM برای همیشه گم میشوند و در جهان واقعی نیز در پاد به کما می روند. حالا سبسشن باید وارد جهان یونیون شود! حتی با اینکه از اولین ورودش این همه آسیب روحی به همراه دارد ولی برای لیلی شجاعانه وارد یونیون، جهان جدید خلق شده در ورژن جدید STEM می شود. او با خواست خود وارد جهان رویا و کابوس می شود تا دخترش را نجات دهد. جستجو در جهان یونیون یک حس دژاوو به همراه دارد. جهانی پر شده از تله های مرگبار و ساکنینی که بر اثر شکست ساختار STEM به مخلوقاتی دیوانه تبدیل شده اندکه هر چیزی را سر راهشان تکه تکه می کنند. شاید تا اینجا بگوییم بازی شبیه قسمت اول است ولی کاملا این موضوع اشتباه است. اویل ویتین دو تک تک لحظاتش ریفایند شده پالیش شده و همانند یک پرده عظیم نمایش فقط برای خلق یک تجربه نوین Survival Horror به نمایش در آمده است و از قسمت اول خود از هر جنبه ای بازی برتری است . جستجو در محیط های جذاب بازی نه تنها پاداش دهنده است بلکه خط داستانی را نیز کامل می کند. آن شخصیت پردازی ضعیف بازی اول را فراموش کنید. با تغییر صدا پیشگان و اجرای بهتر شخصت پردازی و توسعه کاراکتر، سبسشن حالا انسان خاکی تری است. وسط نبرد با هیولا های نشناخته از یک دایمنشن دیگر سیگار نمی کشد !و نقش پلیس بزن و بکش رابازی نمیکند. بشدت انسانی شده و ملموس است. یک پدر در جستجوی کودک گمشده خود در جهان کابوس. شخصیت عالی سبسشن به نظر من به بازی وزنه خاصی میدهد زیرا تمرکزروی شخصیت پردازی در بازی های Survival Horror بسیار حیاتی است و یک شخصیت پردازی قوی مارا با بار روانی ایجاد شده براین شخصیت ها همراه کرده و به ایمرژن خلق شده شدت می بخشد. جایی از دیالوگ های بازی ، سبسشن در تماس رادیویی با کیدمن به او میگوید دوباره لیلی را گم کردم! اون باید خیلی ترسیده باشه! باید خیلی حس تنهایی کنه! حس سبسشن در بیان این دیالوگ ها بسیار واقعی و تاثر برانگیز است. شخصیت های منفی هم نقش بسیار فعال تری در روایت داستان دارند. مخصوصا قاتل سریال کیلری که هنرمند است و از لحظه مرگ قربانی ها عکس میگیرد. اتمسفر بازی خیره کننده است چه در دل یونیون یا درمیانبر های اتصالی بین بخش های مختلف یونیون که به Marrowمعروف است .STEM به معنای ریشه، ساقه با بخش اصلی یک جسم است و Marrow در اینجا مغز استخوان هردو اشاره به شکل ماشین STEM دارند یک بخش گرد مغز مانند و ستون مهره ها که به مغز متصل است در اینجا Marrow دالان هایی هستند که برای اپراتور های موبیوس خلق شده اند یک نوع Back door با راه میانبر برای سفر به بخش های مختلف STEM. بهرحال کاووش بسیاردر اویل ویتین دو جذاب است و احترام من را به عنوان مخاطب بر می انگیزد. سکانس های فلش بک به بازی قبلی نیز جذاب ند و ما را بیاد ماجراجویی قبلی سبسشن می اندازند. با تمرکز روی عاصر Survival بازی مدیریت منابع خیلی قویی دارد. در درجه سختی بالا حتی یک گلوله هم بر نتیجه کار تاثیر دارد.در حالی که تعداد دشمنان بسیار بیشتر ازبازی قبلی است آنها بشدت تهدید کننده ترنیز به نظر می رسند. این دفعه بازی به شما آزادی بیشتری در اینکه چگونه به یک نبرد نزدیک شوید داده می شود. این که شما باید دقیق فکر کنید آیا به این گروه دشمنان حمله ور شوید یا نه؟ به دنبال اکو های سیگنال بی سیم ها بگردید، تاکوئست های جدید کشف شوند. برخلاف محیط های خطی وبسته بازی قبلی، محیط های قسمت دوم برتری خود را از جنبه طراحی ساختاری در همان دقایق اولیه به رخ می کشند. محیط هایی وابسته به هم از طرق مختلف با بخش های تقریبا بزرگ امکان جستجوی گسترده را فراهم میکنند و در همین کاووش هاست که بخش قدرتمند مدیریت منابع اویل ویتین 2 خود نمایی میکند این محیط های بزرگ یا چندین Point of interest برای جستجو کم کم به دلیل پاشش از هم بیشتر ساختار STEM در هم میشکند و پیچیده تر و ترسناک تر می شود. خیابان هایی که در آسمان شناور شده اند و خون و آتش از جاهایی عجیب و غریب فوران می کند. طراحی هنری مراحل بازی خیره کننده است وبه خوبی با ساختار روایی عجیب و غریبش مچ می شود و ذات غیر قابل پیش بینی اش را بیشتر به رخ می کشد. در طول داستان سبسشن با دستگاه بیسیم اش قادر است عملیات های اصلی و فرعی را رد گیری کند ، روشی جذاب برای پیگیری این بخش از بازی یعنی کوئست ها بدون اینکه به اتسمفر بازی با کلی علامت و مارکر در محیط آسیب وارد شود.این که با شخصیت های جانبی داستان چگونه رابطه برقرار کنیم دست خودمان است. میتوان به این شخصیت های در مانده کمک کرد تا به شکلی ازجهان کابوس رها شوند یا نه رهایشان کرد تا همانطور در دنیای یونیون باقی بمانند. اویل ویتین دو هم بخش اکشن قوی دارد هم مخفی کاری. باز دست شما ست که چگونه پیش روی کنید. مبارزات شوتر برخلاف قسمت قبل عالی از کار درامده اندو مکانیزم های شلیک و کریتکال هیت ها و ریلودد و صدای سلاح ها همه و همه بر سکانس های درگیری جذاب و هیجان انگیز بازی افزوده اند.شیطان درون 2 بشدت به ژانر وحشت احترام میگذارد و این احترام رابه شکل رفرنس هایی به بازی ها و آثار سینمایی شاخص نشان میدهد. کمبات خشن و ناب است و مخفی کاری دقیق و کاربردی .حمله از زاویهای کنار دیوار یا از پشت سر یا استفاده از تیر دودزا و حمله در دود همه کاربردی هستند. باسهای بازی نیز هراسناک وناراحت کننده. کمپین 15 ساعته تا 18 ساعته بازی نیز از نظر طول و ارزش تکرار بسیار ارزشمند است. سه بخش مبارزه و مخفی کاری و چالاکی سه بخش اصلی ارتقا شخصتی بازی است وبا قوی کردن هرکدام الگوی خاص مد نظر شما تقویت خواهد شد. میخواهید دقت بالای هدف گیری داشته باشید تا مهمات کمتری مصرف کنید؟ بخش سلاح گرم را ارتقا دهید. یک شکارچی مخفی؟ بخش مخفی کاری! میخواهید با Melee با دشمنان درگیر شوید ؟ بخش چالاکی . سیستم خلق مهمات و بسته سلامتی نیز دگرگون شده و شما به مواد خام اولیه برای خلق این ایتم ها احتیاج دارید این مواد در محیط پراکنده بوده و یا بعد از شکست دشمنان از آنها به جای می ماند . خوب شاید فکر کنید این خلق مهمات بازی را آسان میکند باید بگویم که خلق این ایتم ها فقط پای میز های کار مخصوص در چند نقطه از جهان بازی باصرفه است و ساختن این ایتم ها در حین بازی به مواد اولیه بیشتری نیاز دارد. مثلا پای میز کار یک گلوله با یک باروت ساخته می شود ولی در جهان بازی در حین بازی کردن به چهار باروت برای خلق همان یک گلوله نیاز است این بخش هوشمند شما را وادار به برنامه ریزی دقیق می کند تا مسیر یک میز کار تا میز بعدی را با برنامه ریزی پیش ببرید. در گوشه و کنار بازی و زیر خودرو ها شما مواد اولیه را پیدا خواهید کرد که میزان نامحدود روی هم استک می شوند یعنی شما میتوانید هر چقدر که میخواهید گیاه دارویی پیدا کنید ولی همزمان با نهایت ارتقا فقط 6 عدد بسته سلامتی همراه داشته باشید.در حالی که بازی ست پیس های هراسناکی را نمایش میگذارد این کاووش ها هستند که می درخشند. گویی که در یک پارک سرگرمی وحشت گیر افتاده باشید و مجبورباشید از کنار هیولا هایی کابوس وار گذر کنید. جستجوکردن در جاهایی که روی مپ بازی علامت گذاری نشده اند اکثرا به پیدا کردن کلی جایزه باارزش ختم می شوند به همین دلیل است که باید تمام گوشه و کنار بازی را جستجو کرد.در همین جستجو هاست که با آن روح هراسناک روبرو می شوید. در جاهایی از بازی با این شبح به صورت رندوم برخورد می کنید. فقط فرار نظر من را بخواهید شیطان درون دو از هر جنبه ای Survival horror را ارتقاء می بخشد. بازی یاد آور دوران خوش کلاسیک های شاخص این سبک است. اویل ویتین دو بشدت به ما احترام میگذارد وراهکارهای آن تازه و هیجان انگیز هستند، بازی روی عناصری که یک بازی Survival horror را ناب میکنند، تمرکز بالایی میکند وهمین آن را به یک عنوان شاخص تبدیل میکند و با تمرکز بالا روی خلق موانع برای بازیباز و بعد با قرار دادن آیتم های مورد نیاز برای گذر از این موانع به او به شکلی دقیق و مدیریت شده، حس پیروزی و گذر از این موانع و بقاء را که عامل اصلی جذابیت این ژانر است تقویت میکند. شاید کاری که اویل ویتین دو میکند خیلی تازگی نداشته باشد ولی بازی چنان انجام می شود که گویی این مکانیزم ها برای اولین بار اختراع شده اند. بازی همه کارهایش را دقت انجام میدهد، میترساند، امیدوار میکند، درگیری ایجاد میکند مدیریت منابع ایجاد میکند و اتمسفر هراسناک خلق می کند و... بالانس کردن این عناصر بسیار سخت است ولی شیطان درون دو چنان کارش را با مهارت انجام میدهد که بعد از آن پایان غمناک و تاثیر گذار، برای همیشه در ذهن مخاطب این سبک خواهد ماند. براستی Evil Within 2 یکی از بهترین Survival Horror های دهه اخیر است. رضا قاسمی
  9. 17 امتیاز
    درود قرار بود ی برای سری Need for speed نیز ، به سبک مقاله COD، کلی کلی تاریخ نگاری ایجاد کنم. البته منتظر بودم نمرات Payback دربیاید که در آمد و چه بد! NFS قبلی با نام خالی NFS با اینکه دائم اونلاین بود به دلیل نمرات بالا و نمایشهای خوب بازی من جز اولین نفرهایی بودم که نسخه اصلی را تهیه کردم و چقدر با دوستان در همین فروم بازی کردیم و میلیون ها پوینت امتیاز رپیوتیشن کسب کردم و خلاصه برای خودم در بازی رکوردهای خوبی دارم و هنوز هم گهگاهی بازی میکنم. بازی قبلی از Gamespot نمره خیلی خوب 8 رو گرفت و امیدوار بودم EA با حذف بخش دائم اونلاین و بهبو د بیشتر بازی قبلی بازی ارائه دهد که حتی از NFS قبلی هم بهتر باشد . امروز نمرات متای payback را دیدم و بلاافاصله متوجه شدم این فست اند فیورس تاثیر بد فیلم هندی اش را روی NFS گذاشته است. از اولین عکس های بازی payback تا نمایش اولین دمو بازی، من حس خوبی نداشتم. بازی خیلی شبیه فست اند فیویورس شده ! چیزی که من اصلا دوست ندارم ولی با خود میگویم رضا این NFS است ریسینگ محبوب تو نترس شاید خوب باشد! اره شاید خوب باشد که متاسفانه نیست! متای بازی در حال سقوط است با نمره 67 و متاسفانه Gamespot به بازی نمره ضعیف 5! را داد! و کلا از بازی ناامید شده ام . فکر خرید بازی اصلی کلا از سرم رفت، شاید اگر بازی کرک شود آن را تست کنم ولی با این ریویو ها امید چندانی ندارم. در NFS قبلی ما از فست اند فیوریوس دور شدیم! حتی دموهای لایو اکشن و شخصتی های جالب داستان کاملا متفاوت بودند و نمایش های جذابی را به اجرا گذاشتند. ترکیب دموهای سینمایی و گرافیک آدم را به یاد شاهکار Most wanted می انداخت. گیم پلی بی نهایت تاکتیکی شده بود و دریفتینگ و و کورنرینگ بسیار فنی . برعکس برای Payback باید بگویم بازی نوعی از ارکید ریسرهاست که هیچ وقت از شما نمیخواد پاتون رو از روی پدال گاز بردارید. حالا دیگه NFS از اون وین دیزل تیونرهای ژاپنی روز های B moive تبدیل شده به نسخه Dwayne Johnson ای! داستان کلیشه انتقام و خیانت و .. داستانی که براحتی فراموشش می کنید و اصلا براتون مهم نیست! گرافیک بازی زیباست و ترسیم مسافت خوب کار شده ولی محیطهاش هیچ وقت متفاوت نمیشن و شما هیچ وقت به یادشون نخواهید داشت. در طی بازی باید یک سری گنگ های ریسر ارکی تایپ رو شکست بدید تا پیشرفت کنید و مثلا فرصت انتقام از دشمن اصلی داشته باشید. فوق العاده کلیشه ایی/ دیالوگ های ضعیف و ...یک سری عملیا ت های جانبی هم هستن که میتونستن هیجان انگیز باشند ولی درست لحظه های هیجان انگیز بازی کنترل رو از شما میگیره! مثلا در یک لاین دیگه در حال رانندگی هستید بعد قراره یک 18 چرخ رو هایجک کنید ، با نزدیک شدن به کامیون یک دفعه بازی کنترل رو از شما میگیره و در دمو ناگهان شما متوجه میشید در مسیری جدید قرار گرفتید! که مثلا دوستتون بتونه سوار ماشین بشه! این قطع و وصل شدن های گیم پلی به بازی ضربه زیادی میزنه- تصور کنید اگر میشد تک تک این سکانس ها رو خودتون هدایت کنید مثل سکانس های تعقیب گریز GTAV! متاسفانه ویروس وین دیزل- راک بدجور آلوده کرده. open world بازی سعی کرده ساختاری شبیه فورزا هورایزن 3 داشته باشه، جا هایی دریفت میزنید جاهایی اسپید ترپ هست؛و... که در بین چک پوینت ها کمی شمار و قراره سرگرم کنه- ولی تفاوت FH3 با NFS جدید بسیار زیاده- اون خودش رو وقف چیزی که باید باشه کرده این فقط خواسته تقلیدی از یک بی مووی باشه و همینجاست که NFS جدید سقوط داشته. مسابقات خارج از جاده و تعقیب و گریز با پلیس هم هستند ولی یک مشکل بسیار بزرگ در بازی خود نمایی میکنه! عدم وجود حس سرعت! شاید کیلومتر شمار بگه دارید 160 مایل !!سرعت میرید ولی بازی ذره ای حس اون سرعت رو به نمایش نمیگذاره.موشن بلار سعی کنه القا کنه ولی اصلا اون سرعتی که جهان اطراف شما باید ا زکنارتون در سرعت های خیلی زیاد گذر کنه رو نداره. AI هم چیز خاصی نیست فقط کافیه از دست پلیس فرار کنید و برسید به یک چکپوینت و تعقیب تمام! در واقع تعقیب و گریز ها یک نوع time trail هستن!و حتی خسارت ها هم که ایجاد میشه جزییات خوبی نداره بنابراین تیک داون ها چیز خاصی ندارن . همه این نکات بازی رو شل و ول کرده است. یکسری کارتها هستن برای خرید فروش قطعات که میتونید ماشین ها رو باهاش تیونینگ کنید. با پول درون بازی هم میشه خرید و فروش ماشین انجام داد .در کل NFS جدید لحظاتی داره که کمی سرگرم کنه مثل لحظات دریفت ولی آنقدر نقص داره که نمیتونه مخفیشون کنه. برای نکات مثبتش میشه گفت سیستم خیلی ساده هدایت ماشین ها گهگاه لحظاتی ارکید وار فراهم میکنه جهان بازی بزرگه و در نوع مسابقات تنوع هست. اما داستان کلیشه ای و تکراری، عمیلات های داستانی بشدت محدود ، عدم حضور حس سرعت و جهانی که اصلا بیاد ماندنی نیست متاسفانه این NFS رو با مشکلات زیادی روبرو کرده است.فکر نمیکنم با افزایش تعداد نقد ها ما چیز خاصی رو شاهد باشیم.EA عادت کرده یک سال در میان یک NFS خوب بیرون بده یک بد! شرط میبندم سران EA حالا به خودشون میگن دیدید بخش اونلاین حذف شد بازی بد در آمد! برید همون دائم اونلاین بسازید!! تک نفره دیگه وجود نداره! نمیگن که تیم توسعه دهنده زیاد فست اند فیوریوس دیده بوده است! ای EA ننگ به نیرنگ تو .....
  10. 17 امتیاز
    درود COD رو من امروز چند ساعتی تست کردم . باید بگم بازی فوق العاده بهینه است بسیار بهینه=- به طوری که با این سطح جزییات در رزلوشن داخلی 325% هم حدود 60 فریم قفل رو ارائه میده - 325% رزلوشن داخلی برابر است با تقریبا3326در1870! بازی تنظمیات گرافیکی عالی وزیادی داره و بهترین نسخه موتو رکال اف تا به امروز ئر همین بازی بوده- نسخه های قبلی روز لانچ مشکلاتی در موتور ها داشتن در بخش پریلود شیدر ها حالا مشکلات صفر- نه تکسچر تار نه چیزی فقط کیفیت سینمایی خیره کننده رد 60 فریم- بازی روی کارت گرافیک GTX 980 ti Amp extreme تست شد با درایور 388.13 که اخرین درایور انویدیا و مخصوص این بازی است. کارایی عالی و چقدر تنظمیات و به صورت ریل تایم هم تغییر میکن احتیاج به ریست بازی نیست - لود ها فوق العاده سریع و معلومه اسلج همر حسابی روی موتور کار کرده هر چه باشه اینها اولین تیمی کودند که کال اف رو آوردن به نسل جدید با Advance warfare. بازی در 1080p الترا با تمام گزینه ها و آنتی T2X که خود بازی پیشنهاد میده روی 60 فریم قفل است. جاناتان تاکر بازیگر محبوب من در سریال kingdom حالا تو گرافیک هم خوب بازی میکنه سریال رو ببنید حتما. تنظمیات بازی عالی هستن ! شما سه تا رزلوشن داریید! رزلوشن native که مربوطه به نمایشگر - 2 رزلوشن رندر که اینترنال رزلوشن است و کیفیت بافت های داخلی بازی رو در اون رزلوشن رندر میکنه- شما می تونید 1080 پی باشید ولی اینترنال رزلشون خیلی خیلی عظیم تری داشته باشید مثلا 4k- بعد موتور بازی رو ری اسکیل میکنه به 1080 - مثل DSR انویدیا-پیشنهاد من برای این بازی استفاده از توانایی خود موتور است ! نتیجه زیباست.رزلوشن 3 هم که رزلوشن تمپورال AA نوع T2X سینمایی است که یک نوع AA پست پراسسینگی است و کارایی خیلی سبک تری داره تا مثلا MSAA . تنظمیات عالی هستن و با تصویر نمایش میدن ویژگی ها شون رو . برای مثال اگر میخواید FPS بهتری بگیرید با اینترنال رز بالاتر این تمپورال روبزارید روی FXAA. ّFOV رو بزارید روی 90 این گزینه Cache Sun Shadow Maps: Off خاموش باشه این مشکل ایجاد میکنه. گرافیک بازی خیره کننده است یکی از سینمایی ترین های سال- جزییات بسیار زیاد. نورپردازی عالی بعد موتور قادره در رزولوشن های عظیم 60 فریم رو حفظ کنه -!!میراث کوئک- بازی در رزلوشن داخلی 300 با نهایت تنظیمات و حتی AA و امبینت نزدیک و دور در رزلوشن بسیار بالا هنوز هم 60 فریم خروجی میدهد و جزییات بسیا ربالا هستند. بخش های تنظمیات رو هم توضیح خواهم داد: Texture Resolution: Extra Normal Map Resolution: Extra Specular Map Resolution: Extra سه گزینه بالا تسکچر ها هستند و بامب مپینگ سطح تکسچر، اینا خیلی گرافیک بازی رو تغییر میدن -پیشنها د میدم کم نکنید. Shader Preload: On این رو رو شن بزارید باعث میشه لود ها طولانی تر بشه البته خیلی کوتاه هستن رو ی سیستم من. بعد در خود بازی تکسچر استریمینگ و هیک اپ ندارید. Shadow Map Resolution این رزلوشن سایه است خیلی مهم نیست اگر سیستمون قوی نیست میتونید کمش کنید. ولی در تست من در رزلوشن خیلی بالا حتی همین هم روی نهایت بود. Screen Space Ambient Occlusion این سنگینه برای سیستم های ضعیف ولی تاثیر گرافیکی بالایی داره - بسته به خود شما و فریمی که میخواد است. Subsurface Scattering: On این انعکاس و گذر نور از اجسام شفاف رو نشون میده مثلا پوست صورت رنگش با تابش نور تغییر میکنه یا نور از داخل انگشتان دست باعث ایجاد افکت واقعا گرایانه میشه - میتونید استفاده کنید اگر سیستم خوبی دارید. بقیه هم مثل DOF و موشن بالار و AF و ... تنظیمات همیشگی هستن. بسته به سلیقه- اگر میخواید بازی رو در رزلوشن های بالا بازی کنید و فریم بالا پایین میشه براتون میتونید با انویدیا اینسپکتور فریم رو قفل کنید. داخل بازی در رزلوشن و تنظیمات مطلوب در محیط شلوغ موس را سریع تاب بدید ببنید فریم چقد میاد پایین و برمیگیرده مثلا میاد 45 و بعد میره 60 - بریددر انویدیا اینسپکتور و فریم رو رو ی45 قفل کنید- بازی کاملا قابل بازی است در عوض دارید با گرافیکی بسیار بالاتر بازی میکنید. اگر هم میخوادید 1080 باشید که بازی خیلی بهینه است روی اکثر سیستم ها 60 رو براحتی بدست میارید. یک سری تنظمیات سافت شدو برای اجسام از نزدیک هم هست مثلا سایه خود تفنگ ها روی خودشون بی افته یا سیاه های ریز - کارایی خاصی کم نمیکنه ولی خیلی واقع گرایانه است. یک ریشید عالی برای شما: شاید 2 تا 4فریم کم کنه چیز خاصی نیست از کولور کورکشن استفاده میکنه تصحیح رنگ و سنگین نیست. Call of Duty WWII .ini ریشید 3 است طبق اموزش تاپیک پیشرفته ترین مادهای گرافیکی 2 استفاده کنید. اگر تاپیک رو نجستید پست بدید لینک بزارم. تاثیر ریشیده خارق العاده است باز پرچم پی سی بالاست. یک نکته موقع انتخاب EXE بازی برای reshade فایل CoD_SP.exe" رو انتخاب کنید این exe اجرایی است. در کل بازم بازی رو بررسی میکنم نکاتی بود اضافه میکنم. اگر کسی درباره تنظیمات سئوالی داشت پست بزاره توضیح خواهم داد. موفق باشید. نکته: جاهایی میگفتن مصرف رم بازی بالاست یا مموری لیک داره ! من تستی زدم!یکی از اسلات های رم رو در آوردم با هشت گیگ رم ! بازی باز هم در نهایت تنظیمات با همون میزان رم در 325% رزلوشن داخلی 60 فریم در حال اجرا است . 8 گیگابایت کاملا برای بازی های روز کافی است ! تست های بیشتری بعد ا قرار خواهم داد مخصوصا حالا که رم خیلی گرون شده- بندرت پیش میاد با یک گرافیک با رم مناسب گرافیکی شما به بیش از 8 گیگ رم اصلی در بازیها نیاز داشته باشید . همینطور که میبنید بازی مدرن با گرافیک بالا و رزلوشن عظیم حدود 6563 مگ رم سیستمی گرفته در رزلوشن نزدیک به 4k! در 1080 4گیگ نهایت 5 گیگ بسته به تنظیمات مصرف خواهد داشت. 16 گیگ رم هم برای فقط بازی کردن یکی از اسطورهای پی سی است!
  11. 16 امتیاز
    عناصر تشکیل دهنده یک بازی رایانه ای خیره کننده چه هستند؟ عده ای گرافیک را بهانه میکنند، عده ای نیز ساختار گیم پلی را هدف می گیرند و عده ای نیز از داستان سرایی وشخصیت پردازی سخن به میان میآورند. همه این ویژگی ها مهم هستند. بدون شک هرچه از بعد گیم پلی بازی زیباتر باشد ، گرافیک زیبا نیز ارزشمند ترش میکند. یا برعکس. حالا اگر بازی ریسینگ بود چه؟ چه عناصری باید بررسی شوند؟ ساختار بازی؟ گرافیک وصدا ؟ هندلینگ؟ دقت به جزییات؟ محیط های جذاب و......اگر یک ریسینگ همه این عناصر رو با هم معرفی کرد چه؟ اگر همه نکات کلیدی رعایت شده بودند و دریک بسته عظیم و خیره کننده کنار هم قرار گرفته بودند با چه معیاری به بررسی چنین بپردازیم؟ ِچنین بازیی باید قطعا برای خودش شاهکاری باشد بی همتا. من یک چنین بازی سراغ دارم وقصد دارم ساعت ها تجربه ناب خود رادر این بازی به نقد بگذارم. این شما و این بهترین ریسینگ تاریخ PC. چند ماهی هست که هواریزن 3 برای پی سی عرضه شده است. این یک عادت شخصی برای خود من است که باید بازی ها را برای مدتی خاص بازی کنم هرچه برتر باشند زمان طولانی تر هرچه بزرگ ترزمان بیشتر میبرد تا من بتوانم تمام زوایای یک بازی ریسینگ به گستردگی هورایزن 3 را مورد بررسی قرار دهم. ولی اکنون که ساعتهای بسیار زیادی صرف انجام بازی کرده ام وقتش است به نوشتن بپردازم. در فورزا ویستا میتوانید از مدلهای خودرو ها در نهایت جزییات لذت ببرید و با آنها تعامل داشته باشید. چگونه Forza Horizon 3 به دیگر ریسینگ سازها درس بازیسازی داد؟ با یک تقسیم بندی ساده میتوان بازی های ریسینگ را به دو دسته شبیه ساز و آرکید تقسیم نمود.شبیه سازها سعی دارند با رعایت قوانین فیزیک و پیاده سازی اصول واقعی رانندگی با دخالت دادن صد ها وشاید هزاران پارامتر از قبیل وزن خودرو، هندلینگ و توانایی های موتور.... یک تجربه واقعی را برای کاربر پیاده سازی کنند. این بازیها اکثراً برای همه مخاطبان جذاب نیستند و طرفداران سرسخت خود را دارند که هم بدنبال لذت غلبه بر یک چالش سرسخت می گردنند و هم از تکرار مسابقات بسیار سخت برای برنده شدن هراسی ندارند. نمونه های درخشان شبیه سازی را میتوان دربازیهایی چون سری Project Cars یا Gran Turismo و یا FORZA یافت. پروجکت کارز عمر زیادی ندارد ولی در همین چند ساله بر روی پی سی طرفداران خاص خود را پیدا نموده و اخیراً هم قسمت دوم آن با بهبود های فراوان عرضه شده است. GT سریی بود که من از شماره یک تا شماره 6 آن را تجربه کردم و هنوز هم دیسک های Ps1 و Ps2 در کنار بلورهایPs3 اش را در آرشیو دارم! GT 1و 2 بازیهایی بودند که من را با مفهوم شبیه ساز مطلق و مسابقات سرسخت آشنا گردانند. در سالهای اول نسل پیش مایکروسافت و استودیو Turn 10 وارد چرخه رقابت برای خلق ریسینگ های عظیم و شبیه ساز با سونی شدند و اینگونه بود که فورزا بوجودآمد. بلافاصله با تجربه اولین فورزا توجه ام به آن جلب شد و GT کم کم رنگ باخت. یک شات در نهایت گرافیک در 4k با فوتو مود گرفته ام- نورپردازی بیداد میکند. فورزا جادویی داشت که GT نداشت . تورن10 توانسته بود مرزکم رنگ بین شبیه ساز و ریسینگ Fun را تا حدودی حذف کند. فورزا دردسترس تر بودو حس راندن خودرو ها با کنترلر چنان جذاب و عجیب بود که حتی من که سالها ریسینگ های مختلفی از سری Colin mcrae کدمسترز و توکا ریس درایورش تا GT و تمام قسمت های NFS را تجربه کرده بودم برایم تازگی داشت. فورزا ها راحت تر بودند البته اشتباه نکنید اصلا آسان نبودند وهوش مصنوعی خیلی قدرتمندی در بازی رقیب شما بود که روی درجه سختی بالا چالشی بزرگ را در مقابل شما قرار میداد. بهرحال تورن 10 تا به امروز توانسته با ارائه فورزا 7 بیش از پیش به تکامل سبک کمک کند. فورزا 7 نهایت شبیه ساز رانندگی است با فیزیک و گرافیکی خیره کننده و نفس گیر. باید بگویم یکی از کامل ترین بازی های ریسینگ تاریخ بدون شک! اما و این امای بزرگی است! مخاطبان ریسینگ های ارکید چون NFS چطور؟ یا کسانی که علاقه چندانی به شبیه ساز ها و مسابقات چالش برانگیز در حد سری دارک سولز! ندارندو یا نمیخواهند ویا واقعا اطلاعات تکنیکی خیلی برجسته ای از اتومبیل ندارند، چیزی که برای انجام بازی های شبیه ساز چون GTیا فورزا ضرروی است. Dan Greenwalt در حال معرفی Forza 3 خوب مایکروسافت به همراه تورن 10 استودیو آمریکایی خود در کنار playground Games استودیوی بریتانیایی، در سال 2012 اقدام به عرضه یک اسپین اف از سری فورزا کردند. استودیوکدمسترز قبل از آن توانسته بود با عرضه Dirt در محو کردن تقریبا کامل خط بین شبیه ساز و رانندگی آرکید بسیار موفق باشد، جایی که مسابقات بسیار سرسخت رالی در کنار یک سیستم هندلینگ واقع گرایانه ولی جذاب کمک میکرد اکثرمخاطبان بتوانند یک تجربه لذت بخش داشته باشند و از سویی کدمسترز توانسته بود بارعایت طبایع مخاطبان ژانر در درجات سختی بالا، یک ریسینگ عجیب ارائه دهد که هم جذاب بود هم چالش برانگیزو گرافیک و دستاورد های تکنیکی مدرنی را به نمایش میگذاشت. Dirt یکی از تلاش های موثر در نسل پیش برای کم رنگ سازی مرز بین شبیه ساز و ارکید هورایزن ویژگی های مشابه زیادی با نسخه اصلی داشت. فیزیک و گرافیک پیشرفته و هندلینگ تا حدود زیادی شبیه ساز ولی بشدت کنترل شدتر، گویی پلی گراند مسیر کدمسترز را پیش گرفته بود و درسهای آن توسعه دهنده مشهور به خوبی پاسخ داده بود. برای نگارش این نقد نیاز است به یک بازی دیگر اشاره کنم، سری بازی های قدیمی Test Drive که در سال 2006 توسط Eden studio و انتشار Atari معرفی شد و توانست یک سبک تقریبا جدید را برای ریسینگ معرفی کند. خلق یک سیستم کاملا Open- world و پیاده سازی عناصری مثل کاووش و مسیر های عظیم و ساعت ها رانندگی بی وقفه آزمون رانندگی را بسیار جذاب به نمایش میگذاشت. در قسمت دوم که آنهم قبل از ارائه اولین فورزا هورایزن درسال 2011 عرضه شد بازهم Eden Game به بهبود مکانیزم های بازی خود پرداخته بود، جهان عظیم و حضور تعداد زیادی خودروی لایسنس شده و گیم پلی با امکانات بیشتر. تست درایو ها بازی های جذابی بودند و از گرافیک جذاب و هندلینگ آرکید و فان خوبی بهره میبردند منتهی یک مشکل اساسی داشتند و آنهم این بود که بعد از مدتی در چرخه بشدت تکراری شدن می افتادند. تست درایو انلیمیتد 2 که راه را برای ریسینگ Open-world هموار کرد. محیط های عظیم بازی در بخش های زیادی بدون استفاده مانده بود و مسابقات کم تعداد با حالت های محدود بر خستگی بازی می افزود. عدم حضور تیونینگ به شکل گسترده و قوی و سفارشی سازی ساده نیز از جذابیت های بازی کم میکرد. محیطهای عظیم بشدت خشک و خالی میزد و در کل تیم سازنده از این جهان های عظیم استفاده درستی نبرده بود. هزاران مایل جاده در جزایر هاوایی یا ابیزا در اسپانیا انگارفقط برای نشان دادن اینکه بازی ما چقدر بزرگ است خلق شده بود. حرفم را اشتباه نگیرید تست درایو Unlimited یک ودو بازی های بدی نبودند نه ولی میتوانستند به شاهکارهایی تبدیل شوند که بعد ها فورزا هورایزن ها با استفاده از ساختار آن بازی ها، بدل شدند. هورایزن ها نسخه های اسپین اف سری هستند هرچند گمان دارم بعد از معرفی هورایزن 3 دیگر کسی این بازیها را اسپین آف حساب کند!! هورایزن یک و دو ریسینگ های آرکید فان بودند که در جهان هایی تقریبا بزرگ با کلی امکانات برای خلق سرگرمی بوجود امده بودند. هندلینگ ها ساده تر شده بود البته تا حدودی و انواع اقسام ریسینگ های خیابانی جایگزین کلاس حرفه ای ریسینگ درون پیست های مسابقات سری Forza گشته بود. هورایزن ها تفاوت هایی هم با برادر خود داشتند، در آنها برای اولین بار به شما اجازه داده میشد با دل و جرات سریع برانید و کمی بی دقت باشید و تا حد زیادی حتی بدلکاری کنید و پرشهای بلند و جمع کردن امتیاز با Drift و بدلکاریهای خیابانی و انواع اقسام مسابقات مختلف در بازی واقعا برای لحظه ای شما را تنها نمیگذاشت. هورایزن یک و دو نقد های خیلی مثبتی گرفتند و طرفداران زیادی به خود جذب کردند و حتی گهگاهی بهترین ریسنگ های سال نیز نامیده شدند. تاریخ نگاری و ترتیب سری- از زمان عرضه هورایزن 1 حالا به چرخه یک هورایزن یک موتور اسپورت رسیده ایم. یک سال هورایزن یک سال موتور اسپورت اما بعداز این مقدمه تقریبا طولانی باید به اصل مطلب برسم، جایی که داستان هورایزن 3 شروع می شود و چه زمان خوبی است مخصوصا زمانی که مایکروسافت به ارزشهای پلتفرم قدرتمند خودش یعنی PC پی برد و سعی کرد با جامعیت بخشیدن به نرم افزارهایش آنها را چه برروی کنسول های خود چه روی PC به اشتراک بگذارد. خوب حالا دیگر آرشیو انحصاری مایکروسافت روی پی سی هم در دسترس بود و بعد از تست Forza Apex که یک نسخه آزمایشی برای استرس تست موتور Turn 10 روی پی سی بود، موتور قدرتمند تورن 10 حالا برای معرفی یکی از بهترین ریسینگ های تاریخ بر روی پی سی آماده بود. افق یک رویداد در ژوئن سال 2016 مایکروسافت در نمایشگاه E3 بازی هورایزن 3 را برای پلتفرم های خود معرفی کرد. بازی در گذشته در کلورادوی امریکا در قسمت یک و جنوب و شمال فرانسه و ایتالیا در بازی دوم اتفاق می افتاد، اکنون به استرالیا رفته بود، بهترین محیط برای خلق یک ریسینگ ناب. محیط های جذاب ساحلی؛ کوهستان های زیبا، شهرهای بزرگ و بیابان های عظیم که هزاران هزار مایل جاده های بی نظیر را در اختیار مخاطب قرار میداد و جنگل هایی زیبا و جادهای باران خورده و خیس نمایش درخشان توانایی های موتو گرافیکی فورزا بر روی پی سی بودند جایی که فریم بالا و Dx12 در کنار توانایی های خاص پی سی چون فلیتر های قدرتمند تر پست پراسسینگ و رندر بسیار با کیفیت تر سایه ها و نورپردازی و کلی برجستگی های گرافیکی دیگر، هورایزن 3 را به یک شکوه و جلال بصری بی رقیب بر روی PC تبدیل نموده است و تنظیمات گرافیکی عالی در کنار بهینه سازی های گسترده و رزلوشن های بالا با فریم 60 در مقابل 30 روی One، یا افکت های بلار زیباتر و نورپردازی برتردر کنار سطح جزییاتی بی رقیب برای خودرو ها از هورایزن یک جشنواره گرافیکی راه انداخته که تجربه آن برای بازیبازی واجب است. نسخه PC بازی را میتوان بهترین نسخه هورایزن نامید. این بازی به عنوان بهترین بازی ریسینگ2016 توسط پی سی گیمر انتخاب شد و نمرات متای بازی در حد بسیار بالایی قرار دارند.(91 فکر میکنم) محیط های کوهستان طوفان از بعد بصری خیره کننده اند. یورش به استرالیا فستیوال مشهور هورایزن اینبار بزرگ تر از همیشه آماده است. صدها نوع مسابقه و تنوع بی نظیر محیط ها و بیش از 350 خودرو با کلی قابلیت سفارشی سازی و کلی فعالیت های جانبی برای افزایش دادن تعامل بازیباز با جهان بازی از ویژگی های کلی این قسمت به شمار میروند. هورایزن 3 با یک سکانس خیره کننده آغاز می شود. شما باید چندین خودرو را تا مرکز برگذاری سایت فستیوال هورایزن هدایت کنید و بازی از همان لحظات آغازین میخ خود را می کوبد وبه راحتی قصد خود را از صدها ساعت سرگرمی فاش میکند. فقط یک نگاه به دشت های عظیم دور دست یا سد عظیم پیش رو تا جنگل های غول آسای بارانی با نورپردازی خیره کننده کافی است تابه گیمر ریسینگ باز بگوید به یکی از بهترین ریسینگ های تاریخ خوش آمدی. حتی لودینگ ها نیز هراسناک اند و درون موتور رندر می شوند خبری از CG نیست ! خودروی فیات Dino کوپه یک خودروی سریع نبوده است. سال تولید آن 1960 و اویل دهه 70 برمیگردد و در فیلم های باحال آن دهه حضور نداشته است و در مسابقات موتور اسپورت نیز حضور گسترده ای نداشته است فقط عاشقان زیبایی کلاسیک کارها آن را بیاد دارند زیرا طراحی بدنه خیره کننده آن کار برتونه، اوج زیبایی یک خودرو است. موتور V6 فراری آن نیز جذابیت خاص خود را داشت. خوب این خودرو جایی در یک ویدئو گیم ندارد! ولی در هورایزن 3 قرار میگیرد.چرا ؟ شاید بخاطر زیبایی بدنه و داشبورد چوبی آن است ؟یا اینکه یک کلاسیک مشهور است ؟ یا نه بخاطر اینکه تیم Play gorund میداند چه چیزی را عاشقان خودرو دوست دارند ویا از همه مهتر تر اینکه خودشان عاشقان خودروها هستند؟ هر چقدر هم که کفر گویی باشد ! پرش با یک جاگوار از روی تپه و بعد برخورد با جاده بدون ریسک خسارت های جدی مکانیکی یکی از دلایل خارق العاده بودن هورایزن 3 است.آزادیی که به شما داده میشود تا خودروهای مودرعلاقه تان را هر طور مایل بودید برانید. همانند هرOpen World شاخص و برجسته، جهان عظیم هواریزن پر است از عناصر حواس پرت کن. نسخه نیمه خیالی از استرالیا و سواحل اقیانوسی گرم سیری اش تا کوهستان های عظیم،هر مایل از بازی با دقتی حیرت انگیز ساخته شده است زیرا 99% جهان بازی قابل گذر با خودرو هاست. هر مایل از بازی حداقل یک جاده و مسیر انحرافی در خود دارد و حجم جاده های هواریزن 3 را به غیر قابل شمارش تبدیل میکند. قبل از اینکه حتی متوجه باشید به مقصد یعنی فستیوال سایت مشرف به اقیانوس برسید شما 5 لول گرفته اید و یک میلیون دلار پول جمع کرده اید!! هنوز حتی بازی شروع نشده است! قرار بوده یک ساعت پیش به مقصد برسید! هورایزن 3 امان شما را خواهد برید. از یک چالش به یک چالش ازاف رود به جاده اصلی از اکستریم افرود به جادهای تکنیکی و بعد بزرگ راه های بی نهایت طولانی با مناظری که بعضاً با واقعیت اشتباهشان میگیرید. تنظیمات نسخه PC برای تست و اسکرین شاتهای بعدی هم 60 فریم تست شده هم 30 فریم -بازی حتی در 4K نیز با نهایت تنظمیات گرافیکی 60 فریم را به نمایش میگذارد که نشان دهنده سطح عالی بهینه بودن موتور بازی است.Dx12 در اینجا در بهترین حالت خود قرار دارد. وقتی بازی در 4k با 60 فریم اجرا میشود تست 1080p و 2k بی معنی است. تمام شاتهای بعدی در همین تنظیمات در 4k با کمک ابزار Game bar ویندوز 10 گرفته شده اند . توسعه دهنده یعنی پلی گراند اینجا آرایش حمله به خود گرفته است و براساس ساختار بازیهای پیشین چنان هورایزن را گسترده کرده که وصف عظمتش ساعتها وقت خواهد برد.هاب های مرکزی فستیوال همچنان مرکز این افق همه سرگرمی ها هستند. در این مکان ها شما قادرید خودرو خرید فروش کنید، ارتقاء دهید ، سفارشی سازی کنید و کلی تتظیمات جامع دیگر و انواع مسابقات و بخش اونلاین و تنظمیات هوش مصنوعی Divatar و هزاران هزار پارامتر قابل سفارشی سازی تا Level گیری و انتخاب توانایی ها و ..... هواریزن سه معجونی از خوشمزه ترین های تاریخ ریسینگ است. راستش را بخواهید هیچ بازی ریسینگی قادر نیست بعداز تجربه هورایزن من را جذب خود کند.dirt میخواهم؟ چطور است ساعتها با بهترین ماشین های Off road در بیابان ها و کوه ها برانم؟ NFS میخواهم؟ چطوراست در بهترین حالت رویای یک NFS در انواع مسابقات خیابانی با زیباترین خودرو هایی که خود ساخته ام مسابقه دهم؟ نهایت افرود را در درودخانه ها و جنگل های درهم تجربه کنم؟ یا با پاگانی زوندا تیونینگ شده برای نهایت رانندگی در جادهای تکنیکی و زیبای شهری رانندگی کنم؟ یا نه با سوبارو ایمپرزا کلاسیک رکورد تایم اتک از یک نقطه به یک نقطه دیگررا با سرعت 250 کیلومتر آنهم در off road بشکنم؟ هیچ بازی ریسینگی قادر نیست حتی به نزدیکی های مرز فان بودن هورایزن 3 برسد چه بخواهد با این شاهکار رقابت کند. هاب اصلی بازی سایت فستیوال هورایزن مرکز بازی است- این BMW را بیاد NFS MW سفارشی سازی کرده ام. هر خودرویی در هورایزن برای خود یک داستان کامل است ! به کمک موتور حیرت انگیز فورزا در اجرای بی نقص یک شبیه ساز رانندگی در اینجا هر خودرویی برای خودش 110% از خودروی دیگر متفاوت است و لذت رانندن آن در جاده در شب تنها و بارش باران با نورپردازی نفس گیر فراموش نشدنی و جز بهترین لحظات تاریخ بازیهای رایانه ای. پلی گراند مسیر خود را ادامه داده و مرزهای بین شبیه ساز و ارکید بودن را به بهترین شکل ممکن در نوردیده است. سخت است بگوییم هورایزن 3 کدام است زیرا دردل ساختار آرکید خود سیستمی فوق العاده پیچیده از یکی از بهترین سیستم های هندلینگ تاریخ بازی های رایانه ای ریسینگ را مخفی دارد وراندن هر خودرو مخصوصا با کنترلر ایکس وان S جدید حسی خارق العاده به همراه دارد و شوک های پالسی زیر تریگر ها در هنگام از دست رفتن ترکشن در مسیر های خیس در ترکیب با نعره گوش خراش یک هیولای ماسل کار 1000 اسب بخاری هرگز از یادتان نخواهد رفت. برخلاف عظیم بودن بازی و پیچیدگی های گیم پلی، HUD بازی بسیار حرفه ای و جامع طراحی شده است. دستیار همراه keira مرتب به شما راهنمایی های جدید را گوشزد میکند و باور کنید در جهانی به بزرگی هورایزن شما به این خانم نیاز دارید. کایرا عملکردی عالی دارد ولحظه به لحظه اپدیت می شود و مرتب به شما پیشنهاد میدهد که در یک رقابت شرکت کنید یا مثلا به دنبال یک خودروی مشهور ولی اوراق شده درانبار های گمشده بگردید. د رحالی که هورایزن های قبلی تمرکز شان بیشتر روی تورنومنت ها بود اینبار در هورایزن 3 تمرکز اصلی روی جستجو و ماجراجویی بنا شده است. در همین جستجو هاست که شما تعداد غیر قابل وصفی رقابت و چلنج و رازهای مخفی و .. را خواهید جست. تنها در یک شهر کوچک اول بازی بیش از 50 فعالیت وجود دارد و و هرکدام با درجه های سختی متفاوت و چلنج های مربوط به خود. حالا همه 4منطقه اصلی بازی را با هم ترکیب کنید و حجمی عظیم از محتوی خواهید داشت که حتی بزرگترین ریسینگ های نسل ها هم در مقابلش رنگ میبازند. هر جاده ای هر مایل مسافت حداقل یک شورتکات دارد. حجم جادها غیر قابل توصیف است. بازی های ریسینگ سالهاست ازالگویی به نام Reputation برای خلق سیستم تک نفره بازی و ساختار پیشرفت بازیبازبهره میبرند. استفاده از این روش برای ایجاد یک سیستم رقیب خیالی در دل بازی و همچنین فن بیس تخیلی بسیار کاربردی است. این طرفداران خیالی و رقبای رویایی ساختار اصلی پیشرفت در هورایزن3 را تشکیل میدهند. بازی چنان با شما برخورد میکند گویی شما واقعا یک راننده جویای نام هستید که وارد رقابت های هورایزن فستیوال در استرالیا شده اید تا به راننده شماره یک بدل شوید. زمین بازی استرالیا( اسم خود استودیو سازنده هم زمین های بازی می باشد!) اینجا توسط میلیون ها دوربین و پهباد وDrone کنترل میشود. هر حرکت شما هر دریفت شما هر سبقت شما هر سرعت بسیار بالا در هر لحظه ثبت و بر شهرت شما افزوده می شود . 326کیلومتر با ماسل کار تیونینگ شده با 1000 اسب بخار قدرت، در بالای تصویر اسکیل پوینت در حال کمبو زدن است چون برای مدتی است در یک جاده صاف توانسته ام سرعت بالا را حفظ کنم. هرکاری هر تحرکی در FH3 پاداش دارد. این الگوی امتیاز دهی بر پایه آزادی عمل بالا به بازی اجازه میدهد زمینی برای بازیباز فراهم کند که به دلیل عظیم بودن و جذاب بودن تک تک لحظه هایش جذاب است. وقتی میدانید رسیدن به آنسوی این بیابان کلی بر شهرت شما می افزاید ناخودآگاه علاقه دارید به آنسو برسید. واقعا سیستم به کاربرده در هواریزن 3، سیستم شهرت را به مراحل بعدی خود می رساند. مسابقاتی در هوایزن 3 وجود دارند که اساسا برای افزایش رابطه PR شما با فنها ایجاد شده اند و شما را به سطوح بالایی از شهرت و طرفداران بیشمار میرساند. رقابت با یک جت در حالی که سوار با لامبورگینی هستید یا رقابت فورد موستانگ با ترن در جادهای کوهستانی و رقابت باگی اکستریم اف رود با سوپر قایق ها در کنار رودخانه. هر ثانیه از هورایزن 3 خلق شده برای ایجاد سرگرمی ودر عین حال احترام به مخاطب و شعور او. لحظه ای شاید از این همه بدلکاری تعجب کنید ولی بلافاصله در مسابقه بعدی با راندن تکنیکی یک BMW در یک جاده باریک به هورایزن 3 برای تلاشش برای اینکه سعی میکند دوستش داشته باشید احترام می گذارید. فستیوال از دور پیداست. مناظر زیبای بازی- قابلیت های photo mod بسیار کاربردی است نهایت قدرت در نهایت گرافیک - حتی ریسینگ های سالهای بعد هم د رقابت با H3 مشکل خواهند داشت. هورایزن 3 در هرلحظه شما را با جوایز بیشمار بمباران می کند انگار که در حال تجربه یک اکشن RPG هستید. پاداش مالی یک طرف ،افزایش شهرت و افتخارات و پرک های خاص و ارتقا Level و جوایزی مثل انتخاب تصادفی خودرو برای پاداش در کنار کلی موسیق وآهنگ هایی که آنلاک می شوند و... بهترین تجربه لذت از رانندگی را فراهم می آورد. این فقط یک چهارم مپ بازی با 40 درصد کامل کردن است! مسابقات و دوربین ها و جام ها و H علامت سایت فستیوال است و آن دایره های بنفش هم محل های جتسجو به دنبال انبارهای گم شده با بدنه های خودرو های کلاسیک هستند که باید کشف شوند. بازی شروع می شود! میتوانم به یک مسابقه exhibition بپردازم و با 11 خودروی دیگر رقابت کنم. شاید پژو1984 را وارد مسابقه کنم برای یک مسابقه Point to point در گذر از جادهای خاکی منطقه outback استرالیا. شاید اینبار BMW تیونینگ شده با نهایت قطعات را برای شرکت در مسابقه تکنیکی Circuit ریس اطراف بهشت سافاری بیاورم؟ بعد از اکسهبیشن حالا فقط championship است و تصاحب جام فقط یکی از این مسابقات و حالا 999 تای دیگر باقی است!تازه بعد از برنده شدن هر اکسهبیشن و بعد چمپیون شیپ، جادوی هورایزن شروع می شود زیرا تک تک مسابقات بازی قابلیت سفارشی سازی دارند . اغراق نیست اگر بگویم با ترکیب این همه ماشین و محیط و مسابقه های گوناگون و بعد قابلیت سفارشی سازی هر مسابقه کامل شده برای یک کلاس ماشین خاص یا یک تعداد ماشین خاص می توان صد ها هزار!! مسابقه خلق کرد. دقت کنید به مثال: یک جام ساده بازی شامل سه بخش است- اول اکسهبیشن دوم rivals و سوم championship ، برای کامل کردن بازی باید همه اکسهبیشن و چمپیون شیپ ها را کامل کنید . بدون استثنا. در rivals قادرید درهر لحظه از بازی در هرکجای بازی با هر تعداد از خودروها و با هرکلاس یا هر خودرویی رقابت کنید. پاداش در حالت rivals فقط محدود به تجربه و مالی است و شما فن بیس را افزایش نمی دهید. با کامل کردن مسابقات اکسهبیشن بخش چمپیون آزاد میشود اینها جام های از پیش طراحی شده توسط سازندگان برای کامل کردن بخش تک نفره هستند زیرا عظمت هورایزن سه فقط با واژه گم شدن در حجم عظیم محتوی واقعا گم شدن در این محیط بزرگ قابل توصیف است و باید ساعتها وقت صرف کنید تا متوجه شوید باید چه کنید و تازه چه کارهایی برای کامل کردن بازی لازم است زیرا احتمالا 30 ساعت قبل فقط داشته اید فریاد میزده اید وبا رانندگی بی هدف و با سرعت سرسام آور از این بازی زیبا لذت میبرده اید. باید اول اکسهبیشن را بازی کنید بعد چمپیون آزاد میشود. هر مسابقه ای را که پایان یافت میتوانید از نو ایجاد کنید. با قوانین جدید با ماشین های هم کلاس یا رقیب . برای مثال میخواید بین سوپر GT ها مسابقه راه بیاندازید ؟ خوب هم فراری هم مرسدس هم BMW هم آئودی و هم بنتلی قادرند در این مسابقه شرکت کنند حالا هرکدام ازاین سازندگان چندین خودروی Super GT دارند!! پیچیدگی و تنوع و آزادی عمل در هورایزن شما را به فکر وا میدارد.نوع دیگرمسابقات جذاب Head to Head می باشد که در حال رانندگی پیش می آیند و شما ناگهان برای مثال یک لامبورگینی قدرتمند جلوی خود می بینید در جلوی شما در حرکت است و شما سوار بر یک فراری کالیفرنیا می باشید با قرار گرفتن پشت سر رقیب و چراغ زدن کورس آغاز می شود و یک مسیر تصادفی توسط بازی برای شما مشخص می شود تا هر که زودتر به خط پایان رسید برنده باشد. این مسابقات هیجان خاصی دارد. وانت نیسان جلوی من درجه سختی مدیوم دارد می توانم در یک Head to head شکستش دهم. نوع دیگر مسابقات street Rcae ها می باشند که با انجام دادن چندین Head to Head آزاد می شوند و مسابقات غیر قانونی می باشند و اکثرا در شب و هوای بسیار بد با رقبایی خطرناک انجام می شوندو مسیرها طولانی تر از Head to Head ها می باشد و از پیش تعیین شده.با کامل کردن چندین Street Rcae سرسخت ترین های هورایزن یعنی Midnight event آزاد می شود که در نیمه شب برگذار شده و بسیار سخت هستند. این مسابقات میتوانند هر وسیله نقلیه ای را در خود شرکت دهند و کلاس برای آنها معنا ندارد پس اگر با تویوتا کرولا وارد مسابقه شدید و شاهد حضور فراری لا فراری ، آوانتادور و کونیخ زک بودید نترسید وسریع کنسل کنید !!! این یک استریت ریس است با کامل کردن چندتای آنها میدنایت ها آزاد می شوند که سخت ترین مسابقات H3 به حساب می آیند. Bucket list هم یک سری چالش های درجه بندی شده ازآسان تا بسیار سخت است که باید کامل شوند. رسیدن به یک سرعت خاص با یک خودروی مشخص، رسیدن به یک نقطه در زمان مشخص، طی کردن مسیر بدون آسیب رساندن به خودرو و انجام یک پرش بسیار بلند نمونه های این باکت لیست ها می باشند. یک باکت لیست که در گوشه کنار بازی وجود دارد و باید کامل شود. این یکی کامل شده. لیست خودروها در هورایزن 3 در چندین بخش تقسیم بندی شده اند به این بخش ها کلاس خودرو گفته می شود و هر کلاس به یک در جه عددی محدود است. کلاس یک خودرو با مجموعه ای از پارامترهایش مشخص می شود. کلاس خودرو ها را میتوان براحتی با بخش تیونینگ مفصل بازی تغییر داد جایی که بازهم هواریزن 3 میدرخشد انگار بهترین NFS های تاریخ در هم یکی شده اند و با بهترین گرافیک ممکن در بهترین محیط ممکن عرضه شده اند. شرم بر EA با این اشتباهاتش در حق سری! لیست ماشین ها و تواناییها و کلاس شان. این یک فورد فالکن است یک ماسل کار عادی که من به کلاس s1 یعنی ابر اتوموبیل ها تیونینگش کرده ام.RWD یعنی نیرو به چرخ عقب،قیمت و دیگر اطلاعات بخوبی مشخص هستند. یکی از شگفت انگیز ترین بخش های تیونینگ بازی تغییر کلی ماهیت خودرو می باشد. بعداز تیونینگ کامل شما اجازه می یابید برای مثال با حذف کامل سیستم 4WD از یک خودور ماهیت برای مثال انتقال نیرو به محور عقب را به آن بی افزایید تا خودرویی مناسب دریفت زنی ایجاد کنید. یا اینکه یک خودروی AWD را به FWD تبدیل کنید . در کل این تغییرات اینقدر گسترده و موثر هستند که واقعا در یک نوشتار جا نخواهند گرفت. تیونینگ خودرو تمام بخش های خودرو را در بر می گیردهمه همه شاسی و کاهش وزن وسیستم ترمز و فنر بندی و موتور توربو شارژ و گیربکس و خنک کننده ها و ... لاستیک ها و ارتفاع ماشین و کیت های بدنه و... که در بخش سفارشی سازی ظاهری خودرو جا دارند در کنار تغییر رینگ های زیبا و نقاشی و سیستم تزیین لایه ای نقاشی روی بدنه هورایزن 3 را به رویای هر ریسینگ باز بدل کرده است! برای برخی ماشین ها نیز یک کیت های آماده نیز حضور دارد که میتوان کل ظاهر و باطن خودرو را به یک سفارشی کاملا متمایز بدل کرد. برای اکثر ماسل کارها کیت های لجندری وجود دارد. در حال افزایش سطح ارتفاع لامبورگینی آوانتادور برای گذر از جادهای خاکی نصب توربو برای این هیولا سود زیادی ندارد زیرا هم از هندلینگ هم از توانایی های ترمز گیری اش کم میکند. بخش مدیریت تیوننیگ در حد صنعت خودرو سازی پارامتر دارد! خودرو ها در کتگوری های مختلف از سری D تا S2 قرار دارند. که پایین ترین تا بالاترین رده قدرت و سرعت و هندلینگ را در بر میگیرند.D,C,B,A , S1 و S2 که هایپر کارها هستند رده های خودرودهای هورایزن را تشکیل میدهند. تک تک خودرودهای این کلاس ها هدفمند طراحی شده و اکثر این خودروها با قابلیت تیونینگ گسترده قابلیت رفتن به کتگوری بالاتر را دارند. یک دوج چلنجر یک الد اسکول ماسل کار، با تیونینگ میتواند به کلاس های حتی S1 نیز برسد وجذابیت ها تازه آزاد می شوند! وقتی 1000 اسب بخار موتور Hemi روی یک ماسل کار قدیمی قرار گرفت و با پایین آوردن شاسی و کیتهای بدنه و تغییرات گسترده ولی مخفی به یک اسلیپر کار بدل شد، آن وقت است که به راز جذابیت سیستم تیونینگ فورزا پی میبرید. وقتی با ماسل کار اسلیپر به جنگ یک خودروی بسیار مدرن تر و قویتر رفتید وقتی برنده بیرون آمدید واقعا حس شگفت انگیزی است. جزییات در هورایزن خیره کننده اند این ها همان ماسل کار اسلیپر 1000اس بخاری می باشد. اسکرین شات با فوتو مود. اگراین هر چه رزولوشن بالاتر برود زیباتر می‌شود. جادهای شهر ها تکنیکی هستند و پر از پیچ های خطرناک. FH3 فقط یک بازی ریسینگ آرکید نیست. زمین بازی بزرگ و متنوعش پر است از کارهایی که میتوان با خودرو انجام داد و جهان Open world اش از بعد طراحی و به خدمت گرفتن المان های جهان طراحی شده به شکل صحیح برای گیم پلی، آن را در زمره بهترین جهان های Open world خلق شده بازی های رایانه ای قرار میدهد. مرکزش یک فستیوال است جایی که همه برای مسابقه می آیند و هم می آیند تا از جادهای باز و بدل کاریهای مخفی در دل طبعیت لذت ببرند. خیابان و جنگل و کوه و کوهستان و دره و دشت های فراخ زمین بازی من است. خود فستیوال چندین سایت دارد و هر سایت در یک محیط خاص قرار گرفته که نماینده یکسری مسابقات است. برای مثال فستیوال Outback در کنار صحرا به خودی خود offroad و اکستریم Offroad را فریاد میزند.دشت های سوزان و وسیع جان میدهند برای راندن اسطورهای رالی با سرعتهای بالا. مسابقات Offroad بسیار جذابند و دردشت ها برگذار می شوند. نمای داشبورد در واقع تنها نمایی است که من قادرم در درجه سختی Expert به بالا رانندگی کنم. در در جات سختی پایین تر میشود از دوربین عادی هم رانندگی کرد ولی در درجات سختی بالا باید دقیقا جای یک راننده باشید تا بد انید دارید چه میکنید. دقت بالای این نما کمک بزرگی است. این یک جهان بدون قانون است البته مسابقات و خود فستیوال و کلاس بندی و دقیق و شکلی قانونی دارند ولی جهان بازی واقعا یکی از بهترین جهان های بی قانون است. جایی که دوربین های سرعت برای سریع رفتن به شما جایزه میدهند! جایی که پرش های عظیم و شکاندن بیلبوردهای جایزه و تجربه هیچ مشکلی ندارد و جایی که پیدا کردن یک خودروی کلاسیک در یک انبار مخفی و دوردست بدین معنی است : شما صاحب آن کلاسیک هستید! یک بارن فایند -کشف انباری! در این انبارها خوردو های خاص و کمیابی میجوید که مکانیک ها برای شما بازسازی شان میکنند. پلی گراند تمام کانسپ های سری های قبلی خود و خود Forza motor sport را با سری بازیهای Dirt , NFS و Test Drive unlimited ترکیب نموده و برترین استفاده را از این کانسپت برده است.همانند بازی های قبلی شما یک راننده خام یا ناشناخته نیستید و به عنوان لیدر فستیوال باید تا میتوانید فن جمع آوری کنید. شما مختارید در این سناریوی درخشان که ذره ای محدود نباشید. آزاد بودن حق مسلم شما درافق سه می باشد. من تمام بازی های فورزا هورایزن ها را بازی کرده ام و باید بگویم هورایزن 3 از دید ابعاد و تنوع و ساختار بازی لیگ ها جلوتر است. چالش های هورایزن حتی بسیار سخت ها نیز لذت بخش هستند زیرا راندن ماشین ها بسیار لذت بخش است. این بازی یک شبیه ساز نیست ولی نمیتوان آنرا بی توجه به سیستم های شبیه سازی، نامید. مرز بین شبیه ساز و آرکید چنان استادانه درنوردیده شده است که باید به پلی گراند آفرین گفت. چندین درجه سختی در بازی وجود دارد این نهایت آنها است Unbeatable. شما میتوانید تجربه خود را در هرسطحی سفارشی کنید. روی درجه سختی نهایت جایزه ها نیز بشدت افزایش میابد ولی این درجه رابعد از تست کردن زیاد بسیار سخت یافتم. با کنترلر روی یک یا دو درجه پایین تر مثل expert که بازهم بسیار سخت است کمتر اذیت خواهید شد. فکر دیگر درجه سختی ها را نکنید من همه چیز را در حالت سیمولاتور قرار داده ام. حس واقع گرایی در بازی موج میزند، بله 150 متر پرش میکنید یا در مزارع با سرعت 200 کیلومتر رانندگی میکنید ولی خوب این یک بازی است نمیتوان با توجه به این ویژگی ها که برای خلق سرگرمی ایجاد شده اند بازی را نقد کرد و آن را فقط یک آرکید خالص نامید. بازی واقع گرایانه است ولی نه تاحدی که لذت بردن تان را مختل کند و این سطح رعایت حد فاصل بین آرکید و سیمولاتور تا کنون در هیچ بازی دیگری دیده نشده است. یک سری خودرو ها در یک سری مسیر ها بهتر عمل میکنند ولی شما آزادید تا یک هایپر کار رابه ساحل ببرید. درست است که به سختی میتوان چنین خودرویی را در چنین مسیری هدایت کرد ولی هنوز هم در چنین کارهایی جذابیت های زیادی وجود دارد. چرخش به دور خود در اوج واقعا گرایی، سواران در طوفان- اندرگراند 2 ! در هنگام اولین تجربه راندن در هورایزن و به محض اولین گذر از پیچ با کنترلر حس وزن و قدرت هرخودروی خاص دستم می آید و از همه مهمتر در کمر پیچ محدویت های هر خودرو را بلافاصله درک میکنم، اینها ویژگی های خوب یک شبیه ساز هستند. فیدبک های منتقل شده به من ازطریق آنالوگ ها چنان دقیقند که برای لحظاتی مکس میکنم این همه حس وزن و کرنر گیری را چگونه احساس میکنم؟ سری هورایزن جشن علاقه مندان خودرو هاست پس هر خودرو باید سواری لذت بخشی داشته باشد. پنجاه ساعت داخل بازی هنوز هم گستره خودروها و اسکوپ محیط و آزادی عمل بازی را برای من تازه تازه نگه داشته است ؛ هر لحظه بازی انگار تازه است. حس وزن ایجاد شده و چالاکی و واکنش پذیری این دو خودرو بشدت با هم تفاوت دارد. فیدبک های کنترلر بسیار کمک میکند. اصلا هورایزن 3را با کیبورد بازی نکنید. هرگاه حوصله تان از رنگ سبز سر رفت به کوهستان طوفان DLC بازی سری بزنید! و بیاد سری بازیهای DIRT در برف و یخ و محیطهایی فراموش نشدنی رانندگی کنید. سکانس ورود به این محیط از بالای یک قله با طوفان شدید یک کلام خیره کننده است. در اینجا هم همانند بازی اصلی کلی مسابقات وجود دارد. ضمناً برای رفتن به این کوهستان سرد باید از فرودگاه اوتبک سفر کنید. محل سفر به بلیزارد مانتین.با ماشین های توانا وارد این دره شوید! سرازیری مرگبار این دره واقعا هیجان انگیز است رودخانه یخ زده بهترین جا برای ِDrift! شما میتوانید مسیر تجربه گیری و ارتقاء خود را برای خود سفارشی سازی کنید. در حالت پیش فرض هورایزن سه یک بازی راحت پیشرونده است شما می توانید بازی را در حد بسیار ابتدایی آسان کنید کاری که من اصلا پیشنهاد نمیدهم. دستیاران رانندگی ، سیستم های پایداری و حتی ترمزگیری خودکار در پیچ ها و تمایل فرمان به زوایه پیچ و... از این گونه کمک ها هستند. هوش مصنوعی هم بشدت آسان و بخشنده میشود و انگار اصلا وجود ندارد. این گونه تنظیمات را من فقط 5 دقیقه تجربه کردم و بلافاصله به نهایت درجه سختی بازگشتم. اینجاست که هورایزن به یک شبه فورزای آرکید – سیمولاتور تبدیل می شود. با افزایش سختی میزان تجربه و پاداش مالی نیز افزایش می یابد و سیستم Drivatar یا سیستم خلق AI براساس الگوی رانندگی ما با هردرجه سختی بلافاصله آداپته می شود و مهار خودروهای تحت کنترلAI در درجات سختی بالا کاری می شود چالش برانگیز و هیجان انگیز. درایواتار ها سریع در درجات سختی بالا با مسیر تطبیق می یابند و بسیار کمتر خطا میکنند. هوزایزن 3 فقط به عنوان یک بازی ریسینگ موفق نمی شود، این یک Open worldدر بهترین حالت خود است. جهانی که در خدمت بازیباز است نه برای اینکه ادعا کند چقدر جهان بزرگی دارد که xمایل طول و xمایل عرض دارد. هر فعالیت پاداشی دارد پول اجازه میدهد خودرو و ارتقاء خریداری کنید.XP اجازه میدهد Level گیری کنید و تعداد فن ها باعث می شود تا سایت های فستیوال جدید را راه انداخته و مسابقات جدیدی را آزاد کنید و مپ بازی را بیشتر از قبل از کارهایی که باید کامل شوند پر کنید. فروشگاه توانایی! همه چیز در هورایزن پیدا میشود. در هنگام هرکاری در جهان بازی skill point آزاد میشود که به صورت ریل تایم جمع آوری میشود و در صورت تصادف و یا چند لحظه توقف قطع می شود. با chain کردن اسکیل ها به یک دیگر برای مثال راندن با سرعت بالا ناگهان سبقت و بعد ناگهان دریفت و و... اسکیل پوینت وارد فاز مولتی پلایر می شود و کومبو میگیرید. با رسیدن به درجه هایی پرک ها آزاد می شوند که توانایی های جذابی را برای شما آزاد میکنند. در حال جمع آوری اسکیل پوینت در دشت های بی انتها. فورزا هورایزن 3 بخوبی روی پی سی اجرا میشود. من چند وقت است موقع تست بازی ها از رم هشت گیگ استفاده میکنم ببینم شرایط چطور است! اکثر بازیها حتی مدرن ترین ها را بارم 8 گیگ تست زده ام. هورایزن حتی در 4K هم با هشت گیگ رم اجرا میشود. روی سیستم با کارت 980 TI بازی براحتی روی 4K با نزدیک به 55تا 60 فریم در الترا با 2xAA اجرا می شود که در صورت کم کردن AA یا سایه حتی میتوان در 4K به 60 فریم قفل هم رسید. در 1080 یا 2k که دیگر هیچ! بازی با 30 فریم قفل هم براحتی قابل بازی است زیرا 30 فریم قفل بازی بسیار عالی توسعه داده شده و بلار عالی دارد که فریم ها رابخوبی در یکدیگر محو میکند و بسیار روان به نظر میرسد. هرچه باشد بازی در نسخه کنسولی 30 فریم بر ثانیه اجرا می شود. هورایزن 3 جزییات خودروهایی را به نمایش میگذارد که در دموهای CG ممکن بود. ساختار بازی های ریسینگ تقریبا شبیه هم است. یک سری مسابقات است، بعضی ها یک نیمچه داستانی دارند و یک سیستم پاداش و شهرت و .. برخی بخش ارتقاء خودرو دارند برخی هم نه. در کل از لحاظ ساختار، بازیهای ریسینگ را نمیتوان خیلی متفاوت دانست. هواریزن سه کل این ساختار را میگیرد یک کانسپت تازه برداشت میکند و بقیه اش را در سطل زباله می ریزد. این بازی خلق شده برای ساختار شکنی. تصور کنید در حال شرکت در یک مسابقه سوار برلامبورگینی هستید و خورشید در حال طلوع و نور آفتاب بر صورتتان می تابد و نمیگذارد درست ببنید. عرق سردی بر صورتتان نشسته زیرا هوش مصنوعی بیداد میکند. در پیچ بعدی، کرنرینگ قدرتمند سوپر ماشین خودر را به خدمت میگیرید. ناگهان به یک پیچ سرسخت میرسید که گویی شیطان رسمش کرده است! به سمت Apex پیچ جاده را میبرید ناگهان یک لحظه تعادل خود را از دست داده به خاکی میروید و زمان در حال ازدست رفتن است هوش مصنوعی به پیچ میرسدو اکثرا بی خطا پیچ را طی میکنند شما به سرعت شتاب میگیرید در کفی ربرو چند تایی را رد میکنید ولی دوم یا سوم می شوید. میدانید که مبارزه منصفانه بود و این مهارت خودتان بود که اینگونه رانندگی کردید. این فقط گوشه ای از حس خوب پایان دادن به مسابقات FH3 خواهد بود. در درجه سختی بالا تمام قواعد هواریزن 3 تغییر میکند و بازی به یک شبه دارک سولز بدل می شود و باس آخر نیز خودروی Drivatar شماره یک است که بهترین هوش مصنوعی با دقتی مرگبار آن را هدایت میکند. عظمت مپ های هورایزن غیر قابل توصیف است. گیم پلی هورایزن 3 نقطه اوج طراحی یک semi-Sim یا شبه سیمولاتور خواهد بود زیرا فقط آنقدر کمک به تازه کاران می کند تا زده نشوند و حرفه ای ها را هم راضی نگه دارد. سیستم دقیق رانندگی هورایزن را که میتوان مدتها درباره اش به بحث نشست ناشی از سالها توسعه موتور فورزا بوده است که اکنون بعد از 6 شش شماره فورزا موتور اسپورت و 2 شماره هورایزن اوج بلوغ خود را طی میکند. صدا پردازی در هورایزن یکی از بهترین صدا پردازی های تاریخ بازی های ریسینگ به شمار میرود. با گذر از غارهای تاریک ناگهان صدای اگزوز خفه می شود با خروج از آن حتی صدای زوزه توروبو شارژ نیز تغییر میکند. صدای حتی کوچک ترین ریگ ها در برخورد با بدنه ماشین به خوبی به گوش می رسد و صدای گذر از کنار گارد ریل ها در سرعت بالا بخوبی نمایان گر سرعت بالای شماست اما این صدای لاستیک ها در جاده خیس است که شما را از خود بیخود میکند. یک کورس ،ماسل کار من در رقابت با آئودی هورایزن عظیم و گوناگون است . نمی توانم از آن ایراد بگیرم زیرا ایراد گیری از هورایزن یک بی احترامی بزرگ است! اگر نکاتی منفی باشند که آنقدر ناچیز هستند، آنقدردر برابر تجربه فراموش نشدنی بازی کوچک که نامبردن آنها حتی ارزشش را هم ندارد. بالانس عالی بین سیمولاتور و آرکید لحظات عالی و شاد و زیبایی خیره کننده متفاوت بودن در کنار ارائه یک ریسینگ ناب و تمام ویژگی های خاص اش، هورایزن را به بهترین ریسینگ عمر من تبدیل کرده است. ترکیبی از هر آنچه خوب است بدون نکات منفی شان. هورایزن 3 بهترین هورایزن تاریخ است و بهترین ریسینگ PC حتی باوجود عرضه شدن Forza Motorsport 7 تجربه ای فراموش نشدنی از اینکه چگونه یک استودیو اسپین اف سازدرسی به تمام بازیسازان میدهد که هرگز فراموش نکند. از اکنون برای هورایزن 4 لحظه شماری میکنم . براستی هورایزن بهترین ریسینگ تاریخ پی سی و برترین ریسینگ نسل است. رضا قاسمی
  12. 16 امتیاز
    نگاهی به لیست بازی هایی که 2018 می آیند.... با نگاهی به تقویم بازی ها متوجه شدم سال 2018 سالی بسیار پرباربرای pc است! کلی بازی در تمام طول سال عرضه میشود و چند تایی از آنها، عناوینی هستند که سالها منتظرشان بوده ام. با هم نگاهی می اندازیم به تقویم یک گیمر! سال جدید داره میرسه! 2018 میلادی! چند تا لانچ بزرگ هفته های پیش داشتیم از COD و ولف II و NFS و Assassins ریشه ها و NIOH که راستش رو بخواید فقط ولف II و NIOH من رو هیجان زده کردند. بگذارید ببنیم کل سال چه خبر خواهد بود البته بازی های بیشتری در 2018 عرضه خواهد شد من سعی کردم مهمترین های پی سی رو معرفی کنم البته شاید باشن بازیهای ایندی که بیاند و سرو صدا کنند کسی نمیدونه. بهرحال مهم ترین رو سعی میکنم معرفی کنم. در سال جدید لیست رو اپدیت خواهم کرد اگر فرصتی بود. FAR Cry 5 پدر جوزف فرمانده این فرقه تند روی مذهبی- شام آخر با مگنوم پایتان! 27 فبریه روز دیدار با پدر جوزف است!تاپیکی در حد نام فار کرای حتما ارائه خواهم کرد. دن هی کارگردان سری صحبت های جالبی درباره بازی کرده است. این دفعه به مونتانا میریم در کوهستان های آمریکا، جایی که یک کالت، شهری رو تحت کنترل گرفته-سیگنال cellphone نیست و شما به عنوان کلانتر با کالت پدر جوزف فرقه مذهبی تند رو درگیر می شید. سیستم کو اپ جدید و حضور سگ باوفا بومر! گیم پلی همیشه جذاب سری رو جذاب تر کرده است. جهان بازی بشدت اپن ورد تر شده و از آن حس اپن ورلد ولی مسیر خطی و مشخص سری در برای مثال 4 دور شده ایم. جهانی شبیه GTA رو در نظر بگیرید. شوتر بازی هم همان شوتر جذاب با کلی امکانات و اپگرید و .... قابلیت های شکار و ماهیگیری و پرواز و نبرد هوایی و..... تیوننیگ خودرو... کلی امکانات دیگه هنوز کاملا مشخص نیستند. در کل با بهترین فارکرای تاریخ طرف هستیم شاید حتی رقیبی برای Red dead 2, بومر سگ باحالی است! قیافه اش را ببنید در حالی که تفنگ دزدیده است! Metro Exodus در این تصور در آغاز دمو جمله ای از داستایوسفکی نوشته می شود:" زندگی بدون امید همان ازدست کشیدن از زندگی است" سال 2018 ناشر A4 games بگذارید رو راست باشم ، از تمام نمایش های E3 سال 2017 که یکی از بدترین ٍE3 های تاریخ بود فقط از نمایش مترو حیرت زده شدم! تنها بازی که بدشت در سال 2018 منتظر عرضه اش هستم می دانم این تیم با استعداد هرگز اشتباه نخواهد کرد. بهترین تریلر e3 همین نمایش خیره کننده متروبود. یکی از اتسمفریک ترین بازی های تاریخ خواهد شد. همان جستجو برای ایتم، شکار میوتانت ها و فراری سینمایی با گرافیکی خیره کننده و پیاده سازی حالت جهان گسترده چیزی شبیه فار کرای در جهان نابود شده مترو به یک رویا شبیه است. رویایی بس شیرین. شاید حتی GOTY سال هم مشخص شده باشد . باید صبر کرد ولی مسئله این است" مترو هجرت "یکی از بهترین بازی های چند سال اخیر خواهد بود. جزییات مترو خیره کننده است چرا این بازی زودتر نمی آید؟ اگر بیست قفل DRM داشته باشد من پیش خریدش میکنم! Vampyr بهار 2018 ناشرDontnod Entertianemnt توسعه دهندگان اثر Life is strange این دفعه آمدند سراغ لندن قرن بیستم! یک تازه خون اشام! دکتر Jonathan Reid باید هم بدنبال درمانی برای خودش باشد هم بدنبال درمانی برای شهر آشوب زده و غرق دربیماری. در هنگامی که جاناتان با مردگان متحرک و خون اشام های دیگر نمی جنگد، باید بین مردم عادی کسانی رو برای قربانی شدن و نوشیدن خونشان انتخاب کند همین انتخاب ها باعث می شود خط داستانی مرتب تغییر کند. سیستم ارتقا در بازی با توجه به توانایی های کسانی که قربانی این دکتر می شوند جالب است ضمنا الگو های ریتمیک مبارزاتی شبیه سری سولز پیاده سازی شده است باید منتظر اطلاعات بیشتر بود. Ori and the will of wisps تاریخ نامشخص Moon studio قسمت یک ori یک شاهکار هنری بود، بدون شک. تا جاییکه حتی برنده چند جایزه GOTY هم شد . قسمت دوم باز هم با خط داستانی قوی و ساختار گیم پلی Metroidvania در حال آماده سازی است. در تریلر خیره کننده E3 در سکانس نهایی شاهد جهان نابود شده ای بودیم جایی که یک جغد جوان در حال قصه خوردن برای والدین در گذشته اش بود. نمی شود گفت زیبایی باید دلپذیر باشد، منتظر قسمت دوم هستیم. هرکسی که میگوید بازی رایانه ای هنر نیست دموی Ori جدید را ببیند احتمالا به فکر فرو خواهد رفت! Hunt showdown بازی کرایتک فعلا در مرحله بتا قرار دارد. شاهکار بصری این چند سال اخیر یکی از زیباترین گرافیک ها و اتمسفر ها رو در یک شوتر اول شخص اونلاین ولی در جهانی بشدت غم زده و سولز وار به نمایش میگذارد. ترکیب استالکر و رزیدنت اویل و سیستم مبارزاتی Dayz. پنج تیم شکارچی باید مرداب های تیره و تار که مایل ها مسافت دارد را برای شکار یک شیطان بپیمایند. سیستم لوت پیچیده و توانایی سرقت کردن تمام لوت شما از جنازه شیطان توسط تیم دیگر این رودرویی ها رو بشدت هیجان انگیز نموده است. از بعد گرافیکی با یک شاهکار انقلابی طرف هستیم. شکار جایزه بهترین نمایش امسال رو از PC gamer برد. چیز عجیبی است. َA way Out اوایل 2018-Hazelight تیم سازنده داستان دو برادر اینبار سیستم CO-OP خیره کننده خود را در محیط فرار از زندان پیاده سازی کرده است. صحنه های Dual frame اجازه میدهد تا هر سکانس از زوایای مختلفی بررسی و اجرا شود و بازیبازان را مجبور به همکاری با هم کندآنهم در شرایط و راهکار هایی بسیار متفاوت. Anthem پاییز 2018- Bioware وارد جهان Freelancer ها شویدو سوار بر mech suit ها از آخرین پناگاه انسان محافظت کنید.شباهت ها به Destiny به کنار، anthem یک بازی مولتی پلیر است که به اجبار EA بایور مجبور شده تولید کند. بایور که همیشه تک نفره های قوی ارائه میداد اینبار رفته سراغ تقلید از destiny و.. مشخص نیست که Anthem چقدر خوب باشد یا بد، شاید بهترین بازی باشد شاید هم نه ولی سکانس های خیره کننده E3، طوفان عجیب و غریب و درگیری و شوتر جذاب ، شیرجه به عمق آب و گرافیک مدهوش کننده فعلا Anthem رو به عنوانی تبدیل کرده که با اینکه از EA خوشم نمی آید مجبورم باز بخاطر بایور به Origin لاگین کنم! State of Decay 2 بهار2018-Undead Lab شبیه ساز بقاء با جهان آخرالزمانی شبه والکینگ ددی! از تک نفره به مولتی پلیر رفته!مپ های جدید هرکدام اندازه کل بازی قبلی است، سیستم کرفتینگ ارتقا پیدا کرده ساخت و توسعه کمپ بهبود داشته و موتورگرافیکی هم کلا ارتقا پیدا کرده است باید دید چه خواهد کرد. قسمت اول که جذاب بود ولی این بخش مولتی یکم مشکوک میزند. System Shock 2018-Nightdive studios حالا دیگر شد 21 سال! از زمانی که سیستم شاک همه چیز را تغییر داد! بازی های زیادی از روی آن بازی بزرگ الهام گرفتند که خود بعدها جز مهمترین بازی های تاریخ شدند. Deus ex و بایو شاک جز این بازی ها هستند. با وجود همکاری بخشی از تیم سازنده اصلی بازی و صدا پیشه Shodan یعنی terri brosius فرایند بازسازی شاهکار کلاسیک خوب پیش می رود، کلاسیک اچار کِش و کامپیوتر هک کن و جهش یافته بکش! Darksiders 3 2018-GunfireGames در نقش جنگ و مرگ بازی کردیم حالا موقع حضور خواهرشان خشم است!Fury، اینبار در این اکشن محبوب ظاهر می شود. شلاق تیغه دار خشم برای مجازات، سلاح مرگباری است.سیستم مبارزات کلا بازنویسی شده و کلی توانایی های جادویی به بازی اضافه شده ، ماموریت فیوری مشخص است تا هفت گناه کیبره را از بین ببرد و در بین راه هم کمی سلاح و آرمور لوت کند. Warhammer:Vermintide 2 2018-Fatshark کلون Left 4 Dead که در آن موشها رو نابود میکردیم بازگشتی دارد اینبار با 15 نوع کلاس و نمودار های توانایی متفاوت برای هر کلاس، سلاح های قابل ارتقا و تجهیزات زیاد و یک سیستم انجام اعمال قهرمانانه. بازی بسیار سخت شده و شما به همه این امکانات نیاز دارید. بازی قسمت اول فان بود اینبار با گله هایی بسیار بزرگ ازموشهای شیطانی درگیر می شوید و خون به پا خواهد شد در این جهان شبه قرون وسطای موش زده! We Happy Few 13 اپریل 2018-Compulsion داستان آزار دهنده و بیقرار یک جامعه کنترل شده به کمک داروهای تغییر دهنده ذهن و نیروی پلیس مرگبار و دیکتاتوری، We Happy few را به یک بازی خیره کننده تبدیل کرده است.حتی تماشای دمو هم بیقرار کننده بود. سه شخصیت قابل بازی وجود دارد و بیش از 250 درگیری در جهان بازی.این بازی rogue like مدتها است در مرحله early Access قرار دارد و قیمت بازی از موقع لانچ از 30 دلار به 60 دلار تبدیل خواهد شد. Ace Combat 7 Skies unknown 2018-Bandai Namco بعد از ریلیز سال 2013 روی پی سی، شبه شبیه ساز نبردهای هوایی! اینبار برگشته خانه و این خبری خوب است. سالها Ace بازی میکردم و باید بگویم فقط از نسخه های ژاپنی لذت بردم. در این نسخه داستان سرایی تخیلی سری برگشته و نبرد دو کشور خیالی رو به نمایش میگذارد. شهرهای عظیم و آسمان های بسیار بزرگ برای نبرد عظیم هوایی ایجاد شده اند . ِDrone ها وارد نبرد شده اند و گرافیک بازی هم از آنریل 4 استفاده میکند و بسیار واقع گرایانه و با نور پردازی زیبا مدهوش کننده است. دموهای CG معروف سری هم بازگشته اند. همه چیز برای تجربه یک ایس کمبات عالی آماده است. Anno 1800 زمستان 2018- Ubisoft Blue Byte شبیه ساز شهر سازی برگشته به ریشه ها. قرن 19 زمین بازی شماست.زمانه صنعتی شدن عظیم جوامع. بخش کمپین داستانی سیستم سفارشی سازی Sand box گونه و حریف های AI و بیشتر. Gravel اویل 2018- Milestone S.r.L یک off road شبه Arcade با کلی گل و لای ! چهاردیسیپلین در این ریسینگ پیاده سازی شده ، مسیر های عظیم و خطرناک با جادهایی که بر اثرگل و لای زیاد به صورت دینامیک تغییر شکل می دهند. پیستهای درون استودیوم هم حضور دارند. در کل Gravel میخواهد خلا بین Dirt های قبلی و Dirt های جدید که بیشتربه سمت شبیه سازی متمایل شدند را پر کند. Crackdown 3 2018-Reagent Games, Sumo Digital, Cloudgine اگر بازی های قبلی کرک داون را بازی کرده باشید میدانید با چه طرف هستید یک شهر نئونی که شما مثل هالک از این طرف به آنطرفش بپرید. سیستم جاست کاز گونه و فان. باید مثل همیشه یک شبکه از خلاف کاران را نابود کنید. بخش رقابتی مولتی هم حضور دارد و آسمان خراش های عظیم و محیط بسیار بزرگ درگیری بسیار برای رقابت اونلاین جالب به نظر میاید. بخش تک نفره و داستانی، اکشن و شلوغ بازی کمتری دارد. پایان بخش یک
  13. 16 امتیاز
    R .O .G M . A. C. H . I. N. E MAINBOARD : ASUS ROG STRIX Z270E GAMING CPU : INTEL CORE i7 7700K @ 4.5 GHZ WITH COOLERMASTER MASTER LIQUID 280 VGA : GIGABYTE AORUS GTX 1080ti OC EXTREME EDITION MEMORY : G-SKILL TRIDENT Z 32GB 3200MHZ SSD : SAMSUNG 960 EVO 250GB, , 2X SAMSUNG 850 EVO 500 SOUND CARD : CREATIVE X-FI TITANIUM 7.1 DTS H.D.D : 2X SEGATE BARRACUDA 4TB 64MB 7200 POWER : CORSAIR AX 1200i PLATINUM CASE : PHANTEKS EVOLV ATX TEMPERED GLASS EDITION MONITOR : ASUS PG278Q 2K G-SYNC 144Hz KEYBOARD : RAZER BLACKWIDOW CHROMA X 2016 MOUSE : RAZER DEATHADDER CHROMA HEADSET : ASUS STRIX 7.1 GAMING SPECIAL THANKS TO : EHSAN BAHAVAR, LION COMPUTER , ARIA COMPUTER , PC MOD , RAHMAN ROBATTI (HIGH-END USER ID) , MOHAMDAVA ADVANCED SLEEVE MODDING CABLES : WWW.PCMOD.IR
  14. 16 امتیاز
    من نمیدونم سرمایه گذاران عزیزی که این کار رو می کردن واقعا تو ایران زندگی نمی کردن!؟ از چالش های اخیر روابط بین الملل کشورمون و تحریم های جدید ترامپ و بحرانی تر شدن اوضاع چیزی نشنیدن؟ چطور به محض اطلاع از این دست خبر ها سریعا قیمت های موجودی های بازار سر به فلک می کشه و اون زمان چرا کسی نبود که از خریداران قطعه حمایت بکنه؟ هر سرمایه گذاری ریسک و مخاطره داره ولی با شرایط پلوتیک و سیاست بین المللی که ما داریم این ریسک و مخاطره به مراتب بیشتر هست و کاملا بعید میدونم کسی باشه که در این زمینه سرمایه گذاری کرده و مخاطره بسیار زیاد اون رو نپذیرفته و یا خبر نداشته! من برعکس شما فکر می کنم خیلی از ماینر ها چون از روند افرایشی بیت کوین خبر داشتند خرید کردند و قیمت هم افزایش پیدا کرد ولی خب ارز بلوکه شده مثل پولی میمونه که گذاشتی تو گاوصندوق و رمزش رو فراموش کردی! فکر کنم با خود شما صحبت کردم تو لیون که بیت کوین رو خرید کرده بودید و به بنده می گفتین که قیمتش افزایش پیدا می کنه! اون مثال مغازه های کفش فروشی هم قیاس مع‌الفارق هست و اصلا ربطی به شرایط پیش اومده نداره. گرچه من خودم واقعا از سیاست ها خصمانه و ظالمانه ای که اهرم فشاری فقط بر مردم ایران هست مخالفم ولی من بودم از گیمر جماعت(اکثر بچه های انجمن) توقع حس همدردی و حمایت از ماینر و یا حتی بقول شما تریدر رو نداشتم! شما تاپیک زیر رو ببینید که مشخص می کنه که تقریبا ماه هاست انجمن به حال خودش رها شده و درست زمانی که احتیاج به حمایت کاربرا از عده ای خاص هست این تاپیک ایجاد شده...
  15. 14 امتیاز
    شایعاتی که قبلا درباره همکاری دو تراشه سازبزرگ صنعت دنیای کامپیوتری به گوش میرسیدند، اکنون به حقیقت تبدیل شده اند.چرا که اینتل تایید کرد اولین ماژول ترکیبی(MCM ) متشکل از پردازنده چهار هسته ای از خانواده "Coffee Lake-H" با نود ساخت 14 نانومتری به همراه هسته گرافیکی بر اساس معماری AMD VEGA ساخته شده است.پردازنده گرافیکی داخلی از حافظه های HBM2 وعرض باس 1024 بیتی استفاده خواهد کرد.برخلاف تراشه های AMD VEGA 10 و FIJI ،که تنها از یک اینترفیس سیلیکنی ،جهت ارتباط بین GPU و حافظه ها استفاده میشود، اینتل در این طرح، از یک پل ارتباطی هوشمند به نام (EMIB) بهره گرفته است. این پل هوشمند میتواندپهنای باندی به اندازه رابط PCIe 3.0 را فراهم کند. این ماژول چند تراشه ای ،به طرز قابل ملاحظه ای، اجزای به کار رفته در ریز پردازنده گرافیکی و CPU را کاهش میدهد.این درحالیست ، که ترکیب CPU وGPU دریک پکیج، در مقایسه با پردازنده اصلی و پردازنده های گرافیکی های جداگانه GDDR ، نسل جدیدی از اولترا بوک های قابل حمل ، به همراه یک گرافیک داخلی قدرتمندرا تشکیل خواهند داد.استفاده از این مولتی چیپ (MCM ) اندازه دستگاه های مورد استفاده را تا مقدار 11 میلیمتر کاهش خواهد داد.اولین دستگاه های مجهز به این مولتی چیپ ها در اوایل سال 2018 روانه بازارخواهند شد. منبع : Techpowerup مترجم : محمد فتحی
  16. 14 امتیاز
    درود بر دوستان گرامی در سایت معروف tomshardware مقاله ای دیدم لیست خیلی جالبی است برای انتخاب پاور ، امده پاور ها رو براساس رده و تواناییشون به چهار tier تقسیم کرده. بعد برندهایی که باید کلا از شون دوری کرد رو هم معرفی کرده است . یادتون نرده هیچ وقت پاور چیپ نخرید پاور قلب سیستم است و میتونه همه چیز رو که به خودش وصله یا نجات بده یا نابود کنه. من پاورهایی دیدم از برندهایی که کل یک سیستم رو نابود کرده اند. پس دقت کنید ضمنا از هر پاوری خواستید ریویو ببنید به سایت www.jonnyguru.com سر بزنید ، بهترین منبع بررسی پاور در اینترنت است مقاله هاش هم خیلی فان هستند هم علمی هم واقعا میشه بهشون گفت بررسی همه جانبه پاور. این مقاله برای تازه وارادن به دنیای پی سی تهیه شده و خیلی از نکاتش رو پی سی بازهای قدیمی میدانند ولی برای تازه واردها خوب خواهد بود. این مقاله میاد پاور ها رو بر اساس چهار بخش تقسیم بندی میکنه: 1- Components اجزا به کاررفته: هرچه کیفیت اجزا به کار رفته بالا تر باشه به این معنی است که پایداری پاور بیشتره، چرخه عمرش طولانیتر و باعث طولانی تر شدن عمر قطعات شما نیز خواهد شد چرا ؟ چون قاتل کامپوننت های سیستم شما نوسانات الکتریکی است ، که اون رو ریپل مینامند، هرچه پاور بتونه رپیل کمتری بده یعنی انتقال نیروی پاک تری داشته باشه میتونه عمر قطعات رو افزایش بده. 2- Stability پایداری: پاوری که بتواند وات واقعی خودش رو در یک دمای پایدار و با ریپل خیلی مناسب به سیستم شما برسونه مورد انتخاب ما است این پاور قادر است هر سیستمی رو که در رنج وات عملیاتی اون باشه روشن نگه داره. پاوری که نتونه و در تست ها شکست بخوره باید ازش صرف نظر کرد . 3- بهره وری و بازده Efficiency : این زیاد ربطی به کیفیت یا پایداری پاور نداره ولی در هنگام پرداخت کردن فیش برق..!! 4- ایمن بودن پاور: این خیلی مهمه! پاور خوب باید بتونه بدون اینکه به قطعات کوچک ترین اسیبی بزنه کار کنه. سیستم های ایمنی مثل خاموش شدن در دمای بالا و ... باید در پاور شما لحاظ شده باشه اگر پاوری که میخواید خرید کنید این ویژگی ها رو نداره 100% از خریدش صرف نظر کنید. پاور موقع از کار افتادن نباید short circuiting ایجاد کنه و تحت هیچ شرایطی به اجزا آسیب بزنه مخصوصا هارد دیسک و رم ها که هدف اصلی پاورهای بد هستند و موقعی که پاور میره اونا رو با خود ش میبره! برای بخش 80+ efficiency ریتنیگ هم از رنگ های زیر استفاده میکنند این رنگ ها نشان دهنده میزان بازده پاور است : Standard Bronze Silver Gold Platinum Titanium Tier One این ها با کیفیت ترین پاورهای دنیا هستند، ایمن ترین و پایدار ترین . کامپوننت های با استاندارد بالا که قادرند دقیقا وات ذکر شده رو خروجی بدهند و دمای عملیاتی تا 50 درجه رو ثبت میکنند. این پاورها برای سیستم های بازی گرون قیمت و سیستم هایی که اورکلاگینگ سنگین روی آنها اعمال میشه بسیار مناسب هستند چون پایداری خیلی بالایی دارند. Antec High Current Pro Platinum Delta Electronics Be Quiet Dark Power Pro P10 / 850w FSP (550w - 750w) / Seasonic (850w - 1200w) Dark Power Pro P11 850w FSP Corsair AX / AXi series 760w - 1200w Seasonic (AX) / Flextronics (AXi) AX1500i Flextronics HXi Channel Well Technology RMi Channel Well Technology RM1000x Channel Well Technology Cooler Master V series / V series 1200w Seasonic EVGA SuperNova G2 / P2 / T2 Super Flower--- این پاور سیستم خود من است. Supernova GS Seasonic Supernova GQ FSP Supernova PS Seasonic Enermax DigiFanless 500w Channel Well Technology Firepower Silencer MK3 1200w Super Flower FSP Aurum PT FSP Hydro G FSP LEPA G1600 Enermax Seasonic Platinum series Seasonic Snow Silent 1050w Seasonic X series / X series XM2 Seasonic Silverstone Nightjar Platinum 520w Seasonic Super Flower Leadex Gold / Platinum / Titanium Super Flower Golden King Super Flower Golden Silent / 430w Super Flower Thermaltake ToughPower DPS-G RGB 1250w Channel Well Technology Toughpower DPS-G Platinum 1050w Enhance Electronics XFX Pro series Black edition Seasonic Pro series Black edition Limited Edition 1000w Seasonic Pro series XXX / Semi-Modular Seasonic XTS Fanless Seasonic Tier Two اینها هم مثل رده بالا پاور های خوبی هستند ولی کمی کیفیت پایین تر- هنوز 100% ایمن برای استفاده در سیستم ها. کاملا استاندارد و برای سیستم های با بودجه های تقریبا محدود. Andyson Platinum-R 850 / 1200 Andyson Titanium N 700w Andyson Antec EDGE Seasonic Earthwatts Delta Electronics/ Earthwatts Platinum FSP High Current Gamer Delta Electronics (Non-Modular) / Seasonic (Semi-Modular) Truepower Classic Seasonic (Essentially a Non-Modular version of the EDGE series) Azza Platinum Super Flower Be Quiet Straight Power 10 FSP Cooler Master VS Series Enhance Corsair RM 850w Channel Well Technology Cyonic AU-550X / 650X Seasonic Enermax Platimax Enermax EVGA Supernova B2 Super Flower Firepower Silencer MK III 400 500 600 / 750 850 Super Flower ZX Great Wall Fractal Design Edison M Seasonic High Power / Sirfa Astro GD Sirfa Rosewill Capstone series Super Flower Lightning series Super Flower Quark 1000w Enhance Silent Night 500 Watts Super Flower Tachyon series Super Flower Seasonic G series / G series V2 Seasonic M12-II EVO (fully modular) Seasonic S12G (Think of 2011 - 2013 Seasonic G series) Seasonic S12-II Seasonic SilentumPC Supremo M1 Gold 550w Sirfa Super Flower Golden Green / Modular / HX series Super Flower Sentey Golden Steel Power 850 Watts Super Flower Thermaltake Toughpower Gold 850M Enhance Toughpower Grand 1200F High Power / Sirfa Toughpower Grand Platinum 850w 1200w Enhance Toughpower DPS Gold Channel Well Technology XFX TS 430w / 550w-SEW Seasonic XTR series Seasonic Tier Three رده سه هنوز ایمن هستند برای بودجه های محدود بکار میرن کیفیت قطعات در حد یک و دو نیست و برای اورکلاکینگ سنگین و لود های بسیار سنگین روی سیستم مناسب نیستند. برای سیستم های خونگی با لود های معمولی کاملا ایده آل هستند/ Antec VP / VP w/P or F suffix Delta Electronics Be Quiet Power zone series 650 850 750 1000 FSP Pure Power / Pure Power CM HEC Compucase Straight power E9 FSP Cooler Master G Modular Channel Well Technology GX II Enhance Silent pro M2 / Gold / Platinum Enhance Corsair CS Great Wall RM Channel Well Technology (450w - 650w, 1000w) / Chicony (750w) Deepcool Quanta 750w 1000w 1200w Channel Well Technology Enermax naXn ADV 650 Watts Enermax Revolution X't series Enermax Triathlor / Triathlor FC series Enermax EVGA 430W / 500W HEC Compucase 500B / 600B HEC Compucase NEXG FSP Firepower Fatal1ty 2016 750w High Power / Sirfa ZT series High Power / Sirfa FSP Aurum 92+ FSP Aurum Gold FSP Aurum S FSP Aurum Xilencer FSP Fractal Design Integra M series High Power / Sirfa Newton R3 Series ATNG LEPA G500 Enermax Lepa G900 Enermax Rosewill Capstone G1200 Enhance Electronics Fortress Series ATNG Hercules 1600 Watts High Power / Sirfa Hive / Hive S series High Power / Sirfa Photon 750w High Power / Sirfa Silverstone Strider Essential 400w 500w 600w High Power / Sirfa ST300F / ST450F FSP Strider Gold S 750W v2 High power / Sirfa Strider Platinum 750w High power / Sirfa Thermaltake London 550w Channel Well Technology Toughpower1200M 1350M 1500M Channel Well Technology Toughpower Gold 1200w Enhance Toughpower XT 775M Channel Well Technology Toughpower XT Gold series (Really confusing name, since they are rated Platinum) Channel Well Technology Toughpower XT Platinum 1275w (Please don't confuse this one with the XT Gold line) Channel Well Technology XigmatekMaverick S 500w Andyson Xilence Performance A series HEC Compucase Zalman ZM-700 GSM High power / Sirfa Tier Four فقط برای هزینه تولید کم ساخته شدند. پایدارترین پاور ها نیستند! مدارات ایمنی خیلی ساده دارند و از وایرینگ با کیفیت استفاده نمیکنند. اصلا برای سیستم بازی یا اورکلاک پیشنهاد نمی شند. Aerocool GT Series 500s 700s 1050s HEC Compucase / Andyson (1050S model only) Integrator 600w HEC Compucase Strike-X series 800w 1100w Andyson Templarius Imperator series Channel Well Technology ( 550W, 650W) / Andyson (750W - 1150W) Cooler Master Elite II 550w (technically a 500w unit, maybe a typo from design department) Unknown OEM. Possibly HEC Compucase Corsair CX / CXM Channel Well Technology VS Channel Well Technology EVGA NEXB FSP Firepower Fatal1ty 2013 High Power / Sirfa FSP Raider series FSP LEPA MaxBron B1000M Yuelin MX-F1 series (Trigger-happy Overcurrent protection and very poor quality capacitors) Channel Well Technology Raidmax Cobrapower 500w (Not to be confused with Akasa's Cobra series) Andyson SilentumPC Vero M1 600w Sama / Guangzhou AOJIE Thermaltake Smart / Smart M Channel Well Technology (M Suffix, 550P, 650P, 750P) / HEC Compucase (430P, 530P, 630P, 730P) / High Power (1000M, 1200M) Tier Five ما که گفتیم چهار دسته! خوب این دسته رو سریع باید ازش دوری کرد این نامها رو حفظ کنید و ازشون دوری کنید مثل طاعونی که در اروپای قرون وسطا درخیابان ها پراکنده شده بود!( انصافا خوب مثالی بود!) تبلیغات دروغین ، کیفیت بسیا بد قاتل سیستم ها با ریپل بالا، بدون سیستم های ایمنی و بعض یهاشون می توند حتی باعث آتیش سوزی و مرگ بشوند! A-TOP technology Apevia Apex (SUPERCASE/ALLIED) Artic / Ace (They're the same company) Aspire (Turbocase) ATADC ATRIX Broadway Com Corp CIT Coolmax Deer Diablotek Dynapower Dynex Eagletech Enlight Evo labs EZ-cool Foxconn G7 HEC / Compucase Orion HEDY (should be WAAAYYY lower down than these units. They're that bad) iBall iStar computer co. Jeantec JPac Just PC Linkworld electronics Logisys computer Macron MSi (just stick to their GPUs and motherboards) NMEDIAPC Norwood Micro/ CompUSA Okia Powercool Powmax Pulsepower Q-tec Rocketfish SFC Sharkoon Shuttle Skyhawk Startech Storm Sumvision Tesla Ultra دقت کنید دوستان که این معرفی ها تا اخر 2016 بوده پس ممکنه مدل های جدیدی امده باشه ولی در بازار ما که جنس ها با اختلاف چند ماه وارد میشوند پس این لیست کمکتون میکنه . اگر برندی بود که شما دیدید و ناشناخته است معرفی کنید که دوستان خرید نکنند. شعار جا نی گورو رو بیاد داشته باشید : Never cheap out on your power supply!
  17. 14 امتیاز
    خیلی دوست دارم بدونم واکنشون به اینکه لو رفتن چی میتونه باشه ، مطمئنن که میخوان دور بزنن قضیه رو و بگن من نبودم دستم بود تقصیر کارمندمون بود ما نبودیم و این حرفا! این قشنگ یعنی سواری گرفتن از منِ کاربر! دور از جونِ دیگر دوستان البته.... اینطور حرکات وحشتناک زیاد شده در جامعه! ماینینگ به این روش رو نمیگما بلکه کلا این مدل کارهایی که مصداق سواری گرفتن از مردمه!
  18. 13 امتیاز
    زیاد خودتان رو ناراحت نکنید. جمله‌ی مشهوری هست: اگر برای استفاده از سایتی و خدماتش چیزی پرداخت نمی‌کنید، مشتری آنجا نیستید، کالا هستید.
  19. 13 امتیاز
    امروز فرصت یافتم تا بلافاصله بعد از دانلود بازی را تجربه کنم و 4 ساعتی در بازی بودم! پنجه در پنجه نازی ها نگاهی به یکی از بهترین شوتر های 2017 Wolfenstein 2: The New Colossus سالها پیش در مقاله ای با عنوان "جایی که گرگ ها جرات رفتن دارند" از بتسزدا برای دوباره سازی یک کلاسیک تشکر کردم. بازی ولفنشتاین، پدرشوتر اکشن اول شخص، بازی که تمام بازیبازان قدیمی ازآن خاطره دارند. منفجر شدن ناتزی ها با شاتگان درمحیطی که در آن زمان گرافیکش ورای تصور بود، شاهکار استاد کارمک، فراموش نشدنی است. درتلاش برای بازسازی این عنوان مهم تاریخ بازی های رایانه ای دو بازی در طی این سالها عرضه گشت. Wolfenstein New Order و Wolfenstein old Blood که هردو بازی هایی جذاب و خاطره انگیر بودند و البته تفاوت های زیادی با نسخه های قدیمی در این بازیها وجود داشت. راستش را بخواهید این ریمیک ها با اختلاف زمانی زیادی از نسخه های اصلی بازی ساخته شده بودند و بنابراین بیش از 98% آنها جدید بود بجز دو چیز! سلاح های نابودگر و نازی ها! در کل نسخه Old blood جذابیتهای زیادی در خود داشت؛ سکانسهای نبرد در قلعه خرابه ، یاد آور بازیهای کلاسیک سری بودند و شماره یک New order (من را یاد ترک موسیقی زیبای new Order ساخت سال 1994 با نام Elegia می اندازد ؛ علاقه مندان به سری متال گیر ، تریلیر سینمایی متال گر 5 فنتوم پین با این موسیقی خیره کننده تر شد) بستر داستانی را چید و بلازکویچ جدید را به ما معرفی کرد. استاد شکار فاشیست. اما نسخه های جدید تفاوت های خیلی جالبی با نسخه های قدیمی داشتند. حماقت به کنار، بازی های قدیمی اکشن شوتر محض پر از خون و خونریزی بودند ولی نسخه جدید نه تنها ذات شوتر بازی را حفظ کرده بود بلکه به آن روحی انسانی بخشیده بود. قهرمان هایی که برایمان مهم بودند. آدم هایی که داستان را روایت می کردند و ما با مرگشان غصه دار می شدیم چیزی که در نسخه های قبلی ولفنشتاین بندرت با آن برخورد میکردیم. بهرحال امسال زمان عرضه نسخه جدید است . Colossus جدیدی بر سرکار می آید و خودتان را محکم بگیرید این یکی از آنها بزن و بکش هاست. بی جی و خانواده! 4 جولای... شما فرصت فکر کردن به سیاست و بازیهای سیاسی را ندارید، در واقع یک تیر در سر و بوم...تمام آن خذعبلات از پنجره جسم به بیرون خواهند ریخت ، در واقع شما فرصت فکر کردن به هیچ چیزی را ندارید جز یک چیز!....بسته های تیر شاتگان در محیط کجا قرار گرفته اند! نسخه جدید بازی اینبار داستان جدید را روایت میکند و تمرکزش از اروپایی که در آن آلمان در جنگ جهانی دوم پیروز شده است به آمریکای دهه 60 منتقل شده است.دهه 60 متفاوت از آنچه که ما می شناسیم. طراحی هنری بازی ستودنی است-به جزییات زره این سرباز دقت کنید. سگ های ناتزی در خیابان ها رژه می روند و آمریکا به تسخیر رایش درآمده است. زمینه ای که ایجاد شده برای نمایش واقعی خشونت بار بازی بسیار مناسب به نظر می رسد. در کلاسوس جدید ما همان حس را داریم، حسی عجیب گرفتار شده در جهانی به ظاهر آزاد ولی در واقع یک زندان بزرگ.سکانس آغازین نمایش E3 بازی بشدت نگران کننده و از طرفی جذاب کارگردانی شده است. این مرحله در شهر Roswell در نیو مکزیکو اتفاق می افتد و تاریخ نیز 4 جولای را نشان می دهد روز استفلال ...آها ببخشید روز رژه نازیها. بلازکویچ در ظاهر یک مامور آتشنشان وارد شهر می شوددر حالی که یک بمب اتمی در آتش خاموش کن خود حمل می کند!! ( واقعا عاشق این پارادوکس ها ی سری ولف هستم! در کپسول آتش خاموش کن، یک بمب اتمی جاسازی کنید!!) ودر خیابان اولین چیزی که نظرتان را جلب میکند دو عدد Klansmen با ردای سفید و کلاه مخصوص شان است. یک روز خوب در امریکای اشغال شده -مرحله شهر روزول کو کلاکس کلان (به انگلیسی: Ku Klux Klan) یا به شکل کوتاه‌شده‌اش (KKK) نام سازمان‌های همبسته‌ای در کشور ایالات متحده آمریکا در گذشته و امروز می‌باشد که پشتیبان برتری نژاد سفید، یهودستیزی، نژادگرایی، ضدیت با آئین کاتولیک، بومی‌گرایی و نفرت نژادی می‌باشند. آن‌ها برای رسیدن به اهداف خود به اعمال غیر اخلاقی‌ای متوسل می‌شوند. برای نمونه پریشان ساختن شکل خود و ترساندن سیاهان آمریکا استفاده از ابزار ترور، خشونت و ایجاد وحشت از جمله حربه‌های آنان جهت پیشبرد عقایدشان است. نام کوکلوس‌کلان از آمیزش واژه یونانی kuklos به معنای حلقه و واژه انگلیسی clan به معنای طایفه پدید آمده است. این گروه نخستین بار در ۱۸۶۵ میلادی به دست کهنه‌سربازان ارتش کنفدراسیون آمریکا بنیاد نهاده شد. اهداف آن‌ها جلوگیری از بازسازی و سنگ انداختن در کار جمهوری‌خواهانی بود که در جنگ پیروز شده و برده‌داری را لغو نموده بودند. آنها به تندی راه خشونت را پیش گرفتند. در واکنش به کردارشان، در آغاز آنان فعالیتهای کوکلاکس‌کلان را دروغ دانسته و آن را بهانه‌ای برای پیشروی ارتش فدرال به ایالت‌های متحد جنوبی می‌خواندند. سرانجام یولیسیز اس. گرانت رئیس جمهور آمریکا در آغاز دهه ۱۸۷۰ و با بهره‌گیری از زور و اعلامیه حق شهروندی ۱۸۷۱ آمریکا آنها را نابود ساخت. نام کوکلاکس‌کلان از سوی بسیاری از گروه‌هایی که با اعلامیه جهانی حقوق بشر مخالفند یا باورمندان به جدایی نژادی به کار برده می‌شود. در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ این گروه‌ها دست به یک سری کارهای خشن مانند بمبگذاریهایی که به کشتار کودکان و کارگران انجامید دست می‌زدند. اما امروزه اثار کمی از این افراد باقی مانده و مردم در عید هالووین برای شوخی لباس مبدل آنان را میپوشند و به در خانه ها رفته و اسنیکرز طلب میکنند . از ویکی پدیا. با یک تبر و ناتزی خیلی کارها میشه کرد.... جمله خود بی جی در ابتدای بازی! دیدن KKK ها در کنار خیابان صحنه ای نگران کننده است.همین که بدانید از دارید از کنار KKK ها گذر میکنید آنهم در خیابان و روز روشن و قادر به انجام هیچ کاری نیستید. البته ناراحت کننده تر این است که بدانیم همین الان هم در زمان نگارش این نوشتار در آمریکای 2017 KKK ها در جهان واقعی فعالند. آمریکایی که ناتزی ها جنگش را پیروز نشدند. ترکاندن ناتزی ها در سری ولف خیلی جذاب است ولی دیدن KKK ها در خیابان و رد شدنشان از کنار یک افسر ناتزی و شنیدن این جمله از افسر ناتزی" از استایل اینها خوشم می آید!" هم نگران کننده هم بشدت عجیب غریب است. KKK ها ایدولوژی شبه ناتزی ها را درسر داشتند حالا با پیروزی فاشیسم و تسخیر آمریکا به عنوان یک حذب قدرتمند و گروهی تندرو و رادیکال در خیابان ها حضور دارند، آنقدر خطرناک که افسر ناتزی از سبک کار و الگوی زندگی ها خوشش می آید!سکانس آغازین بازی داستان کودکی بلازکویچ و مشکل پدرش با سیاهان و نژاد پرستی نیز در در ابتدای بازی جدید این موضوع را به ما گوش زد میکند که سازندگان دست به نمایش موضوعاتی حساس زده اند و از این نمایش ها ترسی ندارند. فقط بی جی با یک دست کلت عادی و در یک دست شاتگان جهنمی ! نیروی مقاومت و شخصیت ها جالب طراحی شده اند دور وبر شهر شاهد تغییرات جالبی هستیم، مثلا در یک روزنامه نقد و بررسی یک رمان درباره یک دیستوپیا یک کابوس اباد، میخوانیم . در این داستان که درواقع همین جهان واقعی ما است از دنیایی عجیب و بد صحبت شده که در آن متفقین پیروز شده اند! یعنی همین مسیر واقعی تاریخ و در داستان آن از عدم وجود اخلاقگرایی و انسانیت در چنین جامعه ای بشدت انتقاد شده است !. یک جایی دیگر در روزنامه ای، ادیتور آن نشریه از آلمان بخاطر نجات آمریکا از بیماری اجتماعی که گریبان گیرش بود تشکر میکند. تغییر رنگ جلد آلبوم مشهور بیتلز ها Abbey Road دیگر قطعا به شما گوشزد میکند که در نسخه ای شدت تحریف شده از تاریخ قرار گرفته اید. سکانس تبر وحشتناک! د رکل پارادوکس های تاریخی خیلی جذابی در داستان به کاررفته و این تضادها با نسخه ها واقعی از جهان ما منجر به خلق جهانی شده اگر چه تخیلی ولی بشدت واقعی و گزنده. بعد از این را احتمالا در دموی مشهور e3 دیده اید. شما وارد یک نهار خوری می شوید جایی که مادری درحال تمرین زبان آلمانی با کودک خود است و به او می گوید او احتیاج دارد که این زبان را یاد بگیرد. بعد یک Kommandant وارد بار می شود و از پیشخدمت با لحنی تهدید آمیز میخواد یک میلکشیک توت فرنگی برای او حاضر کند. بعد از آن در حالی که تلویزیون پشت ر در ناهار خوری تصویر بی جی را به عنوان مضنون خطرناک تحت تعقیب نشان می دهد ،؛ کماندانت به بی جی شک کرده و از او مدرک شناسایی میخواهد. کماندانت در اینجا به موضوعی جالب اشاره میکند: با اینکه آ«ها موفق به فتح آمریکا شده اند ولی اینگونه به نظر میرسد که تنها چیز مورد علاقه او از آمریکا همین میلکشیک توت فرنگی است! در کل میتوان گفت در نیو کلاسوس( دلیل نامگذاری را جلوتر توضیح خواهم داد) تیم توسعه دهنده توانسته بیشترین بهره را از لوکیشن خیالی آمریکای اشغال شده بعد از جنگ ببرد. حمله هیتلر به سرزمین بی جی! در این نسخه بیش از 3000 ناتزی کشته می شوند همین کافی است تا به سطح اکشن بازی پی ببریم. پویا و اکشن بودن ذات سری ولف است و در این قسمت با لیست بلند بالایی از پرک و توانایی ها در کنار سلاح ها طرف هستیم. راه های بیشمار برای کشتن ناتزی ها. در یکی از سکانس ها (اسپویلر) بی جی از روی ویلچر با سربازان ارتش رایش درگیر می شود و این سکانس بشدت دیدنی در آمده است. تیم سازنده بیشترین تلاش خود را برای انتقال حس خوب سلاح ها بکار برده زیرا اکنون DOOM از سازنده اصلی سری Id softwear ریلیز شده و در این مدت درسهای زیادی به سازندگان بازیهای اول شخص داده است. کاری که Doom با شوتر اول شخص درسال 2016 و 2017 انجام داد بی شباهت با تاثیر قسمت های آغازین همین سری ولف با باز یهای اول شخص نیست. تیم سازنده ماشین گیمز راه سختی درپیش داشته است تا بتواند ولف را به ریشه ها برگرداند. ریبوت چند سال پیش ولف خوب بود یک بازی خوب برای زمانه خود ولی از آنجایی نام بزرگ ولف را یدک می کشید باید خیلی بهتر از خوب بودن را به نمایش بگذارد و طرفداران سری بی صبرانه منتظر یک بازی عالی در سری هستند. تا اینجا همه چیز ولف جدید عالی به نظر میر سد – اتمسفر گیرا طراحی شده سکانس های نبرد خونین و هیجان انگی اند سلاح ها عالی به نظر میرسند. سطح جزییات عالی است . داستان نیز جذاب. نسخه قبلی بازی در زمان تغییر نسل توسعه یافت اکنون قدرت موتور id tech 6 در اختیار تیم است تا باتواند بازی از بعد گرافیکی زیبا خلق کند. Jens Matthies کارگردان این قسمت تاکید زیادی بر طراحی بازی و استفاده از توانایی های موتور جدید برای ساخت بهتر هوش مصنوعی داشته است. خلق جزییات زیاد در بخش صورتها و توانایی آنها در انتقال احساسات از دیگر بخش هایی بوده که در این قسمت تمزک زیادی روی آن شده زیرا آننها قصد دارند قهرمان ها را بشدت قهرمان انسان و شجاع نشان دهنده و شخصیت های منفی قدرتمندی خلق کرده اند که نیاز به چهره های پر جزییات برای به نمایش درآوردن شرارت درونی شان واجب است.در بخش موسیقی نیز تیم توسعه دهنده از Mick Gordon آهنگ ساز بازی Doom و Martin Stig Andersen اهنگ ساز Limbo استفاده نموده اند! تصور این دو در کنارهم هم جذاب است. هنوز نعره راک DOOM در گوشم طنین اندازست و هروقت لیمبو را می بینم یا بازی میکنم فقط حیرتم بیشتر میشود. پس در بخش موسیقی هم مشکلی نیست. خبری بسیار خوش اینکه بازی بخش مولتی پلیر ندارد. کارگردان تاکید میکند تمام تمرکز ما درارائه یک شوتر old school است شوتر ناب کلاسیک، یک ران اند گان. تمرکز روی بخش داستانی و گرافیک و صوتی و ..... واگر بخواهیم تمرکز تیم را شیفت کنیم روی بخش مولتی پلیر ممکن است کیفیت اصلی را از دست بدهیم. راستش با این شرایط بد که بازار با مولتی پلیر ها بمباران شده است من خیلی خوشحالم که ولف جدید فقط بخش داستانی دارد. No More Nazis به پا خیز.... سکانس آغازین بازی طوفانی بود که به من برخورد کرد. یکی از شخصیت های اصلی سری کرولاین بیکر .. قصد اسپویل کردن داستان را ندارم ولی واقعا شروع مرگباری بود. بالا تر از همه چیز ولف 2 وظیفه خود میداند که شما را از مصائب درگیر شدن با یک نیروی نظامی فاشیست و ماشین جنگی عظیم خبردار کند.ما هیچ وقت از خود نمیپرسیم که آیا روش برخورد گروه مقاوت با ناتزی ها که خشونت را با خشونت پاسخ می هد ، صحیح است یا نه؟ چون بازی تصویری انسانی از این قهرمانان برای ما به نمایش میگذارد و ما نیز برای آنها اهمیت قائلیم پس راه حل آنها را نیز صحیح می دانیم. داستان این قسمت درست بعد از New order شروع میشود و وضع مزاجی بی جی حسابی بهم ریخته است! در سکانس نهایی نبرد با deathshead در بازی new order انفجار مرگباری باعث شد بی جی بشدت زخمی شود. فرقه Kreisau یاران قدیمی بی جی اینبار نیز در کنار او هستند تا به او در برگشتنش به همان ماشین کشتار سابق کمک کنند. بازی در U-boat اآغاز می شود جایی که بی جی بستری است و جنرال Engel در تعقیب بی جی خشونت بی سابقه ای از خود بخرج میدهد . سکانس آغازین با تبر براستی وحشتناک است و هیب لولو خورخوه وار اینگل نیز بر سکانس بدشت سایه انداخته است. نور پردازی ها نفس گیر اند همان عملیات آغازین بازی که بی جی در حالی که بشدت زخمی است ، روی ویلچر با ناتزی ها درگیر می شود، خط بازی را مشخص میکند.شما خسته و زخمی و خون آلود با یک دست شلیک میکنید و به زحمت ویلچر را حرکت می دهید. به ظاهر بی جی شکست خورده ولی حتی در همین وضیعت هم هنوز مثل ریگ ناتزی میکشد! حتی هنگامی که زرهYichud را بر تن میکند و خود را جای کرولاین قرار میدهد صدای نفس زدن های بی جی ، مردی را نشان می دهد که هم وقتش هم توانایی جسمانی اش در حال تمام شدن است. بازی بازی سختی است ، شما زیاد خواهید مرد. شکست دادن سگ های وحشی و روبات های فروزان و سربازان تا دندان مسلح بازی در درجه سختی که من شروع کردم یعنی HARD بسیار هیجان انگیز و طاقت فرسا است. ولی بازی ابزار های انجام کار را نیز در اختیا من قرار داده- ترکیبی از سلاح ها و زره و توانایی ها و کاور گیری و حرکات سریع و یافتن زره و بسته های سلامتی در محیط گیم پلی بازی را به DOOM جدید بسیار نزدیک کرده است. در محیط های بزرگ و کوچک همان سیستم دو فرمانده در محیط هنوز وجود دارد. دو فرمانده با بی سیم در محیط در حال گشت زنی هستند و اگر شما دیده شوید آنها نیروی کمکی خبر میکنند . راستش را بخواهید اینقدر اکشن بازی هیجان انگیز است که من دوست دارم مرا ببنینند ولی وقتی دشمنان زره پوش و دسته های روبات وارد کاراز می شوند چهره میدان نبرد بازی بشدت تغییر میکند. در هر صوت سکانس های نبرد هیجان انگیزند و فراموش نشدنی. با انجام یک سری فعالیت ها پرک هایی آزاد می شوند که به شما کمک میکند موثربر بجنگید و قدرت و مانور بالاتری داشته باشید. تکنولوژ یهای به کار رفته برای ناتزی ها در بازی هم جالب هم هراسناک اند. سربازانی زره پوش و جهش یافته با سلاح هایی لیزری که هرچیز را ذوب میکند و سگ هایی روباتیک و شبه تانک با قدرتی ویرانگر. همه چیز در ولف ممکن است زیرا این نسخه خیالی از جهان فتح شده به دست ناتزی هاست و هراسناک و واقعی میزند. محیط هایی اکثرا سرد و صنعتی نماد حکومت رایش به خوبی در بازی به تصویر کشیده شده اند. مثل تصویر ویران شده از نیویورک بعد از جنگ اتمی. مرحله شهر روزول که بالا به آن اشاره کردم روزی آفتابی و مطلوب را به نمایش میگذارد ولی در پشت ان تصویری عجیب و خفه از یک جهان ایزوله شده با وحشت، بخوبی مخفی شده است. شما حس میکنید که این خیابان ها پر شده از هراس فاشسیم . کات سین ها عالی کارگردانی شده اند و من بخوبی با شخصیت ها ارتباط برقرار کردم .در این میان حرکت بازی از دمو ها به سکانس نبرد و برعکس بسیار خوب انجام میگیرد بطوری که یکپارچگی داستان حفظ میشود. کاراکترها عالی هستند. دختر خانم ناتزی که به علت اضافه وزن مرتب مادرش فرمانده خبیث آزارش می دهد تا دکتر که در حین نبرد شما را جراحی میکند و... شما دوست دارید به حرف های این شخصیت ها گوش کنید چون بخوبی کارگردانی شده اند و صداپیشه خود بی جی کولاک کرده است. جایی وقتی در حین نبرد دعا میخواند یا از دوستان کشته شده اش در نبرد میخواهد که مراقب زندگان باشند در کل صدا پیشه ها و دیالگو ها خیلی خوب درآمده اند. خود اسم The New Colossus نیز اشاره به تکه شعری از اما لازاروس شاعر امریکایی دارد که سالهاست روی پلاکی برنزی داخل مجسه ازادی نصب است. به دلیل مهاجرت میلیون ها انسان به آمریکا ، لازاروس این شعر را سرود و خود غول جدید اشاره به یکی از عجایب هفتگانه جهان دارد یعنی مجسمه رودس که با الهام از آن لیدی لیبرتی بوجود آمد و در بندرگاه نیویورک نصب شد. پلاک برنزی تکه شعر غول جدید در لیدی لیبرتی ترجمه متن شعر: برخلاف آن غول برنجی مشهور یونان زمین؛ که پاهای فاتحش از سرزمین تا سرزمین کشیده شده اند، اینجا در دروازه موج زده ما جایی کا افتاب میتابد،بانوی ایستاده است با مشعلی در دست که شعله اش همچون صاعقه ای در قفس است و و نام او مادر انسان هایی که دیار خود را ترک کرده اند. وبا چشمانی آرام، دستش همچون چراغ راهنما به آنها خوش آمد می گوید بر بندرگاه و پل شهر دو خواهر، بانو با لبانی ساکت فریاد میزند: ای سرزمین های باستانی فخر خود را برای خود نگاه دارید و بیچارگان و و درماند های خود رابه من بدهید. انسان هایی را که آرزوی تنفس ازاد دارند.کسانی که از سواحل پر آشوب شما رانده شده اند، اینان را به سه سوی من هدایت کنید ، توفان زدگان آواره را چراغم را کنار در ورودی طلایی برای آنها می آویزم. در طی بازی مرتب از خود سئوال میکنیم دلیل این همه نابودی و کشتار چیست ؟ خوب میتوانم با جمله جوکردر فیلم دارک نایت به آن پاسخ دهم: وقتی که یک نیروی مهار ناپذیر به یک جسم غیر قابل تکان خوردن میرسد! بی جی به لشکر ناتزی ها برمیخورد.! انگار که هر لحظه از بازی دوست دارید به جلوتر حرکت کنید و این نیروهای عظیم را در حین تحرک مشاهده گر باشید.غول جدید بازی عالی است، در طی بازی هرگز یادتان نمیرود برای چه و چرا میجنگید، گیم پلی زیبای غول جدید انقدر هیجان انگیز و هراسناک است که به شما ناخود اگاه انرژِی مثبت می دهد.، انرژی که با آن پس از هر نبرد برای نبرد بعدی آماده خواهید بود.ولفنشتاین ها همیشه دوست داشتنی بوده اند. رضا قاسمی
  20. 13 امتیاز
    داستان پشت صدای یک ویچر اواسط ماه دسامبر است، یک ده روزی مانده تا کریسمس. سوار بر قطار از سواحل جنوبی انگلیس میگذرم، از کنار روستا های سرما زده که گویی زیر آسمان خاکستری زمستانی به خواب فرو رفته اند. آسمانی که گویی غم زده و منتظر تاریکی های سه ماه زمستان است. ابر های تیره و تار و دلگیر ، جادهایی کنارریل قطار خیس خورده و گل آلود ؛ نورهایی که در دوردست ها سو سو میزنند و شیشه های بخار گرفته پنجره آنها را تبدیل به مروارید های درخشان میکند. صد ها بار صحنه هایی چون شهرک های صنعتی و دهکده های کوچک از جلوی من در طی این سفر گذر کرده اند، به کجا می روم؟ این مسیر ها معمولا راهایی نیستند که شما طی میکنید تا یک سوپر استار را ملاقات کنید. ایستگاهBournemouth توقف گاه من است، شهری ساحلی با ساختمان های زیبای ویکتوریایی و کلی دانشجو. بسیاری از آنها در مقصد امروزمن درس میخوانند. دانشگاه هنرBournemouth، جایی که بسیار بی صبرم تا یک استاد نقش آفرینی را ملاقات کنم. اسم او Doug Cockle است، ولی من وشما اورا به نام Geralt of Rivia گرالت اهل ریویا می شناسیم! او شبیه یک معلم است، شبیه همان هایی که ما قدیم هم دیده ایم، همان هایی در کمپوس کالج یا راهروی مدرسه ها قدم می زنند. به ظاهر هیچ چیزی درباره او خاص نیست: یک مرد میان سال قدی تقریباً کوتاه، عینک به چشم، لباسی راحت به تن دارد. موهای سرش تقریبا کامل اصلاح شده و ته ریشی دارد. موهایش تقریبا جو-گندمی شده ولی موی سفید زیادی ندارد. آدم بدخو و کناره گیری نیست. رفتاری مودب و دوستانه دارد، ودر همین حال که به سمت یک کافه میرویم تا قهوه ای بنوشیم، درباره دانشجو ها صحبت می کنیم. آنهایی که آماده میشوند برای کریسمس به خانه بروند و آی خدای من هوا سرد است! او برای من هم نوشیدنی میگیرد قهوه داغ در این هوای سرد می چسبد. از جیب لباس پشمی اش چند سکه بیرون میآورد و نوشیدنی ها را حساب میکند. بسیار افتخار میکنم که قهوه مهمان گرالت هستم ! یک ویچر افسانه ای ! در سکوت قهوه خانه شروع به صحبت میکند، با لهجه ای آمریکایی، صدای بم و خاص و بلافاصله محو صدا میشوم ! حالا با دقت میدانم او چه کسی است. انگار یک جور راز است، انگاراو با پوششی هویت اصلی خود را مخفی کرده است. حالا متوجه می شوم که این تنها من نیستم که این راز را می داند. من روبروی خالق صدای زیبای گرالت نشسته ام، صدایی که صدها ساعت در ویچر به آن گوش کردم. " من وقتی مردم خود را واقعا مخفی میکنند درست متوجه نمی شوم" او با صدای ویچر دوست داشتنی می گوید " فکر میکنم بعضی از دانشجو هام هنوز نمیدانند شاید هم متوجه نمی شوند. البته اگر در حال صدا پیشگی باشم و آنها بپرسند ماجرا را با آنها به اشتراک میگذارم. البته باید در خصوص ویچر 3 کلا حرفی نمیزدم پس به آن زیاد اشاره نکردم البته آنهایی گوش میکنند، متوجه می شوند." " بعضی از دانشجو هام که باهاشون مرتب صحبت میکنم و من رو میشناسند و متوجه اند. اینجا ها یکم شرایط عجیب میشه آنها درست نمی دونن انگار نمی دونن چطورباهام صحبت کنند. انگار می ترسن درباره اش ازم سئوال کنند یا شاید هم فکر میکنن نباید پاشون رو از گلیمشون درازتر کنند." " یک نکته صدا پیشگی همین جاست، این صدا است که مردم بهش عادت میکنند باهاش ارتباط برقرار میکنند نه چهره افراد یا خود فرد در حالی که در سینما و تلویزیون چون ما افراد رو میبینیم با چهره شون ارتباط برقرار می کنیم. برای بازی مثل ویچر 3 آنها میگن گرالت و صدای من رو میشنوند، به صدا خو گرفته اند ولی صدایی که به اون تصویر وصل شده ، میشه گفت یک نوع تفکیک عجیب و غریب بین بازیگر مخاطبه" هنگامی که اون داشت صحبت میکرد من گوشم با اون بود ولی داشتم به یک چیزی فکر میکردم، کلی موضوع ازذهنم می گذشت. صدا پیشه هایی مثل نولان نورث یا جنیفر هیل یا تروی بیکردر بازی های زیادی حضور داشتن ولی آیا میشه بازی ویچر رو بدون این مرد جلوی من تصورکرد؟ اگر سرنوشت این مرد خوش مشرب و خوش صحبت را در نقش ویچر قرار نداده بود من امروز با اون اینجا ملاقات نمیکردم. داگ در نقش کاپیتان/پدر John Maloney در Band of Brothers واقعیت این است که Doug Cockle همیشه دلش نمی خواست بازیگر بشود. او در یک خانواده نظامی در سال 1975 بدنیا آمد. در جایی به نام Twentynine Palms نزدیک مقر تفنگداران دریایی بزرگ شد. جایی که پدرش یک افسر بود. مادر او نیز معلم بود. پدرش دستی در هنر داشت ولی هیچ یک از آنها تئاتری نبودند. او میخواست خلبان هلیکوپتر شود یا به قول خودش در اورگان سگ بپروراند. حالا دیگر از قهوه خانه خارج شدیم و به کالج برگشتیم و در اتاقی کوچک با دیوارهای سفید در بخش نمایشنامه و ادبیات کالج، به صحبت هامان ادامه دادیم. او همچون پدرش علاقه زیادی به بیولوژی و مطالعه حیات وحش داشت. این علاقه باعث شد پس از خواندن مقالاتی درباره دستکاری ژن ها برای حل مشکلات جنینی به سراغ رشته پزشکی برود، او فکر میکرد این دیگر بهترین ایده ممکن برای یک شغل است. اما در رشته درسی موفق نبود. همان موقع بود که داگ به سراغ تئاتر رفت. جایی که بیشتر دوستانش از آنجا بودند و خودش هم بیشتر وقتش را در آنجا میگذراند. او گهگاهی با خواهرش برای خانواده نقش آفرینی می کرد شاید علاقه اش ریشه در گذشته داشت. خودش هم نمی داند او به قول خودش شانسش را آزمایش کرد و بالاخره با درجات آکادمیک در سال 1993 تئاتری شد! از اینجا بود که به سیاتل نقل مکان کرد تا به عنوان یک بازیگر زندگی کند. در اینجا بود که درفروشگاه فروش صنایع دستی نیز ساعاتی کار میکرد، جایی که به قول خودش فنجان های آنتیک خوبی داشت! یک روز خانومی برای خرید به فروشگاه آمد و آنها با هم صحبت کردند و قهوه خوردند و ازادواج! سه سال بعد او و همسرش به پنسیلوانیا نقل مکان کردند. او قصد داشت تحصیلات آکادمیک اش را ادامه دهد. معمولا بازیگران در آمریکا یا به نیویورک میروند یا لوس آنجلوس. ولی داگ عاشق ماجراجویی بود و همسرش نیز دلتنگ خانواده در انگلستان! بنابراین تصمیم بر این شد که سری به پدر و مادر خانم بزند و یک سالی آنجا باشد. این داستان متعلق به 17 سال پیش است. سال 1999 بودوداگ به قول خودش بلافاصله روی هوا فرصتی را زد. نقشی در کنار بازیگر مشهور انگلیسی Honor Blackman در تئاتر رویال یورک. داگ مورد توجه قرار گرفت و هم نقشی برای شو تلویزونی "دسته برادران" گرفت هم برای یک بازی رایانه ای به عنوان یک صدا پیشه کاندید شد. اکتبر 1999 این حوادث رخ داد. " این ها هیجان انگیز بود درسته! ولی راستش را بخوای من چیزی درباره صدا پیشگی بازیهای رایانه ای نمیدونستم و حتی نمیدونستم که آنها وجود دارند." به یک استودیو رفتیم در منطقه Harrogate درشمال یورک شایر. بازی اسمش بود Independence War 2: Edge of Chaosو من قرار بود نقش اصلی را بازی کنم و اتفاقاً انتخاب شدم. استودیو کنار خانه ای قرار داشت و یک عده بچه شیطون نیمه برهنه در همان خانه این طرف آن طرف میدویدند!! اینجا نقطه شروع صداپیشگی برای من بود!" داگ در نقش Larry درنمایش Burn this در تئاتر Lancaster در حقیقت باید گفت داگ جای خوبی رفته بود. این شرکتی که داشت برای بازی صدا ضبط میکرد شرکتی بود با نام Outsource Media و در واقع پیشگام ترین شرکت رسانه ای ضبط صدای بازی های رایانه ای در انگلستان به حساب می آمد. مسئول شرکت Mark Estdale که حالا شرکتش در لندن واقع است بعدها کلی کار برای داگ جور کرد. در واقع کسی که برای نقش ویچر به داگ زنگ زد همین آقای مارک بود. الان تقریبا سال 2005 بود. داگ نه تنها به یک صدا پیشه کار کشته وقدیمی کار تبدیل شده بود بلکه کنار پیرس برازنان ( جیمز باند) و جفری راش در فیلم The Tailor of Panama یا خیاط پاناما بازی کرده بود. هم بازی کریستن بیل و متیو مککوناهی در فیلم جذاب Reign of Fire یا سلطنت آتش ( پیشنهاد میدم حتما تماشا کنید خیلی جذاب است) شده بود و بازیگری شناخته شده به حساب میرفت. در دانشگاه Bournemouth نیز تدریس می کرد، همین دانشگاهی که ما الان داشتیم در آن این صحبت را رد و بدل می کردیم. کلاً داگ حسابی سرش شلوغ بود، همانطور که یک بازیگر زندگی این سبکی دارد. یک روز داگ برای ملاقات با فردی به نام Borys به لندن رفت. اون شخص از CD projekt Red آمده بود. صحیح تر Borys Pugacz-Muraszkiewicz بود سرپرست مترجمان سی دی پراجکت، نویسنده اصلی وکسی که همیشه برای داگز نقش کلیدی داشت. "اون کسی بودکه به من گفت ما میخوایم تو شبیه کلینت ایستوود در هری کثیف باشی!" یک چیز توی اون مایه ها میخواستن" الان که فکر می کنم واقعا گرالت شخصتی شبیه هری داره" داگ یک پانزده دقیقه ای اونجا بود بعد هم رفت و چند هفته بعد با او تماس گرفتند: او کسی بود که باید یکی از بهترین نقش های بازی های رایانه ای را هدایت میکرد: گرالت از سرزمین Rivia. کار برای داگ عادی بود، دوباره به همان استودیوی قدیمی شرکت Outsource در Sheffield رفت. با قطار رفت آمد میکرد. همه چیز مثل قبل بود فقط سه یا چهار لهستانی آنجا بودند، آنها آمده بودند تا اسکرپیت ویچر را در اختیارش بگذارند. البته اینبار یک چیز درباره کار متفاوت بود، داگ درهمان روز اول متوجه شد که این بازی جالب توجه و متفاوتی خواهد شد. "ما یک هفته آنجا بودیم. ضبط می کردیم. روز های طولانی بودند." برخی از روزها 10 ساعت کاری طول می کشید، که برای صدا پیشگی و ضبط صدا بسیار سخت است. البته اصلا دردناک یا خسته کننده نبود، بهتر است بگم چالش برانگیز بود روزهای کاری سرسختی بودند. اونموقع به خودم میگفتم این بازی بزرگی خواهد شد ، چقدر دیالوگ در بازی وجود داره!" بعد مثل همه کارهاش این یکی هم به اتمام رسید. او خداحافظی کرد و بعد از ناهار از تیم جدا شد و به خانه برگشت. زندگی جریان داشت. او حتی متوجه نشد که سال 2007 ویچر یک ریلیز شد. اکتبر 2007 بود. در آن موقع حتی نمیدانست پروژه بازی دوم شروع شده و در حال انتخاب نقش ها هستند، تا اینکه باز سرنوشت دخالت کرد! " من نمیدونستم که ویچر 2 اصلا داره اتفاق می افته. تا اینکه یکی از دوستان بازیگر بهم گفت. گفت که رفته بود برای تست صداپیشگی ویچر2 و من گفتم چی ؟ اون بهم گفت تو نبودی ویچر یک رو انجام دادی !؟ بهش گفتم چرا ولی تو برای کدوم نقش تست دادی ؟ گفت گرالت!!! گفتم چی من گرالت هستم! خلاصه حال خوبی نداشت! ناراحت بودم که تست نقش گرفتن و من رو خبر نکردند . بخودم می گفتم مگر در بازی قسمت یک خراب کرده ام!؟" بازیگر بازیگر نیست اگر سمج نباشد! داگز سریع به بوریس زنگ زد. خونسرد بود و به بوریس گفت شنیده کستینگ بوده برای ویچر جدید و اون مایله برای تست بیاد. " چیزی که اتفاق افتاد این بود: جایی بین ویچر 1 و 2 سی دی پراجکت تصمیم گرفت بود کاملا همه چیز رو تغییر بده. آنها از کار من در ویچر 1 خیلی خوشحال بودن ولی می خواستن همه نقش ها از اول انتخاب بشه و با یک استودیو ضبط صدای جدید و متفاوت کلا داشتن کار میکردن. من نمیدونم چرا، دلایشلون به خودشون مربوط بود ولی داستان این بود" Borys از داگ معذرت خواهی کرد و رفت تا با دایرکتور صدای ویچر 2 کیت ساکسون دیدار کند. او داگ روبه کیت معرفی کرد و کیت هم به صدا پیشگی داگ در ویچر 1 گوش کرد و گفت این صدا برای گرالت عالی است اگر بتوانیم با داگ کار کنیم من میخواهم داگ برگردد! " این واقعا تصادفی بود که من هر سه ویچر رو صداپیشگی کردم!" داگ در صحنه ای از فیلم سلطنت آتش The Witcher 2: Assassins of Kings در یک استودیو متفاوت کار میشد. نام استودیو slde بود و در لندن قرار داشت. تمام سطح پروداکشن بالاتر رفته بود. همه چی عظیم تربود. داگ با کمی ترس به سمت پروژه گام برداشت. " خوشحال بودم که ازم خواستن ویچر2 رو کار کنم. اما بخاطر اتفاقی که افتاده بود یکم عصبی بودم. حتی با اینکه موضوع شخصی نبود، شما میدونستید که کار قبلی تون رو خیلی خوب انجام دادید من میدونستم، چون خودشون بهم گفتن، یکم سخت بود از خودتون سئوال می کنید خوب آیا میشد کار رو طوری دیگه انجام بدم متفاوت باشم ؟ آیا اونا خوششون میاد؟ کلا عصبی بودم و کارشروع شد." جایی اوایل کار داگ سوار نقش شد و دوباره شد گرالت، اینبار سعی کرد کمی چاشنی طنز و انسانی به شکارچی هیولا ببخشه. اینبار در مارجراجویی ها کمی شوخی و طنز و راحتی خاصی دیده میشد و داگ به خودش گفت" این خوبه این خوبه. CDPR قبلا در ویچر یک این کار را با نوشته ها نکرده بود. این دفعه خودشون رو خیلی جدی نگرفته اند و اجازه میدهند ویچر 2 از بعد بررسی کاراکتر انسانی تر باشه." این کار هم تمام شد و روز آخر ضبط همه جداشدند. این دفعه Borys سر صحبت رو باز کرد ودر پایان کار ویچر 2 به داگ گفت ویچر 3 قرار است اتفاق بی افتد. البته داگ به خودش می گفت ممکن است باز هم CDPR همه چیز رو عوض کند و شاید دیگر بخت با او یار نباشد. می 2011 بود که ویچر 2 ریلیز شد و اینبار داگ به نتایج کار حواسش بود . خود بازی خیلی جایزه برد ولی به قول داگ هنوز زیاد به صدا پیشه گرالت اهمیت آنچنان داده نمی شد. موقع ضبط ویچر2 آدمکشان پادشاه. " وقتی زمان ویچر 3فرارسید من دیگه گرالت رو می شناختم. کتابهای Andrzej Sapkowski رو کامل خوانده بودم و عاشق کتاب Tower of Swallow بودم. داستان های بازی یک و دو رو از بر بودم و پلات داستان 3 رو هم می دونستم. حتی سریال های لهستانی رو هم که ساختن دیدم ! خیلی کارهای قوی نبودن ولی خوب بودن. خلاصه برای صدا پیشگی قسمت سوم، ویچر مثل موم توی دستم بود راحت میشناختمش و اونم من رو میشناخت." اگر الان به صدای ویچر 1 و 2و و3گوش کنیم کمی تفاوت را احساس میکنیم. داگ میگوید:"من تلاشم را میکردم که صدا و تن حفظ شود ولی اگرتفاوتی است از روی عمد نیست. صدای من تغییر کرده! داریم صحبت فاصله ده ساله را میکنیم. ده سال از زندگی من گذشته و من از ویچر 2 به بعد کلی سیگار میکشم!" " شروع ویچر 3 برایم مثل رفتن به یک حمام آرامش بخش بود. همه چیز رو میشناختم. استودیو آدم ها شخصیت ها؛ حس خوبی داشتم که برگشته بودم به جهان ویچر." نکته جالب اینجاست که داگ خیلی از کست انتخاب شده برای ویچر 3 را نمی شناخت بازی بسیار بزرگ تر شده بود و تعداد NPC ها بسیار بیشتر و صدا پیشگان هم بسیار زیاد. تعداد زیادی صدا پیشه در استودیو رفت آمد میکردند و تمام مدت داگ به تنهایی در استودیو صداضبط میکرد. به قول خودش مثل کشتی هایی که در تاریکی دریا بودند، همدیگر را می دیدند ولی چون جدا کار میکردند و کار هم فرایند طولانی و سختی بود فرصتی برای صحبت نبود. بعضی از سشن های ضبط که تمام می شد، صداپیشگان همدیگر را در راهروها می دیدند. شخصیت های کمی از ویچر 1 و 2 برای داگ آشنا بودند. او تریس مریگولد رو ملاقات کرده بود، Jaimi Barbakoff ولی هیچگاه معشوقه اش ینیفر را ملاقات نکرد! باور میکنید آن همه موج احساسات ولی داگ با Denise Gough صدا پیشه ینیفر هیچگاه همدیگر را ندیدند. داگ یک بعد از ظهر که مراحل ضبط صدای ین انجام میشد تصمیم گرفت بماند و بعد از کار خود را به دنیس معرفی کند. داگ می گفت دنیس خیلی خوب کارش را انجام میداد با پشتکار که البته در بازی هم مشخص است. داگ گفت به سمت در درفتم از دور دنیس را میدیدم که داشت صدا ضبط میکرد، میخواستم خود را معرفی کنم و بگویم کارت عالی بود و و ضمنا من گرالت هستم!! " 15 دقیقه ای منتظر ماندم خبری نشد، میدونی چی شده بود؟ اینقدر دنیس کار کرده بود اون روز بعداز ضبط داشت چرت میزد! ینیفر خسته بود! اونقدر تلاش کرده بود که همونجا خوابش برد. من دیگه مزاحم نشدم و ما هیچوقت همدیگر رو ندیدیم" کشتی در تاریکی ! فکر کنید چقدرلحظات پر انرژی را ما بین این سه گرالت و ینیفر و تریس شاهد بودیم. همه اونها جداگانه اکت شده و ضبط شده است. سختی کار اینجا مشخص می شود. تمام مدت داگ تنها بوده و این چنین با احساس ویچر را بازی کرده است. "باید نقش را دربیاری یابد تجسم کنی الان تریس چی میگه یا ین چی میگه . کار سختی است. وقتی یک صحنه رمانس را بازی میکنی در تئاتر یا فیلم شما بازیگر مقابل داری کار راحته چون طبیعتش اینه، ولی تنهایی دیگه کار سخت میشه!" " هنوز هم با دورانی که همه واقعاً قدر صدا پیشه رو بدونندو درک کنند که چقدر برای کار تلاش کرده، فاصله داریم." این رو داگ به من گفت. " موضوع جالبه اینه، داگ گفت؛ مهم نیست چقدر فکر کنیم کار صدا پیشگی ما مهمه یا ما چقدر مهم هستیم در پروسه، هنوز هم موقع خلق چیزی مثل ویچر ما صدا پیشه ها یک بخش بسیار بسیار کوچک کار هستیم. صدها آدم هر روز در CDPR کار میکردند حتی گاهی شبها، من سه روز در هفته صدا ضبط میکردم اونا هرروز صبح تا شب داشتن کار میکردن. توسعه دهنده ها ستاره نمایش هستند در اینجا، برخلاف سینما که شرکت تولید کننده پشت صحنه همه کاره است. اونجا تمرکز روی تام کروزه اینجا کلی آدم که همزمان تلاش میکنن. صدا پیشه ها موقع ساخت بازی درصد کوچکی هستند شاید یک بخش از 30 پارت." "اینکه چقدر به من و کارم در ویچر 3 توجه شد یا نشد برام مهمه شاید بخاطر اینکه که من یک بازیگر هستم و این بخشی از روند کار و زندگی من است" داگ میگوید" میدونستم ویچر 3 میدرخشه، میدونستم شاید دیگر هرگز نتونم کاری در این حد انجام بدم، چند تا ضبط برای بازی هورایزن سونی داشتم ولی دیگه کاری در این سطح برام اتفاق نیافتاد." " صدا پیشگی ویچر قطعاً زندگی من رو در بخش هایی تغییرداد، بعضی ها ملموس هستند و برخی تغییرات کوچیک. یکی از آنها مسئله درآمد و مالی است، وقتی داشتم ویچر رو انجام میدادم نقش های کوچیکی هم بازی میکردم مثل فیلم Criminal یا فیلم Survivor و نقش ها کوچیک بودن و کار فقط ویچر نبود. اما ویچر بزرگترین کار چند سال اخیر بود شاید 10 سال اخیرو درآمداضافه خوب بود، کمک کرد یک سری کارها در زندگی انجام بدم که برای من ممکن نبود و فقط در صورت داشتن درآمد خوب ممکن بود. برای مثال یک گیتارالکتریک خریدم. همیشه دوست داشتم ! درآمد ویچر کمک کرد چون من آدم ثروتمندی نیستم اصلا نیستم. 500 یورو تونستم بدم جای گیتار مورد علاقه! اینها با ویچر ممکن شد. یک پیروزی مهم دیگه برای داگ اینه که اون حالا گرالت اهل ریویا است! " این عالیه مردم عاشق بازی شدند. عاشق شخصیتها، در تویتربا هام صحبت میکنن و بهم میگن چقدر کارت عالی بود در نقش گرالت عاشق صدات هستیم. عاشق بازی و ... این ها خیلی خوبه حس خوبی بهم میده خوشحالم که اینقدر کارم رو خوب انجام داده ام و خوشحالم که عده زیادی از کار راضی هستن." داگ نامزد جایزه بفتا شد برای ایفای نقش گرالت و جایزه NAVGTR رو برد و ممکن است باز هم برنده شود. در جشنواره ها ی بازی مختلف شرکت کرد و خوش میگه" عالیه اینها واقعا عالیه" او میگه" همسرم راضیه ، بچه های نوجوون من راضی هستن، درکنار کار دانشگاه یک کارهای کوچیک بازیگری هم انجام میدم. زندگی خوبه، نمیدونم اگر یک شو بزرگ تلویزونی یا فیلم یا یک بازی عظیم دیگه بیاد و از من بخوان نمیدونم چه کنم آیا میرم ؟ آیا نمیرم؟ " خودش خیلی کارش در بازی کردن خوب نیست.ولی ویچر 3 رو تمام کرده و پایانی که میخواسته رفته است. داگ روز مصاحبه15th December 2016 شاید گرالت اهل ریویا بهترین کار داگ بوده ، مهم نیست من میگم شاهکاری بوده و داگ واقعا در خلقش نقش داشته است. ویچر 3 روز بعد از لانچ مستقیم به تاریخ افسانه ها پیوست و یک کالت ویدئو گیم شد. حتی بهترین RPG تاریخ نیز نامیده شد لقبی بسیارعظیم. شایدCDPR بازم هم برایcyberpuk 2077 به سراغ داگ برگردد. خودش میگوید " صد در صد " " میگوید با آنها شوخی کردم گفتم مرا به عنوان Easter egg در بازی جدید بیاورید! حداقل در نقش یک بارتندر که بازیباز با او تعامل دارد. برای یک کوئست هم که شده!اسمش هم Gerry باشد! کی میدونه شاید انجام بدن. امیدوارم. رابطه کاری ما خیلی خوبه امیدوارم که اینکار رو انجام بدهند ولی خوب صنعت هم صنعت برای خودش ، کار خودش را میکنه" هوا تاریک شده و باید ازDoug Cockle رو ترک کنم. کار سختی است، تمام مدت مصاحبه و گپ دوستانه داشتم به دیالوگ های ویچر 3 و خود بازی فکر میکردم. اون برای من یک تاکسی خبر میکنه و کنار جاده منتظر هستیم. هوا سرده و داره نم نم بارون میاد. بسیار سرد طوری که نمیتونم صحبت کنم. باهاش دست میدم و خدا حافظی میکنم، هر طور نگاه کنم داگ یک آدم معمولی است ولی برای کاری که انجام داد ، شاهکاری که خلق شد، کاری واقعا شگفت انگیز، داگ از تو ممنونم. تاکسی دور میشود و اودست تکان میدهد ، شاید آخرین باری باشد که اورا ببینم ولی هر وقت دلم تنگ شد شاهکاری مثل ویچر 3 است که برای ساعت ها به صدا و نقش آفرینی خیره کننده اش گوش کنم. Interview with Doug Cockle- The voice of Geralt of Rivia.mp4 ویدئو مصاحبه بعد از ویچر 3 با داگ ترجمه از مقاله Eurogamer Robert Purchese رضا قاسمی
  21. 13 امتیاز
    من از شرکت دزد به نام سیستک سرویس اینترنت دارم، قراردادیکساله که من با اینا داشتم قرار بوده از ساعت 2 تا 8 صبح حجم اینترنت یک سوم حساب بشه. امروز فهمیدم که بدون اطلاع رسانی و در حین قرار داد این سیستم را کلا حذف کردند. دزدی کاملا آشکار: آیا چیز عجیبی در این تصویر می بینید: کافیه کمی دقت کنید یا اینکه صفحه را هایلایت کنید: با فونت هم رنگ پس زمینه یه لینکی اینجا گذاشتن در صفحه پنل کاربری: واقعا متاسفم که در کشوری زندگی می کنم که با مردم چنین کار هایی انجام میدهند و هیچ قانونی وجود نداره... به هر حال از ماست که بر ماست، تا خودمان نخواهیم و اقدامی نکنیم وضعیت مملکت همینطور باقی خواهد ماند.
  22. 12 امتیاز
    دوستان سلام امروز در فروم یک پستی رو دیدم که دوستی با نصب یک بازی firgirl مشکل داشت . متاسفانه فرصت نشد به اون پاسخ بدم و تاپیک گم شد. این تاپیک کمکتون میکنه یک سری مشکلات مربوط به این گونه repack ها رو حل کنید.تیم های ریپک کارشون کم حجک کردن بازی ها برای دانلود های تورنت است . حالا این کار رو به چند روش انجام میدهند. زمان بلک باکس این تیم ریپک های میشه گفت یکم ضعیفی رو می ساخت و عرضه میکرد. اکثرا کسانی که قصد استفاده از بازی های پک شده رو داشتند در نصب ستاپ ها مشکل پیدا میکردند و ضمنا بلک باکس برای کم حجم کردن باز یها از روش خیلی بدی استفاده میکرد یعنی کاهش رزلوشن و بیت ریت ویدئو های بازی! این موضوع شاید برای یک بازی ریسینگ زیاد موضوع مهمی نباشه ولی برای یک بازی مثل Max payne بسیار بده! مکس پین 3 بلک باکس ویدئو هاش در حد بازی های 10 سال قبلش افت کیفیت داشتند و بله حجم بازی از 35 گیگ به 12 گیگ میر سید ولی به چه قیمتی ؟ و از انجایی که بازی مرتب اینتراکت داشت با دمو ها و بازیباز قرار بود تجربه سینمایی شنیداری و دیداری داشته باشه اصلا تجربه رو به کل خراب می میکرد. این چند سال دو تیم ریپک بسیار فعال اند یکی کورپک قدیمی و فیتگرل. این دو تیم با فشرده سازی های سنگین یا حذف بخش هایی مثل مپ های مولتی پلیر (برای بازیهایی که revolt اقدام به کرک اونلاین میکند دردسر ساز میشود.) اسامی سازندگان یا دیگر بخش های غیر ضرروی ستاپ سعی میکنند با فشرده سازی سنگین این حجم ها را بشدت کاهش دهند که در بعضی از مواقع بسیار به نفع کاربر خواهد بود، چه از لحاظ حجم دانلود چه از لحاظ فضای کمتر نگه داری. این فرایند های فشرده سازی با مشکلاتی نیز همراه هستند با من همراه شوید در یک راهنمایی ساده برای حل این مشکلات: موقع استفاده از این پکیج ها اکثرا با مشکلاتی روبرو می شوید که خیلی عمومی است و برای همه ممکنه پیش بیاد اینجا در این نوشتار سعی میکنم یک سری راهکارها رو به شما معرفی کنم. ریپک ها برای کاربران ما که اکثرا نت های محدودی دارند یا قصد استفاده از نسخه های پایرت شده بازی و آرشیو کردن آنها رو دارند، بصرفه تر هستند و یکی از دلایل جذب شدن کاربران به این نوع ریلیز ها همین موضوعاته که خدمت شما گفتم. نکات ضرروی موقع استفاده از ریپک ها نام کاربری ویندوز شما باید فقط لاتین باشد (شماره ها هم قابل استفاده هستند) اخیرا بازی ها و کرک های زیادی (مخصوصا بضی از ریلیز های Codex)با اکانت هایی که نام های کاربری عجیب و غریب یاسیمبول های خاص و غیر لاتین دارند کار نمیکنند. همچنین ریپک های خیلی فشرده از نرم افزارهایی افزون بر خود ستاپ در فرایند نصب استفاده میکنند که اکثرا در پوشه تمپ ویندوز ایجاد می شوندو قادر نیستند برای مثال پوشه های کاربری با مثلا نام ВАСЯ رو شناسایی کنند و کرش میکنند. پس نام ساده و مناسب استفاده کنید. اسم ساده با ستاپ ها و نرم افزار های این ریپک ها مشکل ندارد. یک راهنمای ساده و تصویری برای تغییر نام کاربری در ویندوز 10 دقت کنید که دوستان فیت گرل بازی های ریلیز های codex و پلازا و ریلودد و cpy و استیم پانک و... و دیگر تیم های سین گروپ رو پک میکند و خودش در کرک کردن این بازی ها نقشی نداره اگر میخواهید بدانید که بازی ارائه شده فیت گرل از کدام ریلیز استفاده کرده خط اول معرفی پکیچ فیت گرل را بخوانید تصویر زیر: آنتی ویروس را خاموش کنید خیلی از ریلیز ها اکثرا کرک هایی دارند که آنتی ویروس ها آنها را ویروس حساب می آورند یا بد افزار .. موقعی که ستاپ این ریپک ها به اکسترکت کردن فایل های STEAM .API و STEAM.DLL یا exe این ریلیز ها میرسد یک اختلال کوچک ایجاد شده توسط آنتی ویروس قادر است کل ستاپ را با مشکل روبرو کند.برخی انتی ویروس ها قادرند مستقیما این گونه ستاپ ها مثل فیتگرل را هدف گیری کنند و کلا بخش هایی از این ستاپ ها را متوقف کنند.ستاپ فیتگرل در زمان اجرای RUN.EXE به طور همزمان چندین برنامه فشرده سازی را بر روی تمام هسته های CPU لود میکند و این برنامه ها ممکن است به عنوان بد افزار ناگهان توسط انتی ویروس متوقف شوند. ضمنا خود ریپکر ها در ستاپ های خود به موضوع resident mode در آنتی ویروس ها اشاره میکنند. اکثر ا انتی ویروس ها در این حالت هر چیزی را که از حافظه سیستم عبور کند رصد میکنند. فرایند کپی یا فشرده سازی یا هرفایلی که از حافظه سیستم گذر کند مورد بازرسی قرار می گیرد و این نکته طبق گفته فیتگرل قادر است سریعترین اینستالر ها رو ساعت طول بدهد چون هر فایل آنپک شده باید توسط موتور آنتی ویروس چک شود. ریپک های پیچیده خواندن و نوشتن زیادی رو هارد انجام می دهند و همین آنتی ویروس رو برای ستاپ فوق العاده خطر ناک میکند. اگر دانلود تان از جای معتبر انجام شده آنتی ویروس رو خاموش کنید مخصوصا حالت ریل تایم این برنامه ها رو و بعد از نصب روشن کنید. سطح ایمنی UAC یا میزان دسترسی کاربر را در کمترین حالت ممکن قرار دهید گزینه UAC یا User Access Control یکی دیگر از سیستم های امنیتی سیستم عامل است که شما رو در مقابل بد افزار ها حفاظت میکند. این گزینه شاید به کار نوب ها بیاد!! ولی اگر دارید اینجا ریپک دانلود و فیکس میکنید پس شما دیگه نوب نیستید پس خاموشش کنید!!!! ریپک های پیچیده ابزار های مختلفی رو در پوشه Temp کپی و لانچ میکنند ، حالت های پیش فرض UAC اجازه فعالیت به این ابزار ها رو از temp ویندوز نمیده و ستاپ رو متوقف میکند. آموزش خاموش کردن UAC در ویندوز 10 به صورت ویدئویی: How To Turn Off User Account Control(UAC) On Windows 10 -.MP4 اگر سئوالی داشتید درباره ویدئو از من بپرسید چون ویدئو 2دقیقه ای خیلی راحت نشون میده منتهی زبان انگلیسی است هرچند از تصور راحت متوجه می شید بهرحال راحت باشید و سئوال کنید. مطمئن شوید که Virtual memory کافی دارید! حافظه مجازی یا VM در ویندوز ، فضایی روی هارد دیسک یا درایوC شما( هر جایی میتواند باشد) است که سیستم عامل از آن به عنوان نوعی کش برای ذخیره سازی دیتای موجود در رم استفاده میکند. وقتی حافظه اصلی سیستم پر شده و رم و CPU در حال جابجایی دیتا هستند بخش از این پکیج ها به طور موقت روی VM نوشته می شوند. این بسته های دیتا بسته به برنامه اجرا شده یا محدودیت رم اصلی می توانند بسیار زیاد باشند و( دلیل اینکه میگویند پیج فایل رو روی SSD قرار ندید، حجم رایت عظیمی است که در صورت کم بودن میزان حافظه روی آن انجام میشه هرچند SSD های مدرن خیلی جان سخت تر شده اند) مشکل اینجاست که وقتی سیستم رم کم آورد شروع میکنه به نوشتن روی پیچ فایل VM خوب متاسفانه سریع ترین ذخیره سازی ها حتی Nvme بیس ها در مقابل سرعت Ram مثل سرعت پیکانه در مقایسه با بوگاتی شیرون!!!( انصافا مقایسه باحالی بود!)رم بسیار سریعه برای همین فرایند نوشتن چانک های دیتا روی هارد و بعد باز خواندن و کپی کردنشون در رم و اماده سازی برای CPU سرعت کار رو پایین میاره- همین مواقعی که شما احساس میکنید سیستمتون کند شده و به قول دوستان میگن رم کم آوردم! دلیل کند شدن سیستم با حافظه کم همین دسترسی و استفاده بیش از حد سیستم عامل به پیج فایل است. اگر 4 گیگ رم دارید، باید ویرتوال مموری روی 8 گیگ باشد(سایز دقیق 8192) یعنی 8 *1024. اگر8گیگ رم دارید، باید ویرتوال مموری روی 16 گیگ باشد(سایز دقیق 16384) اگر 16 گیگ رم دارید، ویرتوال مموری باید روی همان 16 گیگ باشد. اگر 32 گیگ رم دارید ویرتوال مموری باید روی 8 گیگ قرار بگیرد. از گزینه System managed size استفاده نکنید چون خیلی کنده -خودتون حافظه مجازی رو تعیین کنید چون شما نوب نیستید! صحبت از نوب شد ویدئو زیر رو ببنید!! Windows 10 - Optimize Performance - Virtual Memory - Advanced System Settings - Speed Up Windows 10.MP4 اگر سئوالی داشتید درباره ویدئو از من بپرسید چون ویدئو خیلی راحت نشون میده منتهی زبان انگلیسی است هرچند از تصور راحت متوجه می شید بهرحال راحت باشید و سئوال کنید. ویدئو بالا هم البته طرف نوبه و حجم رو کم میزاره شاید نیازی نداره به حجم بالا و از برنا مه های نیازمند حافظه سنگین استفاده نمیکنه یا رم زیادی داره بهرحال شما طبق الگوهای حجمی بالا عمل کنید. خیلی مهم:مطمئن شوید که فضای کافی برای نصب روی درایو هدف دارید! پیغام No enough disk space رو بی خیال نشید. همچین پیشنها د میدم که حتی اگر ستاپ هم درایور مورد نظر را پذیرفت شما بازی رو روی داریویی نصب نکنید که بعد از نصب مقدار خیلی کمی از حجم آزاد براش باقی بمونه. برای مثال نصب بازی 50 گیگی روی 55 گیگ فضای آزاد شاید اینستالر رو اجازه عبور بهش بده ولی دقت کنید که این ریپک ها موقع نصب در حالت هایی با حافظه کم فضای آزاد بیشتری از حد مورد نیاز برای نصب احتیاج دارند چون فرایند های خواندن و نوشتن و کپی بیشتری انجام می دهند.این خیلی شایع است. خیلی از ارورهای نصب این ریپک ها همنیه که خطا های عجیب میگیرید و دلیلش دقیقا مشخص نیست. دلیل اینکه نصب داره روی یک فضای محدود انجام میشه و فضای کافی فقط برای نصب است نه خود فضای مورد نیاز برای انجام فرایند نصب. دقت کنید. فعالیت های سنگین روی هارد دیسک رو متوقف کنید اگر روی هارد دیسک معمولی در حال نصب هستید سعی کنید سیستم رو بیکار بزارید تا نصب تمام شود. از انجام بازی یا نمایش فایل های ویدئویی سنگین یا اکسترکت کردن روی درایو مقصد پرهیز کنید. اگر هزمان در حال دانلود هستید روی همون درایو ، موقتا فعالیت رو کم کنید یا متوقف کنید تا لود بیشتر از حد روی هارد دیسک ایجاد نشه و بتونه ستاپ اصلی رو با موفقیت به پایان ببره. بازی ها رو روی درایو C نصب نکنید ویندوز سیستم عامل حقه بازی است!! کلی حقوق و قفل پوشه و حق ادمین و اجازه و...... داره- باور کنید من که با نصب نسخه های بازی های store ویندوز 10 در حالت developer mod سرو کله زده ام فهمیدم ویندوز عجب جانوری است، یک لحظه عاشقش هستید یک لحظه تا مرز جنون آزار دهنده میشه!بازی روی درایو C نصب نکنید- وقتی این درایو رو به عنوان محل نصب سیستم عامل انتخاب می کنید کلی تغییرات در ساختار این پارتیشن ایجاد میشه-، خیلی از پوشه های کپی شده سیستم عامل برای دسترسی نیازمند دسترسی Admin هستند. این پوشه ها و فایل ها باید تحت کنترل اکانت اصلی سیستم قرار بگیرند تا بشه بهشون دسترسی کامل داشت یا چیزی رو ازشون پاک کرد یا داخلوشون کپی کرد. با اکانت کاربری عادی شما، بخش هایی از این درایو محدود هستند. اصلا بازی ها رو در پوشه های Program Files\Program Files (x86) نصب نکنید این دو جا بیشترین محدودیت های حقوقی رو دارند. پوشه ویندوز رو بگردید اگر فایل unarc.dll جستید ، پاکش کنید ریپک های فیتگرل ازیک unarc.dll سفارشی و مخصوص استفاده میکنند که با بقیه ورژن ها این Dll سازگار نیست . این اررور unarc.dll ممکنه به دلایل مختلفی رخ بده و گونه های متفاوتی داره.استفاده از Unarc.dll ها هم کمکی نخواهد کرد. به پیغام های تیم های رپیک دقت کنید و ستاپ ها رو با right صحیح و حالت های سازگاری درست اجرا کنید: خطا های شایع و راه حل ها: setup.exe اجرا نمی شود گم شده یا وقتی روی آن کلیک میکنم هیچ اتفاقی نمی افتد! ویندوز دیفندر یا smart screen یا حتی باروزر فایل را بلاک کرده اند. 1.یک پوشه ساده روی دستکاپ بسازید با کاربری و ادمین صحیح وارد شده باشید و فایل exe رو کپی کنید در این محل . روی فایل کلیک راست کنید و تصویر زیر: در بخش General روی گزینهunblock کلیک کنید و بعد OK دقت کنید اگر این گزینه رو نمی بینید پس فایل انبلاک است. ارور مشهور زیر:ISArcExtract چهار دلیل معمولاا برای این ارور وجود داره: 1- دانلودتون خراب شده . اگر ناگهان ارتباط اینترنتی قطع بشه یا برای مثال برق قطع بشه ستاپ های فشرده و سنگین ممکنه خراب بشوند. 2 برای ستاپ های فیتگرل، فایلهای مورد نیاز رو دانلود نکرده اید . ستاپ فیت گرل زبان ها و ویدئو های نه چندان مهم و یا مپ های مولتی پلیر ..... رو از ستاپ جدا میکنه- نمونه ستاپ همین بازی میدل ارث جدید بالا که عکسش رو برای شما گذاشتیم. شما اگر زبان های مورد نیاز یا برای مثال بخش بنچمارک بازی رو دانلود نکرده و بعد از اکسترکت و قبل از نصب در محل پوشه اکسترکت شده ستاپ فیت گرل کپی نکنید ستاپ با خطا روبرو میشه. برای مثال شما موقع نصب تیک game in English رو زدید تا زبان انگلیسی برای بازی نصب بشه ولی فایل setup-fitgirl-selective-english.bin رو از هاستی که بازی رو دانلود کردید نگرفتید یا گرفتید ولی یادتون رفته در محل بقیه فایل های نصب کپی کنید ولی تیک نصب رو زدید و ستاپ وقتی به این بخش میرسه خطا میده. 3- شما دارید ستاپ رو از یک پوشه با نام و آدرس عجیب انجام میدید.برای مثال C:\Users\ВАСЯ-ПУПКИН\Downloads\__[rutor.is]_Super Fitgirl Repack [FitGirl Repack]\ این نوع اسم ها و آدرس ها مشکل ایجاد میکنن و ستاپ نمیتونه BIN های مورد نیاز رو تشخیص بده. setup.exe + all BIN files رو به یک آدرس ساده Move کنید.مسیر کوتاه خیلی بهتره: C:\Repacks\Super Repack و بعد اینستالر رو اجرا کنید. 4-شما UAC یا آنتی ویروس رو خاموش نکردید برای همین ستاپ قادر نیست آرشیو موقتی رو در تمپ ایجاد کنه و برای همین آرشیو اکسترکت نخواهد شد. Visual C++ Runtime Installer رانتایم های زیر رو همیشه در سیستم عاملتون نصب داشته باشید. باور کنید اینها کلیدی ترین کامپوننت های اجرای بازی ها و نصب App هاهستند. Visual C++ Redistributable for Visual Studio 2015 Microsoft Visual C++ 2010 Redistributable Package (x86) Microsoft Visual C++ 2010 Redistributable Package (x64) Visual C++ Redistributable for Visual Studio 2012 Update 4 Visual C++ Redistributable Packages for Visual Studio 2013 Microsoft Visual C++ 2008 Redistributable Package (x86) کل بسته را مجددا دانلود کنید! می دانم این شبیه راه حل نیست ولی وقتی بسته ها موقع اکسترکت ارور میدهند شما قادرید با ابزار ریپیر برنامه WINRAR آن فایلها را فیکس کنید البته اگر بازی گذاشته شده برای دانلود از قابلیت ریکاوری استفاده کند که معمولا سایتهای داخلی معروف اکثرفایل های rar رو با این ویژگی ارائه میکنند. برای ستاپ های فیت گرل، شما اگر به فایل rar خراب بر خوردید بهتر است آن فایل رر رو کلا از اول دانلود کنید چون فایلهای درون این rar ها برای ستاپ های فیتگرل بسیار سنگین فشرده سازی شده اند و بهتر است آن فایل رر مجددا دانلود شود تا اینکه ریپیر شود. موفق باشید رضا قاسمی
  23. 11 امتیاز
    اتفاقات عجیبی در حال رخ دادن است ، به طوری که تمامی اتحادیه های اروپایی از جمله هلند و آلمان صحبت از کاهش شدید پردازنده های AMD Ryzen دارند، و پیش بینی شده این کاهش قیمت ها در بالاترین حالت تا 30 درصد صورت گرفته باشد.این یعنی شما میتوانید پرچمدار خانواده Ryzen یعنی 1800X راکه ابتدا با قیمت 499 یورو در دسترس بود اکنون به قیمت 340 یورو خریداری کنید.در بررسی صورت گرفته ، احتمال داده شده است که این کاهش قیمت مربوط به تعطیلات پایان سال باشد، اما این بررسی نشان داد که کاهش قیمتها سراسری بوده است. البته شاید حدس زده باشید این کاهش قیمت مربوط به جمعه سیاه باشد ، اما با پیگیر های انجام شده توسط اتحادیه اروپا معلوم شد ، این کاهش قیمت به صورت سراسری صورت گرفته است.گزارشات منتشر شده ازسراسر دنیا ، مانند کشورهایی نظیر بریتانیا و کشور نوردیک ، نشان از کاهش قیمت ها در این مناطق نیز دارند. فروشگاه اینترنتی Newegg آمریکا نیز ، کاهش قیمت را در محصولات خود قرار داده است. همچنین گزارشات رسیده از استرالیا هم حاکی از کاهش قیمت این محصولات را نشان میدهد. این سوالات ذهن همه ما را به خود درگیر کرده است ، اما همچنان پاسخ مشخصی از سوی AMD دریافت نکرده ایم. منبع : Guru3d مترجم : محمد فتحی
  24. 11 امتیاز
    درود دوست عزیزم، ممنونم که برای خرید خودت فروشگاه لیون کامپیوتر رو انتخاب کردی بهت اطمینان میدم که هیچ وقت، لیون کامپیوتر، اعتبار خودش رو با ارسال کالاهای دست دوم برای مشتریانش زیر سوال نمیبره و از این نظر خیالت کاملا راحت باشه، ضمن اینکه ما اینجا هستیم تا پاسخگوی مسائل احتمالی باشیم، پس اصلا نگران نباش تمامی رم‌های تولیدی شرکت‌ها بدون استثنا یکبار داخل اسلات رفتن و نمیشه ملاک دست دوم بودن رم رو داخل اسلات رفتن دونست مگر اینکه رم دقیق بررسی بشه و چیزی بیشتر از یکبار داخل اسلات رفتن باشه و تمامی کالاها هم داخل ایران توسط گارانتی مربوطه لیبل میخورن، یعنی توسط گارانتی کالا باز میشه و لیبل میخوره (در صورتی که نوع گارانتی بصورت لیبل باشه) همچنین سی‌پی‌یو اگر استفاده بشه، کنارش خط میافته و میله‌ای که روی سی‌پی‌یو میاد تا سی‌پی‌یو روی اسلاتش محکم بشه، باعث میشه که روی سی‌پی‌یو فرورفتگی پیدا کنه همچنین اگر اشتباه در هر موردی از جانب لیون کامپیوتر باشه، پاسخگو هستیم و تمامی هزینه‌های برگشت کالا و ارسال مجدد به عهده‌ی ما هست ولی این موضوعی که شما میفرمائید کالای دست دوم براتون ارسال شده، غیر ممکن هست، اما شما تصاویر کالاهایی که میفرمائید رو بصورت دقیق قرار بدید و همچنین تمامی موارد موجودی که مشاهده کردید ذکر کنید تا این مسئله توسط تیم فنی کامل بررسی بشه و نتیجه‌ی اون به شما اطلاع داده بشه . درود دوست عزیزم، حداقل 5 راه ارتباطی مختلف برای پیگیری هر گونه مسئله‌ای از سمت لیون کامپیوتر وجود داره، 1- شماره تلفن تماس مستقیم با بخش‌های مختلف مجموعه‌ی لیون کامپیوتر، شامل مدیریت لیون کامپیوتر و همچنین شماره تلفن انتقادات و پیشنهادات 2- ارتباط از طریق بخش تماس با ما در داخل فروشگاه 3- ارتباط از طریق شماره تلگرام‌های رسمی فروشگاه 4- ارتباط از طریق مراجعه‌ی حضوری به فروشگاه فیزیکی و یا دفتر مرکزی مجموعه که آدرس هر 2 زیر سایت قید شده 5- ارتباط از طریق انجمن‌های گفتگوی لیون کامپیوتر به واسطه‌ی ایجاد تاپیک در بخش انتقادات، ارسال پست در تاپیک انتقادات و یا از طریق مدیران انجمن پس مطمئن باشید که اگر پیگیر مسئله‌ای باشید، بدون شک پاسخگو هستیم و در صورتی که مسئله‌ای وجود داشته باشه، بدون شک حل میشه درود دوست عزیزم، رسانه‌ای که در حال حاضر داخلش صحبت می‌کنیم، رسانه‌ای هست که لیون کامپیوتر فراهم کرده تا همیشه ارتباط نزدیک خودش رو با کاربران حفظ کنه و یکی از راه‌های برقراری ارتباط مستقیم با مجموعه‌ی لیون کامپیوتر هست
  25. 11 امتیاز
    اینم سیستم ultra high-end ما در قیاس با سیستم های بی نظیر دوستان، این یه زغال سوز بیش نیست ولی پسر خوبیه راضیم ازش CPU: Intel I5-6500 6th generation MB: Asus Z170-A VGA: MSI GTX1060 6GT OCV1 RAM: G-Skill Ripjaws 4 Blue 8gb 2800 + 4gb 3000 Cooling System: CoolerMaster Hyper T4 + 3*Deepcool Xfan 120 L/RGB Case: Green X1 PSU: CoolerMaster G650-M HDD: WD Blue 1TB + 500gb SSD: Not Available Mouse & Keyboard: Microsoft 800 Wireless Combo + Xbox One Controller Monitor: LG Flatron W2053S فقط مشکل کابل منیجمنت دارم. چون نه کیس فضاشو داره نه پاور فول ماژولاره. از معایب اصلی x1 هست این مسئله ... اینم ساب ووفر کوچولوی ما برای کل کل اگزوز ماسل کار های آمریکایی با موتورهای پرخوران شده ژاپنی های دهه هفتادی ... در مورد نورپردازی حدود 3.5 متر نوار rgb 5050 در فن ها و کیس (1.5 متر فن ها و 1.2 متر روی در کیس) و میز (1.3 متر) استفاده شده برای برق رسانی هم از درایور کنترلر 5 آمپر و اداپتور مجزا استفاده شده. چون وقتی سیستم خاموشه هم از نورپردازی استفاده میشه از پاور برق نگرفتم فن ها هم توسط خودم و با آموزشهای یکی از دوستان بسیار گرامی انجمن تبدیل به RGB شدن. در صورت استفاده از آمپلی فایر میشه کل سیستم رو از طریق هدر های rgb مادربورد ها و گرافیک ها کنترل کرد که قطعات ما بی بهره بودن از این قابلیت متاسفانه ... ببخشید به خاطر کیفیت نه چندان مطلوب عکسها به علت در دسترس نبودن دوربین مناسبتر ...
  26. 11 امتیاز
    درود ایا برای گران شدن قطعات کامپیوتری هم همچین کاری کردین یا خیر؟
  27. 11 امتیاز
    درود دوستان بازیباز چند دقیقه پیش در مارپیچ اینترنت گم شده بودم که ناگهان یک چیزی جالب پیدا کردم. قابلیت بازی کردن بازی The Evil within 2 در نمای اول شخص! اسپویلر آلارت !!! جایی در بازی شما با نمای اول شخص بازی میکنید . یعنی خود سازندگان اونجا برای القای حس ترس این نما رو به احترام شاهکار اویل 7 بکار برده اند.حالا بچه های پی سی یک کومند کشف کرده اند که اجازه میده دوربین بازی رو اورراید کنیم و با نمای اول شخص کل بازی رو بازی کنیم. در ابتدا فکر کردم چون با کومند این دوربین بدست می آید شاید قابل بازی نباشد ولی شگفت زده شدم! بازی شیطان درون 2 که از زاویه ای بهش نگه کنیم یک نسخه بهبود یافته قسمت اول خودش است نه تنها برای خودش یک بازی عالی سبک بقا و وحشت به حساب می اید بلکه باید گفت آدم رو یاد اویل 4 و dead Space 1 می اندازه . این کاری سخته که یک بازی بتونه من رو یاد آن بازی ها بندازه- من بازی ور درجه سختی هارد تمام کردم و الان در New game plus هستم واقعا بازی روی درجه هارد یک کلاسیک به تمام معنا ست. محیط های خوفناک . گیم پلی مبتنی بر حس قوی ارتقا ، شوتر خوب، مخفی کاری خیلی کاربردی- روی درجه سختی کابوس باید حتما با مخفی کاری بازی کنید چون فوق العاده چالش برانگیز کار شده محیط. جو رعب آور سفری تیره و تار به روان انسان خلاصه عالی واقعا تهیه کننده گی شینجی میکامی کمک کرده به بازی. نمای اول شخص بازی بسیار جالب کار شده و در واقع مخفی است و بازی رو حتی ترسناک تر هم میکنه من الان دیگه باید در نمای اول شخص این وحشت رو تجربه کنم. برای فعال سازی نمای اول شخص شیطان درون 2 باید کومند زیر رو به شورتکات بازی اضافه کنید: +com_allowconsole 1 بعد درخود بازی دکمه insert رو بزنید تا کنسول فرمان ظاهر بشه حالا کومند زیر: pl_FPS 1 و بازی به نمای اول شخص در میاد تصاویر زیر: بالا دروبین عادی با FOV 75 پایین کومند لاین جدید نمای بازی با اسلحه(به طرز عجیبی بازی قابل بازی است در اول شخص و ادم رو بیاد اویل 7 میاندازه) موقع فرار هد بابینگ و تکون خوردن سر و جاخالی ها خیلی جذاب شدند و یک حس سنگینی خاصی در نمای اول شخص است مثل GTAV که حس میکنید کی آدم در نمای اول شخص داره راه میره و میدوه و .. همه چی عالی من یک ساعت در این نما بازی کردم و باید بگم خیره کننده است حتما تجربه کنید: بالا ببنید کاور گیری چه قدر خوب شده این زاویه عالی در نمای اول شخص برای بازی سوم شخص در کاور!! برای خاموش کردن این حالت میتونید از فرمان زیر استفاده کنید. pl_FPS 0 شیطلا م درون 2 روی پی سی خیلی عالی است بالا تصاویر 2k هستند در نهایت تنظیمات با reshade گاتس ریکون وایلد لند که بسیار بازی رو جذاب میکنه.
  28. 11 امتیاز
    اینم سیستم ما ،به پای سیستمای دوستان نمیرسه ولی خوب تمام سعیمو کردم تمیز دربیاد
  29. 10 امتیاز
    دورد تاپیکی ایجاد شد نقد و بررسی هورایزن 3 ، یک سری از دوستان اصلا هنوز متوجه نشده اند که بازی کرک شده یک عده هم با نصب بازی مشکل دارن. این تایپک رو جدا ایجاد کردم چون زیر اون یکی شلوغ میشه کسی نمیجوره- دوستان عزیز بازی های استور کرکشون بسیار پیچیده است چون از قفل مخصوص خود مایکروسافت استفاده میکنند و اکثرا باید دائم اونلاین باشند ( دیابلو 3)یعنی همه باید اونلاین باشند. دوتا بازی تا الان کرک شده از استور یکی همین فروزا هورایزن یکی هم بازی recore. خود ریکور بازی خیلی قوی نیست ضمنا یک نسخه اپدیت شده با بافت های بهتر براش امد اون نسخه کرکی رو هم حتی بی ارزش کرد. پس ریکور رو بیخیال بشید من گرفتم بازی کردم رفت بد نبود ولی خوب هم نبود. تاپیک اصلی حالا ببنید بازی های استور رو کرک نمیکنند بلکه از بای پس استفاده میکنند دورشون میزنند ولی این هواریزن رو دائم دور زدند. یک لوپ هول جستند در ساختار امنیتی بازی و استور نفوذ کردن و دائم کرک کردن منتهی حتی در حالت کرک هم چون گفتم این بای پس است شما باید باز اکانت داشته باشید و باز باید کانکنت باشید البته کانکت برای فقط لانچ است دیگه چون بخش اونلاین کار نمیده ولی کی اونلاین بازی میکنه!؟ هورایزن خودش رو بیایی تمام کنی پیر شدی حالا بیایی اونلاینش هم بازی کنی که دیگه هیچ!شما فقط کانکتید برای app xbox, و لاگین اول بازی. حالا نکات : ببنید من بازی اصلی استور زیاد دارم .ویندزو 10 هم هم اصلی است. پس نمیتونم ریسک کنم و بازی بای پس نصب کنم روی اکانت که کلی هزینه دادم برای بازیهاش .راستش اینقدر استور روز های اول اذیت میکرد برای دانلود چون حجم ها زیاد بود و من با خرید بازیهای گیرز و فورزای قبلی و واقعا برای دانلود اذیت بودم این نسخه هورایزن رو دانلود کردم و به خودم گفتم تا موقعی که فیکس بشه استور بعد میخرم هورایزن 3 رو ! الان دیگه نمیتونم بخرم چون اینقدر در بازی همین نسخه بای پس پیشرفت کرده ام که واقعا فرصتش رو ندارم مجدد اینکارها رو انجام بدم پس هورایزن 3 رو نخریدم و خیلی ناراحتم. چون بازی ارزشمندی است. بازی خوب رابا ید خرید اگر ممکن باشه . الان دیگه دانلود استور خوب شده و براحتی من 60 گیگ گیرز التیمت یا 110 گیگ گیرز 4 رو از سرورهای استور باسرعت بسیار بالا میگیرم. پس استور دیگه مشکل نداره منتهی نحوه خدمات رسانی استوره که اذیت میکنه برای مثال کسانی که ویندوز زیاد عوض میکنند واقعا اذیت میشند چون بعد از تغییر ویندوز باید کل بازی رو از اول دانلود کنند نمیدونم چرا مایکروسافت یک نگاهی به نرم افزار استیم نمیکنه. بهرحال من که دوسالی یکبارهم ویندزو عوض نمیکنم پس مشکلی ندارم. خوب بریم سراغ هورایزن 3 - شما باید اکانت مایکروسافت داشته باشید دقت کنید اگر بازی اصلی دارید و لاگین میکنید با ویندوز یا استور باید یک اکانت دیگه بسازید چون خطرناکه البته من مدتها ست از بازیهای بای پس در کنار بازیهای اصلی استفاده میکنم مایکرونفهمیده و بعید میدونم بفهمه! اگر دفعه اولتونه باید برید در سایت اکانت سازی مایکرو یک اکانت بسازید: https://account.microsoft.com/account/Account?refd=login.live.com&destrt=home-index اون گوشه بالا نوشته ساین این : بعد برید به بخش create one تا شروع بشه -ادرس هم بزنید امریکا - کالیفرنیا- (_اینقدر بچه ها رو یاد دادم بزنن ادرس کالیفرنیا که حالا اونور جمعیت زیاد میشه)) بعد برای خیابان و پستال کد در گوگل بزنید a California state Address بعد یک نمونه مید ه کپی کنید. شمار ه موبایل خودتون رو بدید چون باید یک مواقعی اکتیو کنید. اکانت که ساختید یک هات میل ایمیل هم به شما میده که خیلی ایمیل خوبی است و من خودم در کنار جی میل ازش استفاده میکنم . خوب اکانت که ساخته شد app xbox رو باز کنید اگر تا الان بازش نکردید ازتون میخواد که لاگین کنید با همون اکانت جدید لاگین کنید. میتونید در استور پایین روی تسکبار هم لاگین کنید: این میشه بالای استور پایین هم اپ ایکس باکس- این مهمه باید در این لاگین باشید. بازیهای اصلی من هم اینجا هستند کلا مرکز بازی مایکروسافت اینجاست: در استارت منو هستش در استار منو سرچ کنید میاد ایکون سبز ایکس باکس بعد که لاگین انجام شد برید و بازی رو دانلود و نصب کنید حالا اگر دانلود کرده اید که خوب نصب کنید راهنمای پایین از سایت dlfox است: آموزش فعال سازی Developer Mode : برای این کار به Settings سپس Update & Security و در نهایت developer mode را فعال نمایید. آموزش فعال سازی نسخه فشرده: ابتدا Developer Mode را در ویندوز ۱۰ فعال نمایید اموزش فعال سازی در بالا توضیح داده شده است. وارد اکانت خود در ویندوز شوید. آنتی ویروس خود را غیر فعال نمایید سپس شروع به نصب بازی نمایید. سپس عدد ۳ و در نهایت Y را انتخاب کنید. بازی را از ایجاد شورتکات جدید بر روی دسکتاپ اجرا نمایید. . ویژگی این نسخه : به این تیکه بالا اخر نوشته کورپک دقت کنید شماره گذاری کرده - کورپک امده ریلیز اوپوس رو راحت کرده نصب ش رو وگرنه بسیار پیچیده تر از این حرفها بود. برای همین بهترین نسخه هورایزن 3 کرک شده و کامل با همه محتوی از تیم ریپکر عالی کورپک است.ضمنا 59 گیگ حجم میخواد. نصب که شد بازی دو تا شورتکات میده این رو اجرا کنید از روی دسکتاپ یکی نوشته Forza horizen 3 و یکی هم نوشته Opus release این اپوس رو اجرا کنید /. بازی اجرا میشه دفعه اول ازتون لاگین میخواد اگر به اپ ایکس باکس لاگین نکرده اید حواستون باشه. این دیگه اگر لاگین کردید دیگه نمیپرسه فقط برای sync کردن سیو ها به کار میره وشما باید کانکت باشید موقع اجرا دقت کنید باید کانکت باشید موقع اجرا . بدون نت اجرا نمیشه . بعد دیگه اجرا میشه حالا اگر بازی اجرا شه و در گوشه بالا و پایین تصویر یک نوشته های زردی بود چیزی نیست برید به ادرس زیر: C:\Users\your windows account name\AppData\Local\Packages\Microsoft.OpusPG_8wekyb3d8bbwe\TempState\scratch حالا یک فایل تکست ساده بسازید اسمش رو بزارید Cmdline در این پوشه داخلش بنویسید : hidealloverlays=true سیو کنید ببندید بازی ر اجرا کنید. ضمنا اگر خواستیدعکس بگیرید از بازی برید بخش گیم وی ار ویندوز ده: بعد بخش زیر اگر با کنترلر بازی میکنید اون تیک رو بزنید اگر هم با کیبورده که اون شورتکات رو بزارید همون که گذاشتم خوبه سریع عکس میگیره: بعد عکس ها میرن در آدرس زیر: اگر سئوالی بود در خدمتم . این جامع ترین اموزش نصب بازی هورایزن 3 است خود فیل اسپسنسر هم میاد اینجا نگاه میکنه بعد نصب میکنه!
  30. 10 امتیاز
    درود بازی شبه انحصاری کنسولی هم برای پی سی عرضه شد و ای کاش از پایه همانند سری سولز نسخه پی سی هم داشت. چون میشد پورت قوی تری باشد. بهر حال بازی رو دانلود کردم و امروز مقداری در بازی بودم - خارج شدم که این تاپیک رو ایجاد کنم و بعد دوباره به جهان بازی برگردم.بشدت بازی های سولز کلون را همانند خود سولز دوست دارم چون موقع تجربه بازی متوجه می شوم سازنده از کجای سری سولز الهام گرفته و کجا ها نوآوری دارد. . باید بگویم NIOH یک کپی بی نقص از سولز است . این هم خیلی خوب است هم کمی بد . خوب است چون تمام عناصر سری را در این بازی کپی کرده اند و بد است چون حتی مشکلات نیز کپی شده اند!!! زاویه دروبین در حالت قفل ! نیز هنوز مشکلات سولز را دارد ولی این مشکلات چیزی از ارزش این بازی عالی کم نمیکنند. همین اول بگذارید بگویم! بله سازی بسیار سخت است. ولی من چون به اصطلاح دستم گرم بود! مشکلی ندارم ! لااقل فعلا که مشکلی نداشته ام. تابرسیم به باس یک! ببینم شرایط چگونه است. خوب بازی یک سری ایرادات تنظیماتی دارد که بخاطر ماهیت پورتهای Koei این چیزی عجیب نیست. در ابتدا بای بگویم بازی رو از لانچر بازی اجرا نکنید. مستقیم به داخل بازی بروید بعد در بخش تنظمیات بازی رو full screen کنید بعد خارج شوید و بعد از لانچر داخل پوشه بازی تنظیم رزلوشن رو انجام دهید: اول به خود بازی وارد شوید و از گزینه setting type حالت کاستوم رو انتخاب کنید: این گزینه حالت Low و high داره و بعد حالت action که اجرای بازی در الترا های و 60 فریم در 1080 است و حالت سینمایی که 4k الترا های در حالت 30 فریم است. من هردو حالت سینمایی و اکشن رو تست زدم - هم 30 فریم قابل بازی است( در واقع برای سری سولز 30 فریم کمی بهتر است زیرا انیمشن های مرگبار باس ها و دشمنان چنان پیچیده و سریع است که در 60 فریم درواقع داریم به آنها امتیاز میدهیم و با 30 میتوان کمی بهتر حرکاتشان را تشخیص داد- البته این نظر شخصی است و ممکن است برای مشا متفاوت باشد)- البته بازی گزینه تنظیم فریم در خود setting داخل بازی دارد و لی رزلوشن باید حتما از بیرون اعمال شود. دیروز یک سری از کاربران در اتسیم بدون توجه به پوشه بازی و بدون شناخت از ناشر بازی با پورتهای !!!...... مستقیم بازی رو اجرا میکردند و با مشکلات گرافیک پایین و رزلوشن پایین و ... روبرو می شدند در واقع برای بازی های Koei همیشه باید لانچر داخل پوشه بازی رو در نسخه پی سی جست! به پیغام قرمز پایین در لانچر ستینگ دقت کنید اگر در حالت کاستوم گرافیک بازی رو تنظیم کنید بعد به این گزینه اصلی که جدا هم است از بقیه ، دست بزنید همه تنظیمات مجددا به حالت های پیش فرض برمیگردن. دقت کند حتما یکبار بازی رو اجرا کنید بعد خارج شوید و تنظیمات لانچر رو اعمال کنید وگرنه هرچقدر از لانچر تنظیم کنید اعمال نمی شوند . باید خود بازی کانفیگ را استارت کند. پس برید داخل بازی و بازی ور رو ی fullscreen بگذارید و بعد بیایید بیرون و رزلوشن بدید و فریم مورد نظر. برخلاف شایعه ها تنظیمات قفل نیست و بازی رو میشه با هر کانفیگی با هر رزلوشنی و با هر فریمی بازی کرد. برای مثال من بازی رو در 2k/60 فریم تست زدم- عالی است سوییت اسپات میشه resahde هم داد اگر سیستم خوبی دارید و میخواید 60 فریم باشید. اگر هم 4k میخوایدبازی کنید میتونید فریم رو ببنید مینیمم فریم شما چنده بعد با انویدیا اینسپکتور یا ابزاری مشابه برای AMD قفل کنید مثلا روی 40- اگر بازی تون پایین تر از 40 نمیاد و بالای 50 هم نمیره- اگر هم 4k دارید 30 فریم قفل میگیرید اونم خوبه و من همون 4k/30 رو بازی خواهم کرد چون تصویر بزرگ 4k دارم و شارپنس 4k و صافی تصویر برام مهمتر از فریم است که البته بازم این نظر شخصی است و ممکنه شما متفاوت ترجیح بدهید. 4k نهایت فریم در الترا برای من 45 بود که بسیار عالی است اونم با امبینت زیاد و سایه های Very high. در حالت اکشن موشن بلار خاموش میشه در 1080 برای 60 فریم تا حس سرعت زیاد بیشتر بشه در 4k بلار برای حرکت روان از یکم فریم به فریم بعدی کمک میکنه. کیفیت اسکرین شات ها بسیار کاهش داشته مخصوصا 4k بازی در 2k/60 با اخرین حد تنظیمات امبینت اکلوژن روی پی سی به گرافیک بازی خیلی کمک میکند به آجر ها و سایه هاشون دقت کنید. این درواقع یک سطح صاف است که با امبین اکلوژن حس سه بعدی بهش القا شده . هر چی امبینت قوی تر این بافت ها و با سایه هایی ریز اطرافشون سه بعدی تر!HBAO+ و VXGI در گرافیک باز یها خیلی موثر هستند منتهی باید حواستون به بارپردازشی ایجاد شده هم باشه- 4k/30 فریم در حالت سینمایی- بازی زیباست! خود اکشن بازی هم خیره کننده است براستی معجون نینجا گیدن و سولز عجب مزه ای داره! م! اگر مشکلی در بخش تنظمیات داتشدی همینجا پست بگذارید. بازی از DSR هم پشتیبانی میکنه. ضمنا یک reshade خوب HDR قوی: NiOh Complete Edition_Lumen Yokai.ini یادم رفت!: بازی dx11 است و از التر اواید اسکرین پشتیبانی نمیکنه و فریم cap هم روی 60 است: تاپیک پیش نمایش بازی: موفق باشید
  31. 10 امتیاز
    وقتش بود کیس رو بیارم خونه ی سرویس گردگیری روش انجام بدم و بعد تمیز شدنش چند تا عکس ناقابل بگیرم.
  32. 10 امتیاز
    درود علیرغم سرو صدای زیاد وتبلیغات فراوان اینتل وAMD متاسفانه درعمل در بحث گیمینگ تفاوت کارایی زیاد نداشته ایم (از نسل دو Sandy Bridge تاهشتCoffee Lake ) به یکی از تازه ترین مقایسه تست ها نظرتان جلب می کنم قضاوت با شما توضیحات تکمیلی در مورد پردازنده 10nm ورایزن 2در لینک زیر سخت افزار مورد نیاز تست تست بعد از اورکلاکینگ cpu ها ورساندن cpu به فرکانس ثابت و اطمینان از ثبات سیستم مرحله دوم تست انجام شده. هرچند بنده مخالف سر سخت اورکلاک پردازنده فقط برای دستیبابی به چند فرم بیشتر بازی هستم وبه جای آن متعقد به افزایش توان کارت گرافیکی برای گرفتن نتیجه بهتر هستم.
  33. 10 امتیاز
    سلام اولا که سایت cs.rin.ru کجاش عظمت داره؟ سایت توسط یک نفر ران شده و یک فروم بیشتر نیست. اونم که هر ماه 2 هفته داون میشه و سابقه ماینینگ از کاربرا هم داشته. سایت مورد حمله سایبری قرار گرفته بود و هکر ها روی سایتمون ماینر نصب کردن هم 100 بار قبلا شنیدیم. رفتار خاله زنکانه؟ این که مردم دوست ندارند شما از سیستمشون ماین بکنین رفتار خاله زنکانس؟ بی منت؟ سایت شما انقدر توش تبلیغات داره بدون اد بلاکر باز شدنش 3 برابر زمان میبره. همین کاربرا که "بی منت" میان توی سایت شما باعث وجود درآمدتون میشن. مشخص شد که با چه شخصی سر و کله داریم میزنیم. این هم از وضعیت تربیت مدیریت دانلود ها. ببین سایت شما چه باشه چه نباشه هیچ فرقی برای مردم نداره و چیزی که زیاده سایت دانلود. رفتار فیت گرل نه تنها غیر انسانی نیست بلکه خیلی هم قابل فهم و عالی هست. بر خلاف کار شما که رسما دزدی هست. کسانی هم که دنبال سایت مشابه هستند که از سیستمشون ماین هم نمیکنه، Dlfox هست میتونید استفاده کنید.
  34. 10 امتیاز
    امروز ویچر 3 رو برای ایکس باکس ایکس اپدیت کردند ! من هم امروز اپدیت ش کردم البته با اخرین مادهای 2017 نکسوس! یکم فرق دارند پی سی و کنسول ببخشید !! ! اینها شبیه ویچر 4 است: گرافیک ویچر رو امروز کلا اورهال کردم با ماد های جدید 2017! چند ساعتی وقت برد ولی نتیجه مو بر تن اهلش سیخ میکنه- پرچم پی سی بالاست ! اکثر جاهای مهم بازی تغییر داشته- از یک ماد خیلی خطرناک برای دیکمپرسینگ تکسچر استفاده شده که اجازه میده موتور بافت هایی 4k رو مرتب استریم و کش کنه که بشه لود کرد - بازی در حال پیش فرض 2k لود میکنه در اوبر. حالا اگر تعداد کاربر ها زیاد شد برای آموزش مادها ، میزارم . نورپردازی هم از سیستم نوری جدید استفاده کرده که هر منطقه رو بسته به محیط و آب و هوا تغییر میده با ریشید مخصوص به خودش. علف اضافه شده تا محیط زیباتر بشه- ابرها ی 4k با وضوع بسیار بالا حدود 150 مگ تکسچر هستن! فقط ابرها و اسکای باکس- خلاصه حیرت انگیز CG ؟؟؟؟! بازیهای نسل باید بدوند تا به بازی سال 2015 پی سی با مادینگ برسن!
  35. 10 امتیاز
    نقد وبررسی Assassins creed Origins وقتی قصد داریم یک تصویر کلی از تاریخ یک اثر را به نمایش بگذاریم؛ بعضی مواقع بهتر است به ریشه ها برگردیم. Origins این ایده را با تمام وجود پذیرفته و خود را در بستر یک جهان باز دینامیک در اینجا مصر باستان قرار داده است. اگر چه میتوان گفت این حرکت خوبی است و آینده بهتری را برای سری پیش بینی میکند ولی از طرفی کاملا مشخص است هسته گیم پلی و عناصر اجرایی آن برای پا به پا حرکت کردن با الگوی جهان کاملا باز و ابعاد عظیم آن مشکلاتی دارد. Origins که در مرز بین پیش در آمد و دنباله حرکت میکند از طرفی ما را به آغاز راه فرقه برادران آدمکش میبرد و از طرفی دیگر راه را برای خط داستانی زمان جدیدی برای زمان معاصر هموار میکند. داستان بازی که در عصر پادشاهی خاندان Ptolemaic رخ می دهد بخش بزرگی از تاریخ مصر باستان را به نمایش می گذارد. شما درنقش Bayek یک رنجر مجای، راهی سفری مخاطره انگیز می شوید تا از یک فرقه مرموز ماقبل تمپلار ها ، انتقام بگیرید. Bayek در حالی که در جهان بزرگ شمال آفریقا سفر میکند با چهره های تاریخی همانند کلوپاترا یا ژولیوس سزار نیز ملاقات هایی دارد. او مخفی کاری میکند، چاقو میزند، گنج پیدا میکند و با شکار برخی از مقامات عالی رتبه سیاسی مصر بخش های نادیده از سرنوشت پادهشاهی را به تصویر می کشد. تیم سازنده این بار تمرکز اصلی داستانی این قسمت را روی شخصیت اصلی و یارانش گذاشته و شخصیت های تاریخی که معمولا در طی سری نقش اساسی در قسمت های قبلی داشتند اینبار کمی به حاشیه رانده شده اند. Bayek خود شخصیتی است که تاثیر گسترده ای در جهان بازی دارد و به جهان اطراف خود و یارانش اهمیت زیادی می دهد و علیرغم اینکه در زندگی با تراژدی روبرو شده است و در راه گرفتن انتقام از آنهایی که به او ظلم کرده اند ثابت قدم می باشد، همیشه به نیازمندان یاری می رساند و به عنوان یکی از قهرمان های سری، شخصیتی مناسب به نظر می رسد . Originsاز ستینگز خود استفاده خوبی میکند، اگر همانند من از خیابان های پاریس و لندن اصلا خوشتان نیامد، حق دارید – خیابان های شبیه هم کجا و محیط های زیبای شمال آفریقا کجا ! اکثر بازیهایی که از این لوکیشن بهره برده اند نمایشی جذاب داشته اند و این به جذابیت ذاتی قاره افریقا و مخصوصا مصر باستان بر میگردد. درگیری های ایدولوژیک و برخورد های فرهنگی در طی تاریخ Ptolemaic در مصر به اوج خود رسیده بوده اند و در بازی نیز این کلش های فرهنگی/ اجتماعی حضوری پر رنگ دارند. در حدود 30 ساعت خط داستانی اصلی شما در طول مصر سفر میکنید و با یاران مختلف و دشمنان مختلفی روبرو می شوید . جهان بازی جذاب است و حس زندگی و زنده بودن را در خود به خوبی به نمایش میگذارد. از دسته پرندگان که هنگام گذر شما از مرداب ها پرواز می کنند، تا سوسمار های عظیم لب نیل و دیگر حیوانات وحشی، نمایش Origins از این محیط زیست جذاب زیباست. در کنار اینها این اکوسیستم یک هوش مصنوعی نیز قرار دارد که رفتار های زیستی این جانوارن را با یکدیگر بالانس میکند. در یک لحظه شما در حال شتر سواری هستید و یک لحظه دیگر چند اسب ابی به سمت شما یورش می برند. تراکم جزییات و عناصر محیطی بسیار بالاست و شهر های پرجمعیت بخوبی طراحی شده اند و شاید بتوان گفت Origins بهترین طراحی محیطی تاریخ سری را به نمایش میگذارد. بازی در نقشBayek بسیار آموزش دهنده است و کلی اطلاعات تاریخی در اختیار مخاطب قرار می دهد. موضو عات سیاسی و گلادیاتور ها و مسیر های مسابقات سریع و بنا های مهم و ..در کل حجم اطلاعات تاریخی بازی بسیار بالاست. درگیر یهای عظیم بین ارتش امپراطوری روم و مصر و تاثیر آن بر سرزمین نقش اساسی در خلق هسته روایت داستانی ایفا میکند و معنای خاصی به ماموریتهای اصلی و خط داستان های فرعی بازی میبخشد. موضوعاتی همچون نژاد پرستی وسیاست های مستعمراتی و موضوعاتی چون زن گریزی سیستماتیک در طی بازی بخوبی نمایش داده میشوند. خود بایک برای اکثر مناطقی که به آنها سفر میکند یک بیگانه است و بنابراین حس برخورد با این موضوعات برای مخاطب قدرت بیشتری دارد. جایی باید یک صاحب خانه ظالم را مسموم کنید و در جایی دیگر به بچه های شهر حقه های پارکور بازی یاد دهید. Origins پر است از لحظات خاص و متفاوت، برخی بخوبی در دل ساختار روایی بازی جا گرفتنه اند برخی هم شعاری و کلیشه ای هستند ولی وظیفه خود را به انجام می رسانند. با کوچ کردن از آن فرمول مشخص سری بازی های اسسنز، اکنون با محیط هایی هاب گونه و تقریبا جدا از هم و ایزوله برای انجام ماموریت ها روبرو هستیم. سطح آزادی که Origins در در اختیار مخاطب قرار میدهد یک پله از تمامی بازیهای سری بالاتر است. فعالیت ها و کویست های جانبی اکنون با جهان بازی یکپارچه تر شده اند شما قادرید با آزادی بیشتری آنها را انجام دهید. هر منطقه چندین نقطه جذاب برای کاووش در خود قرار داده است برخی کاملا در مسیر دید شما مشخص هستند مثل یک واحه یا بقایای یک قلعه خرابه و برخی مخفی، مثل تومب ها و غارهای زیر زمینی آماده برای شما تا رازهای درونشان را کشف کرده و گنج های با ارزشی را پیدا کنید. در کنار معرفی محیط های جدید و ساختار های گیم پلی تازه نفس، Origins یکی از ارکان اصلی سری را دچار تغییرات اساسی نموده است: مبارزات ریل تایم و دینامیک تر با دفاع های همزمان. دشمنان اکنون حس فعال تری دارند و نبردها پر انرژِی تر هستند. مبارازت سریع و نامشخص و حرکات نه چندان جذاب یونیتی و سندیکیت را فراموش کنید. من واقعا از مبارزات قبلی لذت نبردم –به حرکات ایوی در سندیکا دقت کنید: یک سری حرکات سریع با عصا بر سرکوبیدن و کارد قرمز پررنگی که دور هدف ایجاد می شد گویی سیبل تیراندازی است! مبارزات این قسمت پویا تر از قبل شکل میگیرند و وارد شدن و خارج شدن از کمبات طبیعی تر انجام می شود. ضربات ریتمیک سری و الگو های کانتر اتک ها بهتر شده اند و ضربات با زمانبندی دقیق تر مبارزات را چالش برانگیز تر از قبل نموده اند. سلاح های دوربرد و مبارزات از راه دور نیز تغییراتی دیده اند و میزان مانور شما در هنگام استفاده از آنها و دقتشان افزایش یافته است. برای هدف گیری دقیق یک قابلت زمان آهسته نیز اضافه شده که باعث می شود که در هنگام پرش یا هدف گیری های سرعتی بتوانید اهداف را با دقتی مرگبار مورد اصابت قرار دهید. بایک یک جنگجوی قهار است و سکانس های نبرد با گلایدتورها و کمبات فیشنر های او بسیار هیجان انگیز از کار درآمده اند. البته از آنجایی که الگوی مبارزاتی جدید برای درگیر های تک به تک بیشتر مناسب است ، درگیری همزمان با چند دشمن کمی کار را سخت خواهد کرد مخصوصا به دلیل سیستم قفل دوربین روی هدف که البته میتوان بدون قفل کردن روی هدف جنگید و از اوضاع اطراف خود در میدان نبرد خبردارتر بود زیرا دوربین قفل زاویه دید شما را در میدان نبرد محدود میکند. سعی در Assassin's Creed Origins این بوده که عناصر مخفی کاری- اکشن سری با ساختار جدید جهان باز نقش آفرینی یکپارچه شود. البته در میان نیز مشکلاتی وجود دارد برای مثال سیستم لوت جدید بازی که به شما اجازه میدهد به صورت ریل تام از دشمنان لوت دریافت کنید خود بازی را جالب تر نموده ولی مشکلاتی نیز فراهم کرده است. شما باید وقت زیادی را به دنبال لوت های خوب بگردید زیرا هنگامی که پشت سر سرباز الیت دشمن قرار گرفتید و متوجه شدید چاقوی اسسن شما برای کشتن این دشمن ضعیف است قطعا از اینکه لوت بهتری پیدا نکردید پشیمان خواهید شد. شکار و جنگیدن با حیوانات نیز جالب است . در جایی شما باید از گله شیرها گذر کنید ! و در جایی دیگر با شتر از صحرای مرگبار بگدرید. شاهین شما در اینجا حکم دید ماهواره ای شما را دارد و همه چیز را برای شما مارک میکند چه کمپ دشمن چه موجودات زنده، سکانس های شنا زیر آب و فرار از دست تمساح های آدمخوار رود نیل نیز هیجان انگیز و بیادماندنی هستند. در کل Origins توانسته سری را به قله های جدیدی هدایت کند و البته این تغییرات بدون مشکل هم نبوده اند.بهرحال جهان Origins برای کاووش تازه و جذاب است و این جذابیت بر گرفته از محیط بازی جذاب و داستان خوب آن می باشد. در طی سالهای اخیر سری، تغییرات گسترده ای به خود دیده و Origins گویی اولین قدم صحیح در خلق یک سفر تازه است. مشکلاتی در طی سفر خواهد بودولی پایان راه و مسیری که برای آینده سری مشخص میکند درخشان است.
  36. 9 امتیاز
    نمیدونم مدیر واقعا اینجا رو میخونه یا نه (یا اصلا مدیری وجود داره؟) ولی وضع سایت لیون تو این حدود دو سالی که من مرتب سرمیزنم تو بدترین حالتشه فروشگاه که خرابه ، موجودیها ناقص ، در حدی افتضاح که حتی سایت غیرتخصصی دیجیکالا بهتر از لیونه الان. این هم که وضع جنسهای موجود! آقای حسینی یا هر کس دیگه که مسئولی ، حیفه واقعاً. من هنوزم دید خوبی دارم به سایت ، انتخاب اولم برای هر خریدیه ، ولی همین دیروز به خاطر اینکه از یه نوع جنس هیچکدوم از سه انتخاب اولم موجود نبود از سایت دیگه خرید کردم. اگه اینجوری ضعیف پیش برید، با وجود اینهمه رقیب، یوزرها ول میکنن میرن. قدر این حسن شهرت رو نمیدونید شما
  37. 9 امتیاز
    سلام اینم سیستم فعلی ما البته فکر نکنم کسی تاحالا اینجوریشو دیده باشه سیستم با سه تا کارت صدا ! و گرافیک آنبورد! blaster z zxr elite pro هرسه کریتیو
  38. 9 امتیاز
    خرید امروزم از لیون (البته موس برای کسی هست)
  39. 9 امتیاز
    درود http://www.guru3d.com/news-story/intel-halts-sales-broadwell-e-intel-core-i7-6800k-6850k-6900k-en-6950x.html با توجه به عملکرد فوق العاده پردازنده Skylake-X ومادربرد هایx299 چه از لحاظ فرکانس هسته ها وتعداد بالاتر هسته ها وفرکانس ساپورت بالای رم وقیمت مناسب تر این سری اینتل (مخصوصا کارایی بالاتردر ریندینگ وادیت ونرم افزارها سه بعدی) تولید پردازندهBroadwell-E رامتوقف کرده چرا که خرید این پردازنده برای کاربران دیگر غیر منطقی هست وغیر قابل قبول هست وحتی وجود پردازنده 12 هسته i7-8700k با فرکانس 4.7گیگا هرتز وقیمت بسیار پایین تر دیگر نفس برای رقابت نسل پردازندهBroadwell-E وجود ندارد (حتی بدون حضور پردازنده Skylake-X -) هرچند ظرف چند ماه آینده( سه ماهه اول 2018 )شاهد حضور پردازنده های 10nmاینتل وچیپ z390و...خواهیم بود.واین شاید تهدید بزرگی برای حتی برای پردازنده قدرتمندنظیر (i7-7700kوi7-7740x در گیمینگ Skylake-X ( در ریندینگ وادیت ونرم افزارها سه بعدی) خواهد بود. واین شایدیکی از دلایل تولید محدود( i7-8700k ) باشد(مانند تولید محدود نسل 5 یعنی نسلBroadwell).وخالی کردن انبارها ازپردازنده سری اسکای وKaby Lake وسری Skylake-X قبل از ورود پردازنده جدید اینتل می باشد از طرفی باکاهش قیمت پردازنده amd (1950x-1920x) وتولید انبوه(ابتدا سال 2018) رایزن 2 که بر پایه am4 خواهد بود وباتوجه به اینکه از لحاظ تعداد هسته رایزن 1 نسبت به قیمت خوب ظاهر شد وبا توجه به اینکه دراین نسل کار روی افزایش فرکانس پردازنده (قصدبالا بردن فرکانس هسته ها رادارد)و اقدام دوم بالا بردن ساپورت فرکانس رم روی سوکت AM4 کار میشودوحتی احتمال ورود پردازنده ها حتی 32 یا 64هسته وجود دارد رقابت سخت ونفس گیربرای اینتل وامتیاز بزرگی برای کاربران محسوب میشود.(واگه هرروز دلار بالا نرود کاربران ایرانی نیز طمع شیرین پیشرفت تکنولولوژی را احساس خواهند کردبه امید آن روز) با توجه به دلایل بالا اینتل چاره جز حذف این سری از پردازنده ندارد .وازاین سری فقط خاطر می مانند(هر چند ممکن هست بعضی ازدوستان وارده کننده مثل قبل این سری بعنوان ضایعات از کشورها دیگر وارد کرده وبا این بهانه که قیمت دلاری اش فلان قدر هست به ملت قالب کنند.)ولی با توجه به دانش کاربران محترم این اتفاق خیلی کم اتفاق می افتاد .ولی بطور یقین بازنده این بازی فقط افراد سود جو خواهند بود.
  40. 9 امتیاز
    سلام بعد از مشکلاتی که با بازی اسسین کرید اوریجین داشتم کاملا این شکلی شده بودم : به شدت ملول شده بودم! چون مشکل این نبود که کارت نمیکشه (اگه مشکل اون بود که مینداختمش اونور یکی دیگه میذاشتم بالا و فکرم هم مشغول نمیشد! اما این کارت کافی بود و باید با همین بازی میکردم)و از پسش بر نمیاد و مشکل این بود که به درستی کار نمیده اما مشکلات گرافیکی Assassin's Creed: Origins به شکل عجیبی حل شد! و الان با تنظیماتی غیر قابل باور دارم با rx480 بازی میکنم در رزولوشن 1920x1080 روی 60 فریم!!! اولین چیزی که بهم جواب داد این بود که رزولوشن مانیتورم رو روی یک پله پایینتر از 1920 در 1080 بذارم (یک رزولوشن پایینتر با نسبت تصویر 16:9) و بازی رو روی 1920 در 1080 تنظیم کنم بصورت فول اسکرین یا بوردرلس.... اینکار خیلی بهم جواب داد واقعا! این مشکل رو توی یک بازی دیگه دیده بودم که گفتم اینم امتحان کنم تیری تو تاریکی! به این روش بالاخره یه تفاوت پردازشی واقعی توی پردازش رزولوشن 1920 در 1080 دیدم با 2560در1080 دومین مسئله! مرگ بر انویدیا و AMD با این پروفایل ها ، درایور ها و بایوس های مبتنی بر پاورسیوینگشون! مثلا در AMD برید قسمت وات من! میزان حداقل و حداکثر فرکانس هسته و حافظه رو روی یک عدد ثابت ست کنید! یعنی فرکانستون نتونه بازی کنه و مدام ثابت باشه! یعنی اگه کارت من فرکانس هستش 1305 هست ، حداقلش رو هم میذارم روی 1305 تا در طول گیم ثابت باشه! این کار به جز اینکه میانگین فریمم رو بالاتر برد بلکه مینیمم فریم ها خیلی قابل تحمل کرده! به جای اینکه از 60 قل بخوره بره روی 45 فریم الان در نهایت میره روی 56 فریم!! برای انویدیا هم قبلا از آپشن K-boost استفاده میکردم برای اینکار (در نرم افزار evga precision) یا در مواقعی که ساپورت نمیشد ویرایش بایوس میکردم ، الان رو کارتهای جدید انویدیا این kboost کار نمیکرد تا جایی که یادمه پست قبلیم رو اگه دیده باشید گفته بودم که همه چیز روی مدیوم هست! و آنتیالیازینگ و سایه ها هم روی کمترین مقدار! تنظیمات فعلیم که زمین تا آسمون با تنظیمات قبلیم از نظر کیفیت گرافیکی فرق داره(نه فقط اینکه آپشن ها روی میزان بالاتری باشه بلکه در خود صحنه های بازی هم کاملا مشخص هست) اینه : نکته 1: vsync روشن باشه اما محدودیت فریم آف باشه یا اینکه محدودیت فریم روی 60 باشه و vsync خاموش باشه ، در واقع دو تاش یکیه و هر دو فریم رو روی 60 نگه میداره( اگه مانیتورتون 60 هرتز باشه)، اما نمیدونم یادتونه یا نه توی ویچر 3 هم این حالت بود ، توی یکیش به شدت لود روی هسته های پردازنده بالا میرفت اما توی یکیش لود روی هسته ها معمولی بود... این دوحالت رو هم باید روی سیستم خودتون تست کنین ، روی سیستم من یکیشون میانگین 10 الی 20 درصد بیشتر روی هسته های پردازنده لود میندازه! و یکیشون معمولیه و لود خفنی نمیندازه! آنتی الیازینگ مثل قبل روی کمترین حد هست اما اگر نگاه کنید سایه ها از روی very low اومدن روی High (روی very high هم مشکل خاصی ندارم اما برای تعادل روی high گذاشتم!) بقیه آپشن ها هم همه از روی مدیوم اومدن روی very high و بعضیاشونم high با این تنظیمات و با اون کارهایی که گفتم در بیرون از شهر ها حدود 70 فریم میگیرم و در داخل شهر ها اکثرا 62-63 فریم هست و مینیمم فریم هم در نهایت 56 یا 57 فریمه!(این مینیمم فریم ها قبلا بین 40 تا 50 بودن) که با ثابت کردنش روی 60 فریم همه چیز اوکی میشه و 90 درصد اوقات روی 60 فریم لذت میبرم... با توجه به تنظیمات قبلی ای که بازی میکردم با میزان کارایی ای که بهم میداد این تنظیمات با این کارایی یه جورایی باور نکردنیه برام چون نه تنها فریم از میزانی بسایر کمتر و ازار دهنده اومده چسبیده به 60 بلکه کلی از آپشن ها هم از مدیوم رفتن بالاتر!
  41. 9 امتیاز
    هم ما و هم دوستانی که دارم، هزاران دلار در بیترکس داشتن، بسته شده و حساب بلوکه شده. شما میتونید وارد وبسایت بشید و به حسابتون نگاه کنید، ولی نه میتونید برداشت کنید نه میتونید تبدیل کنید و... فقط میتونید به پولهاتون که یه سری اعداد و ارقام هست، فقط نگاه کنید! خب این خیلی ناراحت کنندست که پول رو از دست بدی بخاطر هیچ و بدون اخطاری و این اصلا زیاد مهم نیست چون پیش میاد،خیلی مواقع پیش میاد به یکی پول میدیم و پس نمیده خیلی هم بیشتر از اینها. ولی ناراحتیش بیشتر ازونجا میاد که یکی براحتی بهت زور میگه، چون میتونه! چون من ضعیف هستم و نمیتونم جوابش رو بدم. این خیلی ناراحت کننده تر از اون پوله هست. موقعیکه یکمی از پولی که توی بیترکس داشتم رو از دست دادم زیاد مهم نبود چون پول میاد و میره مهم نیست. ولی هنگامیکه به ساپورت بیترکس تیکت زدم و بعد از چند ثانیه یه پیام اتوماتیک اومد و تا یک هفته بعدش حتی تیکتم رو نگاه هم نکردن، این خیلی ناراحت کننده تر بودش... بن کردن آی پی ایران هم بشدت ناراحت کننده بود وقتی دیدم واقعا بهم برخورد.اینگار مثلا ما چه کار اشتباهی انجام دادیم؟ یا حتی کشورمون چه کاری انجام داده که بخواد بن بشه.واقعا توهین آمیزه دیگه قبول داریم یه سری چیزها رو، ولی هرچیزی هم حدی داره! دیگه خداوکیلی شورشو درآوردن. بنده امضا کردم امیدوارم دوستانمون هم بیان و کمکمون کنن حتی اگر حسابی ندارن.مرسی
  42. 8 امتیاز
    کارت دو نیم اسلاتی Nitro Vega اینجاست..امروز عکس هایی از کارت NITRO RX Vega 64 از کمپانی Sapphire در فضای وب منتشر شد .البته توجه داشته باشید نمونه ارسالی به وب سایت HWBattle ممکن است تنها یک نمونه اولیه از این کارت باشد و محصول نهایی هنوز رونمایی نشده باشد.کارت NITRO RX Vega 64 دارای طراحی فن سه گانه درسیستم خنک کننده خود است (دو فن 95 میلیمتری در کنار و یک فن 85 میلیمتری در وسط) .این فن ها مجهز به چراغ LED هستند. این مدل تقریبا سه اسلات از مادربرد را اشغال میکند ، اما براکت نگهداره تنها برای دو اسلات در نظر گرفته شده است. با توجه به براکت جلویی کارت هیچ گونه پورت خروجی تصویری با نام DVI در آن دیده نمیشود.هر دو فن کناری مجهز به چراغ LED آبی رنگ هستند و معلوم نشده که آیا رنگ آبی تنها رنگ انتخابی است یا خیر.کارت NITRO Radeon RX Vega 64 با پشتیبانی از براکت نوع VGA همراه است و این بدان معنی خواهد بود که با کارت سنگین وزنی طرف هستیم. برخلاف نسخه سفارشی کمپانی XFX ، این مدل از سه وردی برق 8 پین جهت تغذیه استفاده میکند.این ویژگی خوبی محسوب نخواهد شد ، زیرا نمونه ارسالی به HWBattle دارای سرعت کلاک مرجع بوده است.اما این دستاورد میتواند به دلیل خنک سازی بهتر صورت گرفته باشد.با توجه به پخش نمودار عملکرد از این کارت وب سایت HWBattle درخواست حذف این نمودار را داده است ، چرا که این نمودار گمراه کننده بوده و محصول نهایی از سرعت کلاک و مشخصات بالاتری برخوردار است . به هر حال اگر تمایل دارید نگاهی به این نمودار بیندازید میتوانید به این لینک مراجعه کنید. منبع : Videocardz مترجم : محمد فتحی
  43. 8 امتیاز
    واقعا متاسفم برای دوستان با سابقه که بجای کمک و ارایه راه حل فقط زخم زبان میزنند. من مقداری از سرمایم تو بیترکسه و واقعا زندگیمو مختل کرده . اشتباه خودم بوده وپای این موضوع هستم. ولی به رخ کشیدن این مسئله دردی از من دوا نمیکنه. میان دعوای 2 کشور له شدیم.... ------ دوستان عزیزی که از مشکلات گیمر ها میگن.اینجا اصلا مناسبتی نداره .....
  44. 8 امتیاز
    جالبه همه فکر میکنن اشکال از اونوره که همچین رفتارهایی ازشون سر میزنه و نمیخوان علت اصلی داخلی اینور رو ببینن
  45. 8 امتیاز
    Call Of Duty: WWII نقد و بررسی بازگشتی شکوهمند به ریشه ها نفس با دیدار از اروپای دهه 40 به شماره می افتد. جنگ و نابودی. جنگ که هرگز تغییر نمیکند. جنگ که مکنده زندگی است. بازگشت شکوهمند COD به WWII نه تنها بازگشت به خانه است ، جایی که در سال 2003 رویPC سفرش را آغاز کرد بلکه نمایشی زیبا از ارتباط برادرانه ای است که بین همرزمان شکل میگیرد. ارتباط به غریبه ها در مادهایی مثل مچ های اونلاین یا زامبی مود چیز عجیبی نیست، اما COD WWII در بخش راویت داستانی هم خوب ظاهر میشود و دسته برادرانی را دنبال میکند که برای ما کم کم مهم میشوند و با شدت گرفتن نبرد برادری خود را در میدان نبرد قوی تر می کنند.بازی از دید یک سرباز آمریکایی و یارانش در میدان نبر روایت می شود، داستانی تاثیر گذار از اروپای نازی زده و نابود شده ،نابودی که گریبانگیر مردم آلمان نیز شده است. ترکیب بخش قوی مولتی پلیر با بخش تک نفره داستانی قوی ، بسته ای عرضه کرده که همه آن چیزی که به عنوان یک شوتر سریع و هیجان انگیز به آن نیازداریم در آن موجود است.شوتری که نه تنها COD را به اوج برگرداننه بلکه از فرمول های تکراری سالهای اخیر دور نموده است. یک شوتر تک نفره که ماجرایش از سواحل نرماندی تا Rhine اتفاق می افتد چیز جدیدی نیست ولی داستانی که WWII رو روایت میکند واقعا تجربه خاص و فراموش نشدنی خواهد بود. ماجرای سفر شما در نقش رونالد دنیلیز و واحد یکم پیاده نظام فراموش نشدنی است. یک شوتر چند ساعته هیجان انگیز با درگیر های نفر به نفر و ست پیس های خیره کننده که با گرافیک و صدایی ناب زنده شده است.صدا برداری خیره کننده چنان است که صدای مسلح سازی تفنگ ها نیز حتی هیجان انگیز می نماید. سفری عمیق در جهانی زیبا ولی اکنده از غم مرگ و نابودی . شخصیت پردازی های عالی برای تمام اعضای جوخه باعث افزایش قدرت بار روایی داستان گردیده است. این شخصیت ها زنده هستند و در طول نبرد به شما کمک رسانده و در تیره ترین بخش های سفر همراهی تان میکنند. بهترین رفیقتان Robert Zussman مراقب سلامتی شما است و بسته های سلامتی را برایتان فراهم میکند. Drew Stiles نیز بسیار موثر است و نمیگذارد بدون نارنجک بمانید! William Pierson نیز با نقش آفرینی خوب Josh Duhamel از سری ترنسفورمز( هرچند آنجا اصلا خوب نبود البته تقصیر او نیست!) فرماندهی بی باک و جنگ دیده است که مرتب با دوربین موقعیت ها را رصد میکند و دشمنان را برای شما تگ میکند. . این ویژگی ها به یک سیستم Cooldown قدرت مثل سیستم های بازی های نقش آفرینی بسته شده که با کشتار بیشتر دشمن مدت زمان کول داون برای استفاده بعدی از این توانایی ها کاهش می یابد. این روش طراحی گیم پلی در مجددا فراهم کردن تجهیزات و امکانات راه بسیار خوبی برای خدمت رسانی به تمرکز بخش داستانی در قوی تر کردن رابطه شما با یارانتان در میدان نبرد بوده است. در حالی که تمرکز اصلی روایی داستان بر روی دنیلز است ،توسعه دهنده اسلج همر با دقت تمام، زاویه دی مخاطب را تغییر میدهد و گهگاهی شما در نقش دیگر اعضای جوخه نیز ظاهر می شوید. خوب است که جنگ را از دید انسان های مختلف ببنید، ترسی که آنها دارند افکارشان و.. راننده تانک Perez تا Rousseau از اعضای مقاومت. این تغییرات باعث می شوند شما حس یک ارتش تک نفره را نداشته باشید و نبرد را از چشم انسان های دیگر نیز مشاهده کنید. درست است که دنیلز یک تک تیر انداز حرفه ای است و شاید بهترین باشد ولی این کار گروهی و کمک رسانی یاران به هم است که پاداش بخش خواهد بود. مبارزات فقط با سرعت رفتن به سمت هدف بعدی نیست. شاید کاورگیری پشت یک میز افتاده به شما فرصت دهد پس از شلیک به خود را به نقطه بعدی برسانید. نبرد ها در بازی از چک پوینتی به چک پوینت دیگر حماسی و بیاد مادندنی هستند و چه درحال شلیک با سلاح های تمام اتوماتیک باشید یا در حال مخفی کاری، کمپین تک نفره به خوبی اجرا شده است و پاداش بخش علاقه مندان بخش داستانی سری می باشد. در هر لحظه از نبرد به دلیل وجود سیستم پشتیبانی و همراهی یاران؛ حتی در سخت ترین نبردها نیز حسی از اعتماد به نفس در خود خواهید داشت زیرا یکی ازاعضای جوخه هوای شما را دارد. نتیجه هر چه باشد ارضا کننده است، بازگشت به WWII به راستی به COD می آید و یاد آور شکوه سری در بازیهای قدیم مانند COD1 و COD 2 می باشد. داستان بازی با میزان متناسبی از بار احساسی پر شده است که هم در سکانس های نبرد هم در کات سین ها بخوبی پیاده سازی می شود. شما قادرید با نجات زخمی ها یا یاران گیر افتاده و یا حتی بخشیدن ناتزی های تسلیم شده بر میزان شهرت قهرمانانه خود بی افزایید.در سکانس های عالی اسلج همر به شما اجازه میدهد با کمک به آلمانی های گیر افتاده در میدان جنگ و خارج کردنشان به مناطق امن به بار انسانی داستان قدرت ببخشید تا از تاثیر منفی میزان بالای کشتار کمی کاسته شود. د رنهایت حتی اگر همه شوتر های خلق شده در اروپای نابود شده wwII با توانایی شان در به تصویر کشیدن نبرد D-Day ( همان سکانس اغازین نبرد ساحل نورماندی) سنجیده شوند این CODWWII است که به دلیل طراحی تاثیر برانگیزش و نحوه انتقالش به مخاطب چنین تاثیر برانگیز ظاهر می شود. رسیدن به محل پیاده سازی نیروها در سکانس ساحل من را در غم و اندوه فرو برد، اندوهی ناشی از دانستن حقیقت اینکه من زنده خواهم ماند ولی خیلی از همرزمان کشته خواهند شد. در یکی از بهترین تجربیات شوتر های نظامی سالهای اخیر CODWWII موفق میشود قدرت واقعی سری را به نمایش بگذارد ازسکانس های نبرد در جنگال های یخ زده تا شهرهای خرابه براستی همه براستی نفس گیرند و هراسناک و با دور شدن از توانایی های ابر انسانی قسمت های قبلی، شمایید و باران گلوله و یک cod کلاسیک. صدای گوش خراش تیربار ها در خیابان های خالی اروپایی به میدان نبرد تبدیل شده هیچگاه اینگونه هراسناک نبوده است.
  46. 8 امتیاز
    اینم سیتم جدید ما تو یه جمله بگم رایزن حرف نداره
  47. 8 امتیاز
    « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ » تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد -- دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی سلام دوستان خوب لیونی . هدف از زدن این تاپیک اطلاع کاربران از هم دیگه هستش . مخصوصا زمانی که نمی تونیم به فروم سر بزنیم . بارها شده که بعضی از کاربرها ( از جمله خودم ) بنا به دلایلی نتونستند مدتی به سایت سر بزنند . اینجا میتونیم قبل از این اتفاق به بقیه دوستانمون اطلاع بدیم . امیدوارم دوستانی که به هر علتی ( مثل مسافرت و ... ) برای مدتی نمی تونن به فروم سر بزنن در اینجا دوستان خودشون رو مطلع کنند . برای شروع : حضور بنده در فروم طی چند روز آینده به شدت کم میشه و معلوم هم نیست کی بتونم مثل قبل به فروم سر بزنم . با تشکر از همگی .
  48. 7 امتیاز
    کمپانی اینتل به تازگی اعلام کرد ، ماژول های DIMM مبنی بر تراشه های Optane را تا نیمه دوم سال 2018 روانه بازار خواهد کرد.DIMM های Optane را می توان بزرگترین تغییر در حافظه های کامپیوتری در دو دهه اخیر دانست.DIMMهای Optane بسیار پایدار هستند و شامل ویژگیهای مفید تراشه های DRAM و NAND flash هستند . ازاین ویژگیها سرعت بالا با زمان تاخیر کم از تراشه های DRAM و باقی ماندن داده ها پس از قطع انرژی نیز از تراشه های NAND به ارث رسیده است.این افزایش سرعت و تاخیر کم ، با فناوری 3D XPoint میسر شده اند.در حال حاضر اینتل مشغول فروش SSD های رده مصرفی بر اساس این فناوری است و به همین دلیل تولید چیپ هایی بر اساس فناوری 3D XPoint را افزایش داده است. اینتل DIMM های Optane را در خلال کنفرانس جهانی فناوریهای 2017 USB نمایش داد. DIMM های Optane به عنوان یک دستگاه ذخیره سازی اولیه معرفی شدند و میتوانند نقش یک دستگاه نقشه برداری از حافظه را ایفا کنند. همه اینها حتی با تراکم بسیار بیشتر نسبت به آنچه که حافظه های DDR4 DRAM فراهم میکنند را میسر کرده است.طبق معمول ، بخش سازمانی اولین مکانی خواهد بود که این فناوری را در اختیار خواهند داشت. با این که اینتل با هدف محاسبات گسترده و مانند ( نزدیک به سوپر کامپیوترها )، این صنعت را به سمت دیگر بخش های سازمانی سوق میدهد، اما قبل ازهر چیز مجبور خواهد بود در نهایت راه خود را به بخش مصرف کننده و بخش هایی از این پیشرفت به صنعت DRAM متوسل کند تا بتواند همه اقدامات خود را با هم انجام دهد و یا اینکه قیمت ها را کاهش دهد و یا تراکم را افزایش دهد یا اینکه به طور اتفاقی از این مسیر جدا شود. منبع : Techpowerup مترجم : محمد فتحی
  49. 7 امتیاز
    رزیدنت اویل 7 بازی خوبی بود ولی ولی این ولی ها مهم است : یک نقد کوچک برای اویل 7 از رضا: چون اگر بخوام بنویسم حواسم پرت میشه کتا ب میشه! یکی از موضوعاتی که میشه از 7 ایراد گرفت و من قطعا میگیرم تغییر زاویه دوربین بود چرا اینکار انجام شد ؟ آیا کپکام رو جو VR گرفت؟100% خوب آیا وقتی اول شخص هستیم ما پشت سر رو نمیبیینم درسته ؟ باید بچرخیم اینا میخواستن توی همون چرخش ترس ایجاد کنن . من از اینکار خوشم نمیاد . از باز یهای مثل اوت لست و .... که فقط یک چراغ قوه و دوربین میده به شما و خیلی سادیست وار مثلا مجبورتون میکنه مخفی بشید یا فرار کنید یا مثل دختر کوچولو جیغ بزنید!! این قالب بازی اوت لست برای سینما مناسب است نه بازی . سری فیلم های RECبرای مثال- بازی رو من دوست دارم باهاش تعامل داشته باشم. بازی DOOM 3 یکی از ترسناک ترین بازی های تاریخ بود اوت لست و ... مثل جک هستند مقابلش . مرحله اخر در جهنم با اون بچه کوچولوهای بالدار و ... فراموش نشدنی است ولی Doom 3 از سلاح دادن نمی ترسید شما قوی ترین سلاح رو در ترسناک ترین محیط ها همراه داشتید اون میشد ترس اصیل. می ترسیدید ولی میجنگیدید نه مثل بچه کوچولو هی قایم بشید در کمد! خوب اویل 7 نباید میرفت سراغ امثال اوت لست . خودش بازی بسیارمشهوریه کپی برداری از این نیمچه بازیها جالب نیست. ضمنا اصلا به دوربین اول شخص احتیاجی نیست برای خلق هراس. اتمسفریک و هراسناک ترین بازی تاریخ سایلنت هیل دو است که دوربین شناور کلاسیک داشت . همین شیطان دو از نمای سوم شخص استفاده میکنه. من با تغییر دوربین اونم بخاطر 1 درصد کاربر VR موافق نیستم و نبودم . اویل که شوتر نیست. حالا ببنید بازی چون برای VR ساخته شد چقدر ضربه خورد. اولا چون کپکام نمیدونست بازی میگیره یا نه و اینکه بازی VR بدلیل موشن سیکنس نمیشه طولانی باشه اومد کوتاه ساخت در حد شرم آور !! من سیو دارم از اویل 7 در سه ساعت و خورده ای تمامش کردم! زیر چهار ساعت باید بزنید تا یک سری ایتم های ویژه براتون آزاد بشه ! یعنی چه 4 ساعت بازی ؟ بعد 59 دلار؟ این یک ضربه - حالا همین کوتاه شدن بازی اپلای میشه به بخش های دیگر مثلا تنوع بسیار کم دشمنان بازی کلا 4 یا 5 مدل دشمن در باز ی وجود داشت ! مقایسه کنید با سری های دیگر رزیدنت اویل و یا همین بازی شیطان 2!تنوع دشمنان و زمان کمپین که برای من تا 18 ساعت هم طول برد روی کابوس! حالا این تنوع کم دشمن باعث میشد برخورد ها بسیار کم باشه و بسیار تکراری! چیزی به نام هراس در اویل 7 وجود نداشت فقط برای دور اول شاید یکم ترس اونم دشمناش بعد از 5دقیقه لو میرفتن. مقایسه کنید با همین شیطان دو. اینقدر فرایند بازی کوتاه و تکراری بود که شما در همون دور اول تمام هیجان رو تجربه میکردید و دیگه ارزش تکرار صفر. ضربه بعدی کوتاهی بازی به محیط بود که بسیار کوچک و کوتاه بود و کلی بک ترکنیگ داشت و و میشد اسپید ران همش رو تو نیم ساعت رفت. اینها همه ایراد بودن. ارتقا سلاح وجود نداشت . چون دشمنی نبود که شما بخواید بکشید که حالا ارتقا بدید یا نه. باس اخر 7 واقعا ضعیف و کوتاه بود با 4 تا مگنوم میمرد! مقایسه با باس های اخر شیطان دو نبرد با اسپویلر !!!! --------------------همسر سبسشن در لیمبو هم از بعد بصری هم موسیقی هم گیم پلی خیره کننده بود. نکات مثبت اویل 7 هم اتمسفر عالی و طراحی هنری و گرافیک و صدای خیلی قوی و باس های اعضای خانواده جذاب هر کدوم باهاشون روردرو می شدید خوب بودند. Survival در شیطان دو خیلی قوی تر از اویل 7 است مدیریت ایتم ها خلق منابع و جمع آوری آنها. در کل کپکام فکر نمیکرد بازی شیطان درون 2 اینجور برای بازیش شاخ بشه چون این ساخته استاداست و اون نه- هرچند بازی رزیدنت اویل 7 بازی خوبی بود.
  50. 7 امتیاز
    سلام دوستان محترم. این تاپیک در ارتباط با نرم افزار Merito هست. درباره ی نرم افزار Merito : با استفاده از این نرم افزار، شما کامپیوترتون رو در حالت استخراج پول قرار میدید، که به مرور آروم آروم حسابتون شارژ میشه، که در نهایت میتونید بازی های استیم رو بصورت اورجینال از طریق شارژ حسابتون، تهیه بفرمائید نکاتی در این ارتباط: نیاز هست که کامپیوتری با کارت گرافیک خوب، داشته باشید. زمان بر هست. برای گیم نت ها بسیار روش خوبیه چراکه چندین کارت گرافیک و کامپیوتر دارند و اکثر اوقات روشن هست. بهترین حالت اینه که هرموقع که کار خاصی با کامپیوتر ندارید، یا مثلا در حال تماشای فیلم یا دانلود هستید، بگذارید با این کار، حسابتون شارژ بشه و هر ماه یکی دو بازیِ اورجینال تهیه کنید. و اینهم آموزش ویدیویی این نرم افزار که توسط بنده تهیه شده. امیدوارم این روش به کارتون بیاد و بتونید بازی هایی که دوسشون دارید رو تهیه کنید: http://www.aparat.com/v/dIYKa http://www.aparat.com/v/dIYKa هر عزیزی که تست کرد و به نتیجه رسید، خوشحال میشیم بگید چه بازی ای تونستید تهیه کنید. هر مشکلی چیزی هم وجود داشت بیان کنید تا با کمک همدیگه، سعی میکنیم مشکلتون رو حل کنیم. موفق و سلامت باشین عزیزان.